حجتالاسلام عباسیولدی با تأکید بر ضرورت تعیین تکلیف جامعه دینی با حقایق عالم معنا گفت: اگر مفاهیم قرآنی و روایی که با محاسبات مادی سازگار نیستند، در تربیت کودکان و نوجوانان نادیده گرفته شوند، این مسئله به نقصی بزرگ در مسیر تربیتی و مدیریتی جامعه تبدیل خواهد شد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، حجتالاسلام محسن عباسیولدی در سخنانی با تأکید بر ضرورت بازنگری در نسبت نظام تربیتی با مفاهیم قرآنی و روایی اظهار داشت: جامعه دینی باید یک بار برای همیشه تکلیف خود را با حقایقی که در قرآن و روایات آمده، اما با محاسبات مادی و فضای ذهنیِ برآمده از تفکر مادیگرای غربی سازگار نیست، روشن کند.
۱. ضرورت تعیین تکلیف با حقایق الهی در برابر تفکر مادی
ما باید یک بار برای همیشه تکلیف خود را با آن چیزهایی که در قرآن و روایات آمده و با «دو دوتا چهارتا»های عالم ماده و آن فضای ذهنی که تفکر مادیگرای غربی برای انسانها تولید میکند، مشخص کنیم. بالاخره میخواهیم چکار کنیم؟ آیا اینها را باید برجسته کنیم، یا از کنارشان به راحتی رد شویم، یا اینها را به حاشیه ببریم و اصلاً دربارهشان حرف نزنیم؟ آیا این قصهها را که تعریف میکنیم، برای بچهها بگوییم یا نگوییم؟ آیا اجازه دهیم تا سن سیزده، چهارده، پانزده سالگی ذهن بچهها نسبت به مسائل مختلف، یک ذهن مادی باشد و از چهارده، پانزده سالگی شروع کنیم درباره این مسائل حرف بزنیم؟ واقعاً باید تکلیف خود را با این مسائل مشخص کنیم.
۲. پیامدهای نادیده گرفتن حقایق غیبی در نظام تربیتی
اگر اینها حقایق عالم هستند و اگر اتفاقاً آن جنبه اصلی حقیقت عالم میباشند، ولی آنقدر در زندگی و در تفکرات ما به حاشیه رانده میشوند، این یعنی یک نقص بسیار بزرگ در مسیر تربیتی ما. تا وقتی که این مسئله را مشخص نکنیم، با آن کنار نیاییم و تکلیفش را معلوم ننماییم، نه فقط در زندگی فردیمان، بلکه در زندگی اجتماعیمان نیز دچار مشکل خواهیم شد.
۳. تأثیر تفکر مدیر بر حاکمیت سبک فکری در مجموعهها
اگر من به عنوان محور یک خانواده قرار گرفتم، محور یک مجموعه نظامی، محور یک مجموعه علمی، محور یک مجموعه آموزشیتربیتی، مسئول یک هیئت شدم، مدیریت یک مجموعه فرهنگی را به عهده گرفتم، وارد هر کجا که بشوم، چون محور شدم و مدیر شدم، این تفکر من کاملاً حاکم میشود بر آن مجموعهای که زیر نظر من است. در مجموعه علمی، اگر من مدیر شدم، دیگر اصلاً این بُعد از عالم معنا پیدا نمیکند، چون من این بُعد و امدادهای غیبی الهی را در حاشیه — نهایتاً در حاشیه — برایش ارزش قائل هستم.
۴. چالش حاکمیت مادیگری بر عرصههای جهاد فرهنگی
اگر رفتم در یک فضای فرهنگی و شدم مدیر مجموعهای که وظیفهاش این است که در خط مقدم جبهه جنگ نرم با دشمن مبارزه کند، باز هم «دو دوتا چهارتاست»، باز هم قوانینی که به آن پایبندم و بر اساس آن میجنگم، قوانین «دو دوتا چهارتایی» مادی است. و مجموعاً هم بر اساس همین قوانین تدبیر میکند، نقشه میکشد و مبارزه میکند. این که میگویم، واقعاً باید برایش فکری کرد. چون هر کدام از ما به میزان تأثیری که در یک مجموعه داریم — ولو اینکه آن مجموعه کوچک باشد — برای دیگران آیندهسازی میکنیم و خط مشی آنها را تعیین میکنیم. حتی اگر آن مجموعهای که بر آن تأثیر میگذاریم، یک مجموعه کوچک مثل یک خانواده باشد.
انتهای پیام/
نظر شما