نشست علمی «جنسیتمندی نفس و پیامدهای آن» با موضوع «بازتابهای اجتماعی نظریه جنسیتمندی نفس» و با ارائه علمی سمیه حاجی اسماعیلی در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، سمیه حاجی اسماعیلی در این نشست، با پذیرش پیشفرض جنسیتمندی نفس انسانی، به بررسی این پرسش پرداخت که جنسیتمندی نفس در جهان اجتماعی انسان چه امتدادی پیدا میکند و آیا جنسیتمندی نفس صرفاً وصفی برای تبیین حقیقت وجودی انسان است یا میتوان انتظار داشت این ویژگی در شکلگیری هویت، روابط، نقشها، خانواده و ساختارهای اجتماعی نیز بازتاب پیدا کند.
وی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان سطوح مختلف بحث، گفت باید میان «جنسیتمندی نفس»، «جنسیتمندی اجتماعی ـ فرهنگی» و «نظم اجتماعی جنسیتی» تمایز قائل شد.
به گفته او، جنسیتمندی نفس در سطح مبنایی و انسانشناختی قرار دارد و به این معناست که زن و مرد صرفاً در بدن متفاوت نیستند، بلکه زن و مرد بودن در حقیقت انسانی و نفسانی نیز معنا دارد. با این حال، از این سطح نمیتوان مستقیماً به این پرسش پاسخ داد که زن در جامعه چه نقشی دارد، مرد چه مسئولیتی دارد یا جایگاه زن و مرد در خانواده چیست.
حاجی اسماعیلی در ادامه، سطح دوم را «جنسیتمندی اجتماعی ـ فرهنگی» دانست و توضیح داد که با ورود به جهان اجتماعی، زن و مرد در یک جامعه مشخص با معانی اجتماعی خاصی مواجه میشوند. جامعه درباره زن و مرد معنا تولید میکند و به پرسشهایی مانند اینکه زن بودن و مرد بودن چه معنایی دارد یا چه رفتارهایی زنانه و مردانه تلقی میشود، پاسخ میدهد.
این معانی، به گفته وی، مستقیماً از جنسیتمندی نفس استخراج نمیشوند، بلکه در فرهنگ و جامعه صورتبندی میشوند.
وی سطح سوم را «نظم اجتماعی جنسیتی» عنوان کرد و گفت جامعه تنها درباره زن و مرد معنا تولید نمیکند، بلکه این معانی وارد نهادها و ساختارهای اجتماعی نیز میشوند. در این مرحله، جنسیت در حوزههایی مانند خانواده، آموزش، اقتصاد و رسانه نهادینه میشود و برای زنان و مردان جایگاهها، نقشها، فرصتها، محدودیتها و انتظاراتی شکل میگیرد.
جنسیتمندی نفس و شکلگیری هویت
این استاد در ادامه، یکی از نخستین بازتابهای اجتماعی جنسیتمندی نفس را مسئله هویت دانست و گفت اگر نفس انسان جنسیتمند باشد، زن و مرد بودن صرفاً یک برچسب اجتماعی نیست، بلکه در حقیقت انسان ریشه دارد. با این حال، هنگامی که این واقعیت وجودی در زندگی فرد حاضر میشود، به «خودفهمی» تبدیل میشود؛ یعنی فرد خود را به عنوان زن، مرد، دختر یا پسر میشناسد.
وی تأکید کرد که «هویت جنسیتی» با «جنسیتمندی نفس» یکی نیست؛ جنسیتمندی نفس در سطح انسانشناختی قرار دارد، در حالی که هویت جنسیتی به فهم فرد از خود به عنوان زن یا مرد مربوط میشود.
حاجی اسماعیلی پس از بحث هویت، به مسئله جامعهپذیری پرداخت و گفت فرد به تنهایی نمیداند دختر یا پسر بودن در یک جامعه و فرهنگ خاص چه معنایی دارد. در اینجا جامعه وارد میشود و در یک دوره تاریخی و فرهنگی مشخص، ویژگیها و انتظارات مربوط به زن و مرد را به فرد منتقل میکند. خانواده، گروه همسالان و مدرسه از جمله عوامل اجتماعی مؤثر در شکلگیری فهم افراد از نقشها هستند.
