یک تلفن کوتاه، یک مأموریت ناگهانی و روزهایی که معلوم نیست کی تمام میشود؛ این روایت فقط متعلق به نیروهای نظامی و امنیتی نیست. پشت هر مأموریت، زنانی زندگی میکنند که همزمان باید مادر باشند، پدر باشند، مدیر خانه باشند و ترسهایشان را از چشم فرزندان پنهان کنند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، وقتی از مأموریتهای نظامی و امنیتی سخن گفته میشود، نگاهها معمولاً متوجه کسانی است که در میدان حضور دارند؛ مردانی که لباس رزم یا امنیت بر تن دارند و مسئولیت حفظ امنیت کشور را برعهده گرفتهاند. اما در پشت این تصویر، گروه دیگری نیز زندگی میکنند که کمتر دیده میشوند؛ زنانی که هر بار با صدای تلفن نیمهشب، خبر یک مأموریت ناگهانی یا روزهای طولانی بیخبری، بار سنگینی از مسئولیت را به دوش میکشند.
پژوهشهای علمی در دو دهه اخیر نشان میدهد مأموریتهای نظامی و امنیتی تنها یک تجربه فردی برای نیروهای عملیاتی نیست، بلکه کل خانواده را درگیر میکند. پژوهشگران حتی از اصطلاح «خانواده در مأموریت» استفاده میکنند؛ زیرا آثار روانی، اجتماعی و تربیتی این مأموریتها میان همه اعضای خانواده توزیع میشود.
وقتی مادر، هم پدر میشود و هم مادر
یکی از مهمترین یافتههای تحقیقات بینالمللی، تغییر نقش زنان در دوران مأموریت همسران است. در این دوره بسیاری از زنان ناچار میشوند همزمان مسئولیت مدیریت اقتصادی، تربیتی، عاطفی و اجرایی خانواده را برعهده بگیرند.
مطالعات نشان میدهد که در دوران غیبت همسر، میزان استرس والدگری افزایش پیدا میکند و مادران با حجم بیشتری از تصمیمگیریهای روزمره مواجه میشوند. این فشار بهویژه در خانوادههایی که فرزند خردسال دارند بیشتر دیده میشود.
اما نکته جالب اینجاست که بسیاری از این زنان در کنار تجربه فشار روانی، مهارتهای تازهای نیز کسب میکنند؛ از مدیریت بحران و تصمیمگیری مستقل گرفته تا افزایش اعتمادبهنفس و توانمندی اجتماعی. پژوهشهای حوزه تابآوری خانوادههای نظامی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این خانوادهها بهمرور زمان سازوکارهای موفقی برای سازگاری با شرایط دشوار پیدا میکنند.
اضطرابی که همیشه دیده نمیشود
شاید مهمترین تجربه مشترک همسران نیروهای نظامی و امنیتی، اضطراب مزمن باشد؛ اضطرابی که الزاماً به شکل آشکار بروز نمیکند.
مطالعات انجامشده روی همسران نیروهای اعزامی نشان داده است که میزان اضطراب، افسردگی و فشار روانی در دوره مأموریت افزایش پیدا میکند. پژوهشگران این وضعیت را «استرس ناشی از استقرار عملیاتی» توصیف میکنند؛ وضعیتی که در آن فرد باید میان نگرانی برای سلامت همسر، مدیریت خانواده و حفظ آرامش فرزندان تعادل برقرار کند.
این فشار زمانی پیچیدهتر میشود که ماهیت مأموریت محرمانه یا امنیتی باشد و امکان توضیح جزئیات برای اعضای خانواده وجود نداشته باشد؛ موضوعی که در بسیاری از خانوادههای نیروهای امنیتی تجربهای آشنا محسوب میشود.
کودکان؛ قربانیان خاموش یا قهرمانان پنهان؟
بخش مهمی از مطالعات علمی به وضعیت فرزندان این خانوادهها اختصاصیافته است.
یک فراتحلیل که نتایج دهها پژوهش را بررسی کرده، نشان میدهد غیبت طولانی یکی از والدین میتواند با افزایش نشانههای اضطراب، افسردگی، مشکلات رفتاری و افت تمرکز در برخی کودکان همراه باشد. بااینحال شدت این پیامدها به عوامل مختلفی مانند سن کودک، کیفیت روابط خانوادگی و وضعیت روانی والد حاضر در خانه بستگی دارد.
پژوهشگران تأکید میکنند که مهمترین عامل محافظتکننده برای کودک، سلامت روان و ثبات عاطفی مادر در دوران مأموریت است. هرچه مادر بتواند فضای خانواده را آرامتر و قابل پیشبینتر مدیریت کند، احتمال بروز آسیبهای روانی در کودکان کاهش پیدا میکند.
سرمایه اجتماعیِ نادیده امنیت کشور
بیشتر مطالعات جدید از زاویه دیگری نیز به این موضوع نگاه میکنند؛ اینکه خانوادههای نیروهای نظامی و امنیتی تنها مصرفکننده حمایت نیستند، بلکه خود بخشی از سرمایه اجتماعی کشور محسوب میشوند.
مرور پژوهشهای انجامشده درباره تابآوری خانوادههای نظامی نشان میدهد شبکههای خانوادگی، دوستان، گروههای محلی و حمایتهای اجتماعی نقش تعیینکنندهای در حفظ سلامت روان همسران و فرزندان دارند. هرچه این شبکههای حمایتی قویتر باشند، توان خانواده برای عبور از بحرانها بیشتر میشود.
به بیان دیگر، امنیت ملی تنها در مرزها و مراکز عملیاتی تولید نمیشود؛ بخشی از آن در خانههایی شکل میگیرد که زنانشان هر روز با نگرانی زندگی میکنند اما اجازه نمیدهند این نگرانی ستونهای خانواده را متزلزل کند.
زنانی که باید بیشتر دیده شوند
شاید یکی از خلأهای جدی رسانهای در ایران همین باشد. در سالهای اخیر درباره مأموریتها، عملیاتها و شهدای امنیت بسیار گفته شده است، اما کمتر از زنانی سخن رفته که سالها با واقعیت مأموریت، بیخبری، جابهجاییهای مکرر و مسئولیت مضاعف زندگی کردهاند.
مطالعات علمی جهان نشان میدهد این زنان صرفاً «همسر نیروهای نظامی و امنیتی» نیستند؛ آنان مدیران پنهان خانواده، حافظان ثبات روانی فرزندان و یکی از مهمترین حلقههای تابآوری اجتماعی در شرایط بحران محسوب میشوند. شاید وقت آن رسیده باشد که روایت امنیت را نه فقط از سنگرها، بلکه از خانههایی نیز بشنویم که در سکوت، بخشی از بار امنیت کشور را بر دوش میکشند.
انتهای پیام/
نظر شما