معاون فرهنگی حوزه علمیه خواهران استان هرمزگان در یادداشتی درباره تشییع ۶٨ قطعه از بدنهای کودکان مدرسه شجره طیبه میناب نوشته است؛ اینجا دیار میناب است؛ جایی که زمان گویی در نقطهای از تاریخ متوقف شده تا روضهای مکرر را در برابر دیدگان مجسم کند. تشییع ۶۸ پارهتنی که عطر شهادت را دوباره در کوچههای شهر پراکندهاند، روایتی است جانسوز از بقایای مطهر ۳۴ شهید؛ حماسهسازانی که خانوادههای صبورشان پس از سالها چشمانتظاری، برای دومین بار فرزندان خود را به آغوش خاک سپرده و بار دیگر طعم وداع و سوگ را چشیدند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/هرمزگان، متن یادداشت زهرا محسنزاده، معاون فرهنگی حوزه علمیه خواهران استان هرمزگان به شرح زیر است:
باید در آن فضا نفس کشیده میشد تا سنگینی هوا و بغضهای شکسته پیچیده در آسمان شهر، با تمام وجود حس شود. در میان دریای خروشان جمعیت، نگاهها بیاختیار به شانههای لرزان پدران و چشمان بارانی مادرانی گره میخورد که گویی داغشان از نو متولد شده بود. حادثهی میناب، تنها یک ورق از تقویمِ پر افتخار این سرزمین نیست؛ زخمی است مقدس که امروز با عطر استخوانهای تازه تفحص شده، دوباره سر باز کرد تا یادمان بیاورد بهای ایستادگی و امنیت این مرز و بوم چه بوده است.
آن روز نه فقط چند تکه استخوان، که ۶۸ پاره از خورشید روی دستان پرمهر مردم بدرقه شد. جانکاهترین و در عین حال شکوهمندترین تصویر این تشییع، تماشای صلابت خانوادههایی بود که برای دومین بار، تابوت فرزندانشان را به دوش میکشیدند و با صبری جمیل روایتگر ایثار شدند.
چه امتحانِ غریبی است این امتحانِ دوباره داغ! یک بار پیکری ارباً اربا را در دل خاک به امانت سپرده بودند و حالا پس از سالها سکوت و صبوری، پارههای دیگری از همان تنِ بهشتی را در آغوش میفشردند. دو بار تشییع، دو بار وداع، دو بار سوختن و همچون کوه ایستادن؛ این خانوادهها تفسیرِ زندهی صبر زینبی در عصر ما هستند.
با چشمِ دل میشد دید که چگونه خاک هرمزگان، آغوش گشوده تا بندبندِ امانتهای آسمانیاش را به سینه بچسباند. اینجا، روی این خاک مقدس، معنای حقیقی «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در مقابل دیدگان همگان تجلی یافت. هر پارهتنی که بر دستهای مردم بالا میرفت، گویی آیهای از استقامت را تلاوت میکرد و روضه مقطعالاعضا را در گوش جانها طنینانداز میساخت.
این ۳۴ شهید، با بازگشتِ دوباره پارههای تنشان، نیامدند تا فقط داغی را تازه کنند؛ آنها آمدند تا بیدارباشی برای دلهای خفته باشند. آمدند تا با زبان بیزبانی بگویند راه حسینی شدن و حسینی ماندن، هیچگاه در غبار زمان گم نمیشود. سلام و رضوان خدا بر آن ۳۴ شهید، سلام بر آن ۶۸ پاره تن، و هزاران درود بر دلهای بیکران و صبور خانوادههایی که دو بار، پیامآور عزتمندی فرزندان خویش شدند.
انتهای پیام/
نظر شما