نقش جامعه و عاملیت افراد
وی با تأکید بر نقش جامعه در شکلدهی به نقشها و انتظارات، تصریح کرد که این امر به معنای تحمیل کامل نقشهای اجتماعی به افراد نیست.
به گفته او، مسئله «عاملیت» نیز باید در این بحث مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا ممکن است جامعه تصویری از مادر یا پدر خوب به افراد ارائه دهد، اما همه زنان و مردان الزاماً مطابق با آن تصویر زندگی نمیکنند. برخی آن را میپذیرند، برخی تفسیرش میکنند و برخی نیز بخشی از آن را تغییر میدهند.
حاجی اسماعیلی همچنین درباره تقسیم کار اجتماعی گفت باید میان «تفاوت»، «تمایز» و «نابرابری» تفکیک قائل شد. تفاوت به این معناست که زن و مرد از برخی جهات با یکدیگر متفاوتاند؛ تمایز زمانی مطرح میشود که جامعه بر اساس این تفاوتها برخی نقشها و مسئولیتها را به زنان و برخی را به مردان اختصاص دهد؛ اما نابرابری زمانی شکل میگیرد که این تفاوتها بر منزلت ارزشی، استفاده از فرصتها و دسترسی به منابع تأثیر بگذارد.
وی برای توضیح این تمایز، به تقسیم برخی نقشها در خانواده اشاره کرد و گفت ممکن است زنان سهم بیشتری در مراقبت از کودکان و مردان سهم بیشتری در تأمین اقتصادی داشته باشند، اما چنین تقسیم نقشی لزوماً به معنای نابرابری نیست.
به گفته وی، میزان سهم زنان از کار مراقبتی در جوامع مختلف به عوامل متعددی از جمله ویژگیهای زیستی، فرهنگ، الگوهای تربیتی و سیاستهای خانواده و اشتغال مرتبط است و نمیتوان یک الگوی تاریخی مشخص را مستقیماً از جنسیتمندی نفس استخراج کرد.
جنسیتمندی نفس؛ مبنا، نه تعیین جبری کنش اجتماعی
حاجی اسماعیلی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که اگر جنسیتمندی نفس را مبنایی برای تفاوتهای وجودی انسان بدانیم، این مبنا ممکن است با برخی ظرفیتها و اقتضائات انسانی مرتبط باشد، اما جنسیتمندی نفس به معنای تحقق یافتن این ظرفیتها نیست.
وی افزود که تحقق این ظرفیتها به شرایط اجتماعی وابسته است و نمیتوان این شرایط را نادیده گرفت. از نظر او، جنسیتمندی نفس شیوههای کنش زن و مرد را به صورت جبری تعیین نمیکند و نمیتوان صرفاً بر اساس جنسیتمندی نفس گفت زنان و مردان باید عهدهدار کنشهای اجتماعی خاصی باشند. فعلیت یافتن این ظرفیتها در تعامل با عوامل مختلفی همچون ویژگیهای فردی، شرایط ساختاری و عاملیت خود زنان و مردان شکل میگیرد.
نسبت مبنای انسانشناختی با تحولات اجتماعی
این ارائهدهنده در ادامه به نسبت جنسیتمندی نفس با تحولات اجتماعی معاصر پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که اگر مبنای انسانشناختی جنسیت ثابت باشد، اما جامعه تغییر کند، چه چیزی تغییر خواهد کرد.
وی تأکید کرد که ثبات در مبنای انسانشناختی لزوماً به معنای ثبات در تمام صورتهای اجتماعی جنسیت نیست و از سوی دیگر، تغییر صورتهای اجتماعی جنسیت نیز به خودی خود به معنای تغییر مبنای وجودی پذیرفتهشده نیست.
