در بسیاری از خانههای امروزی، خانوادهها در کنار یکدیگر زندگی میکنند، اما حضورشان تنها به جسم محدود شده است. هر یک از اعضای خانواده غرق در تلفن همراه یا تبلت خود هستند؛ سکوتی سنگین بر خانه حاکم است و تنها صدای اعلان گوشیها یا خنده کوتاه کودکی که ویدئویی را به تنهایی تماشا میکند، این سکوت را میشکند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، این صحنه که هر روز در میلیونها خانه تکرار میشود، نشانه آرامش نیست، بلکه از پدیدهای نگرانکننده به نام «تربیت دیجیتالی خاموش» حکایت دارد؛ پدیدهای که بهآرامی روابط خانوادگی را تضعیف و نقش والدین را کمرنگ میکند.
به گزارش پایگاه خبری بنفسج، در این وضعیت، اعضای خانواده اگرچه در یک خانه زندگی میکنند، اما ذهن و احساسشان در دنیای بیپایان فضای مجازی سرگردان است.
کودکی که از همان سالهای نخست زندگی، بیشتر از چهره والدین به صفحهنمایش خیره میشود و پدر و مادرش را نیز همواره سرگرم تلفن همراه میبیند، بهتدریج توانایی درک احساسات واقعی انسانها، همدلی، برقراری ارتباط عاطفی و شناخت زبان بدن را از دست میدهد.
نتیجه این روند، شکلگیری خانوادههایی است که تنها ظاهرِ باهم بودن را حفظ کردهاند؛ پدری که هنگام شنیدن حرفهای فرزندش چشم از تلفن همراه برنمیدارد و مادری که در حالی سرش را به نشانه تأیید تکان میدهد که ذهنش در شبکههای اجتماعی مشغول گشتوگذار است.
در گذشته، خانه نخستین مدرسه تربیت بود؛ مادر با قصهها و مهربانی، ارزشها را به فرزند منتقل میکرد و پدر پاسخگوی پرسشهای کودک و راهنمای او در شناخت جهان بود.
اما امروز بسیاری از والدین، آگاهانه یا ناآگاهانه، این مسئولیت را به «مربی جدید» یعنی صفحهنمایشها واگذار کردهاند. اکنون الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و اینترنت، بدون نظارت خانواده، پاسخ پرسشهای کودکان را میدهند، آنان را سرگرم میکنند و شخصیت، باورها و احساساتشان را شکل میدهند؛ محتوایی که گاه با فرهنگ، هویت و ارزشهای اخلاقی و دینی خانوادهها فاصله زیادی دارد.
این واگذاری خاموش، مفهوم والدگری را نیز تغییر داده است. پدر و مادر که باید پناهگاه امن و اصلی فرزند باشند، به حضوری کمرنگ تبدیل شدهاند و تربیت، از یک فرآیند زنده و تعاملی میان اعضای خانواده و حتی پدربزرگها و مادربزرگها، به نوعی «والدگری نیابتی» و «تربیت دیجیتال» توسط فناوری تبدیل شده است.
پیامد این تغییر تنها کاهش گفتوگوهای خانوادگی نیست، بلکه رشد عاطفی و اجتماعی نسل جدید را نیز تهدید میکند.
گفتوگوی روزانه میان والدین و فرزندان فقط تبادل کلمات نیست؛ کودک در این تعامل، زبان بدن، همدلی، احترام، صبر، کنترل احساسات، شیوه حل اختلاف، مدیریت خشم و مهارتهای ارتباطی را میآموزد.
محروم شدن از این تجربههای روزمره، کودکان را از مهمترین فرصتهای رشد شخصیتی و اجتماعی دور میکند.
کارشناسان هشدار میدهند که نتیجه این فاصله خاموش، ظهور نسلی است که از نظر روانی آسیبپذیرتر است و در بیان احساسات، برقراری ارتباط مؤثر و حل مشکلات زندگی واقعی با دشواری روبهرو میشود.
کودکی که گفتوگوی خانوادگی را تجربه نکرده، نیاموخته چگونه محترمانه مخالفت کند یا احساس ناراحتی خود را بیان کند، در مواجهه با چالشهای اجتماعی به جای حل مسئله، بیشتر به دنیای مجازی پناه میبرد و در چرخهای از انزوا گرفتار میشود.
در کنار این آسیبها، استفاده بیرویه از صفحهنمایشها موجب تضعیف بسیاری از ارزشهای بنیادین نیز شده است. کودکان به دلیل دسترسی فوری به محتوا، به ارضای آنی خواستههای خود عادت میکنند و صبر، پشتکار و تحمل سختی در آنان کاهش مییابد.
همچنین، حضور مداوم در فضای مجازی و بیتوجهی به گفتوگوی والدین، از احترام به بزرگترها و اقتدار تربیتی خانواده میکاهد.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی این تصور را در ذهن کودکان و نوجوانان ایجاد میکنند که همه جزئیات زندگی باید منتشر و با دیگران به اشتراک گذاشته شود؛ از غذا و سفر گرفته تا لحظههای غم و شادی.
در نتیجه، مفهوم حریم خصوصی، حیا و حرمت خانواده بهتدریج رنگ میبازد و روابط صمیمی خانوادگی به محتوایی برای جلب توجه و افزایش بازدید تبدیل میشود.
وابستگی بیش از حد به صفحهنمایشها همچنین احساس مسئولیت و استقلال را نیز تضعیف میکند. بسیاری از کودکان به جای انجام وظایف روزانه، کمک به والدین، مرتب کردن اتاق یا تلاش برای حل مشکلات خود، به تلفن همراه پناه میبرند و به مرور نوعی وابستگی و اتکای دیجیتالی در آنان شکل میگیرد.
در همین حال، دنبال کردن زندگی تجملی و غیرواقعی افراد مشهور و اینفلوئنسرها، احساس نارضایتی از زندگی و مقایسه دائمی را در کودکان و حتی والدین افزایش میدهد و حس قدردانی از داشتههای واقعی خانواده را کمرنگ میکند.
این تلفنهای همراه، تنها ابزارهای ارتباطی نیستند، بلکه اگر مدیریت نشوند، میتوانند ارزشمندترین سرمایه خانواده، یعنی کودکی فرزندان و گرمای روابط انسانی را از ما بگیرند. کودکی که امروز بارها والدینش را صدا میزند و پاسخی نمیگیرد، شاید فردا دیگر صدایشان نکند و همدم خود را در دنیای مجازی جستوجو کند.
از این رو، بازگشت به گفتوگوهای خانوادگی، کنار گذاشتن تلفن همراه در زمان حضور در کنار یکدیگر و توجه به احساسات و روایتهای ساده فرزندان، ضرورتی است که بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
فناوری باید در خدمت خانواده باشد، نه اینکه جای خانواده را بگیرد؛ زیرا آنچه در ذهن فرزندان باقی میماند، نه میزان همراهی ما با فناوری، بلکه میزان حضور، محبت و توجه واقعی ما در کنار آنان است.
انتهای پیام/
نظر شما