متخصص تاریخ و تمدن اسلامی در نشست علمی - پژوهشی مدرسه علمیه صدیقه کبری (س) شهرستان بهار با اشاره به شکست سیاست کتمان در مواجهه با وقایع صدر اسلام، تأکید کرد: میدان نبرد امروز جریانهای معارض بر سر «تضعیف اعتبار روایتها» و «تغییر ماهیت نهضت عاشورا» است؛ لذا گذار از نگاه صرفاً عاطفی به شناخت تمدنی و چندبعدی از امام حسین (ع) ضرورتی راهبردی است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/همدان، نشست علمی - پژوهشی با موضوع «گونهشناسی، اعتبارسنجی و راهبردهای پاسخگویی به شبهات تاریخی عاشورا» به همت معاونت پژوهش مدرسه علمیه صدیقه کبری (س) شهرستان بهار برگزار شد.
حجت الاسلام فرزاد سعادتصفا، متخصص تاریخ و تمدن اسلامی، با نگاهی تخصصی به تاریخ صدر اسلام، سه واقعه «بعثت پیامبر (ص)»، «واقعه غدیر» و «واقعه عاشورا» را به عنوان نقاط عطف تمدنساز و تعیینکننده در مسیر بقای اصالت دین معرفی کرد.
ناکامی سیاست «کتمان» و تغییر راهبرد دشمن
حجت الاسلام سعادت صفا با اشاره به تلاشهای تاریخی جریانهای مخالف برای پاک کردن وقایع ناخوشایند از حافظه تاریخ از طریق سیاست «کتمان»، تأکید کرد: این رویکرد در برابر حوادثی چون شهادت حضرت زهرا (س) و واقعه عاشورا ناکام مانده است.
وی افزود: عظمت و ریشهدار بودن این حقایق مانع از تحریف بنیادین آنها شد؛ اما زمانی که جریان مخالف در خاموشسازی واقعه شکست خورد، به راهبرد جدیدی روی آورد: یعنی تغییر ماهیت و تخریب جزئیات برای متزلزل کردن اعتبار کلیت واقعه.
گونهشناسی تخصصی شبهات؛ از تقلیلگرایی تا انحرافات آیینی
متخصص تاریخ و تمدن اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، شبهات موجود پیرامون واقعه عاشورا را در شش دسته تخصصی طبقهبندی کرد:
شبهات هویتی: ایجاد ابهام در هویت منتسبان به واقعه جهت تضعیف جایگاه آنها.
شبهات تقلیلگرایانه: تلاش برای تنزل نهضت عاشورا به یک «اختلاف شخصی یا خانوادگی».
شبهات کلامی و فقهی: ایجاد تعارض میان روایتهای تاریخی و مبانی اعتقادی برای ناکارآمد جلوه دادن الگوی عاشورا.
شبهات ناظر بر گزارشها: تمرکز بر «نحوه روایت» و اعتبارسنجی گزارشهای تاریخی به عنوان میدان اصلی نبرد امروز.
شبهات ناشی از انحرافات آیینی (جریانهای افراطی): انجام مناسک غیرمستند که به ابزاری برای تخریب چهره عقلانی عاشورا تبدیل شده است.
شبهات قومی و نژادی: تلاش برای القای نگاههای ناسیونالیستی به واقعهای که ماهیتی جهانی و توحیدی دارد.
نقد تاریخنگاری و راهبردهای پاسخگویی علمی این متخصص تاریخ و تمدن اسلامی
ایشان، ضمن نقد رویکرد «تکنگاری» که صرفاً بر جزئیات ظاهری تمرکز دارد و باعث ایجاد خلأ تحلیلی میشود، راهبردهای مقابله علمی را بر سه محور اصلی استوار دانست:
تخصصگرایی: ضرورت برخورداری تاریخنگاری از روششناسی دقیق و تسلط بر دانش «مقتلشناسی» مشابه با فقه.
پرهیز از استنادهای غیرعلمی: خودداری از استناد به رؤیاها و احساسات در مجامع تخصصی برای جلوگیری از تولید شبهات جدید.
نقد انتقادی منابع: سنجش عقلی گزارشهای تاریخی و پرهیز از پذیرش آمار یا روایاتی که با منطق ریاضی و زمان همخوانی ندارند.
«امام حسینِ عاطفی» تا «امام حسینِ قیامکننده»
حجت السلام سعادتصفا در پایان بر ضرورت تغییر پارادایم در مواجهه با مخاطب تأکید کرد و اظهار داشت: هدف نهایی باید گذار از نگاه صرفاً عاطفی و حاجتروایانه به سوی شناخت عمیق، تمدنی و کنشگرایانه باشد. راهبرد موفق در پاسخگویی به شبهات، راهبردی است که مخاطب را از سطح «سوگواری» به سطح «شناخت چندبعدی» و درک جایگاه اباعبدالله الحسین (ع) به عنوان مظهر احیای ارزشهای اصیل دین ارتقا دهد.
انتهای پیام/
نظر شما