به گفته حاجی اسماعیلی، در این زمینه باید سه سطح را از یکدیگر تفکیک کرد: نخست، ثبات مبنایی و جنسیتمندی نفس به عنوان ویژگی ریشهدار در حقیقت انسان؛ دوم، تغییر در معنا و تجربه، به این معنا که جامعه در دورههای مختلف ممکن است معانی متفاوتی از زن بودن، مرد بودن، مادری، پدری، همسری، اشتغال و مشارکت ارائه کند؛ و سوم، تغییر در ساختارها و نهادهای اجتماعی مانند بازار کار، خانواده، آموزش، رسانه، سیاست و قانون.
وی نتیجه گرفت که آنچه در طول زمان تغییر میکند، اصل جنسیتمندی نیست، بلکه شیوه معنادهی، ساماندهی اجتماعی و زیست اجتماعی متناسب با هر دوره تغییر میکند.
تحولات معاصر و مسائل جدید اجتماعی
حاجی اسماعیلی در ادامه به برخی تحولات اجتماعی معاصر اشاره کرد و افزایش تحصیلات زنان و ورود گستردهتر آنان به آموزش عالی و ایجاد امکانهای جدید برای زنان را از جمله این تحولات دانست.
وی همچنین ورود زنان به بازار کار را یکی از مهمترین عرصههای تغییر نظم جنسیتی در جهان معاصر عنوان کرد.
به گفته وی، اشتغال زنان پرسشهای جدیدی درباره نحوه توزیع مسئولیت اقتصادی خانواده، چگونگی انجام کار مراقبتی و نسبت میان مادری و اشتغال ایجاد کرده است.
او همچنین با اشاره به تغییر ساختار خانواده، از کاهش بعد خانوار، افزایش سن ازدواج، تأخیر در ازدواج و تغییر الگوهای فرزندآوری به عنوان نمونههایی از تحولات اجتماعی یاد کرد. در عین حال، تأکید کرد که از منظر جامعهشناسی میتوان این تحولات را توصیف و تبیین کرد، اما اینکه چه الگوی زیستی مطلوب است، نیازمند پاسخ در حوزه مباحث دینی است.
وی درباره تحولات خانواده نیز گفت رابطه وجودی پدر و مادری تغییر نکرده، اما شیوه انجام پدری و مادری دستخوش تغییر شده است.
فضای مجازی و بازتعریف معنای اجتماعی جنسیت
این استاد در پایان، فضای مجازی را یکی دیگر از عرصههای جدید تحول اجتماعی دانست و گفت فضای مجازی میتواند میدانی برای مذاکره و بازتعریف معنای اجتماعی جنسیت باشد.
به گفته وی، در گذشته خانواده، مدرسه و گروه همسالان از عوامل اثرگذار بر شکلگیری این معانی بودند، اما فضای مجازی نیز اکنون به این میدان افزوده شده است.
حاجی اسماعیلی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که پرسشهای پیش روی جهان معاصر را نمیتوان صرفاً با ارجاع به جنسیتمندی نفس پاسخ داد؛ زیرا در اینجا با شرایط اجتماعی تحقق یک امر انسانی مواجه هستیم.
وی با اشاره به وظیفه جامعهشناسی در این حوزه، گفت جامعهشناس باید تغییرات اجتماعی را توصیف و تبیین کند و پیامدهای آن را بررسی کند؛ از جمله اینکه این تحولات چه پیامدهای رهاییبخشی داشته یا چه چیزهایی را برای زنان محدود کرده است.
او در پایان بار دیگر بر این نکته تأکید کرد که میان یک مبنای انسانشناختی و الگوی اجتماعی، رابطهای مستقیم و جبری وجود ندارد، بلکه مجموعهای از میانجیها از جمله هویت، فرهنگ، جامعهپذیری، نقش، خانواده، تقسیم کار و عاملیت در این مسیر دخالت دارند و فهم این مسیر، موضوع مهم بحث جامعهشناختی درباره جنسیتمندی نفس است.
انتهای پیام/
نظر شما