سخنان لاله مرزبان در جشنواره ونیز و تقدیم جایزهاش به زنان ایران، بار دیگر یک پرسش قدیمی را پیش میکشد: چه کسی حق دارد درباره زن ایرانی سخن بگوید و...
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، روابطعمومی و امور بینالملل حوزههای علمیه خواهران در یادداشتی به مناسبت سخنان «مرزبان» (بازیگر ایرانی) در جشنواره ونیز نوشت: مرزبان برای بازی در فیلم «مراقبت» جایزه بهترین بازیگر زن بخش افقهای جشنواره ونیز را دریافت کرد و در سخنانش از زنان ایران گفت.
مشکل از جایی آغاز میشود که «زن ایرانی» در روایت برخی بازیگران خارج از کشور، به تصویری تکبعدی از زنِ سرکوبشده، بیاختیار و محروم تقلیل پیدا میکند؛ گویی میلیونها زن ایرانی هیچ هویت ندارند.
اما در آمارهای رسمی ایرانی و خارجی واقعیت چیز دیگری است. تعداد دانشجوها، طلاب، هیئت علمی و... افزایش چشمگیری داشته است.. و میتوان به کسب افتخارات علمی و پژوهشی در عرصه بینالملل، مدالآوری در رشتههای مختلف ورزشی، کارآفرینی و... نیز اشاره کرد.
این آمار به این معنا نیست که زنان ایران هیچ مشکلی ندارند، نقد باید منصفانه و مبتنی بر واقعیت باشد. نکته مهمتر این که از تریبونهای مهم بینالمللی یک زن ایرانی باید تعریف واقعی را از زنان هموطن خود برای جهان به تصویر بکشد.
اما متاسفانه مرزبان، زن ایرانی را صرفاً در قالب تصویری که برای مخاطب سیاسی غرب جذابتر است تعریف کرد.
زن ایرانی فقط یک «سوژه سیاسی» نیست؛ طلبه، دانشجو، استاد دانشگاه است، پزشک است، مهندس است، هنرمند است، کارآفرین است، مادر است، ورزشکار است و در عرصههای گوناگون اجتماعی حضور دارد.
و درست همینجا پرسش مهمتری مطرح میشود:
اگر دغدغه، دفاع از «زن ایرانی» است، چرا وقتی کودکان و زنان ایرانی در یک مدرسه کشته میشوند، و یا مراسم عروسی دختر ایرانی با بمبهای آمریکایی به مجلس عزا تبدیل میشود، صدای همان مدافعان زن و کودک شنیده نمیشود؟
اینجا دیگر مسئله شعار و هشتگ نیست؛ مسئله جان کودک و زنان و مردم بیگناه است.
اگر زن ایرانی ارزشمند است، کودک ایرانی نیز ارزشمند است. رنج مادری که فرزندش را زیر آوار یک مدرسه از دست داده نیز شایسته دیدهشدن است.
نمیشود راوی زنان ایرانی بود، اما قربانیان غیرنظامی حملات و تجاوز آمریکا و اسرائیل را، صرفاً به دلیل آنکه روایتشان با سیاست مطلوب غرب همخوان نیست، از قاب تصویر بیرون کشید.
و از همه مهمتر، نباید زن ایرانی را کالا کرد؛ حتی اگر این کالا شدن با عنوان «دفاع از زن ایرانی» صورت بگیرد.
زن ایرانی نیازی ندارد یک بازیگر، سیاستمدار، رسانه خارجی یا فعال سیاسی به جای او هویت تعریف کند. زن ایرانی حق دارد خودش روایت کند؛ هم از مشکلاتش بگوید، هم از موفقیتهایش و هم از دستاوردهایی که به دست آورده است.
نقد ما به لاله مرزبان نیز دقیقاً از همینجا آغاز میشود:
روایت او از زنان ایرانی با اشکهای مصنوعی و دور از واقعیت را نباید حقیقت ایران دانست.
اگر قرار است در برابر دوربینهای جهان از «زنان ایران» سخن گفته شود، انتظار این است که واقعیتها گفته شود، پیشرفتهای زنان ایرانی و..
از همه مهمتر در چنین تریبونهای مهم و جهانی باید ظلمی که استکبار جهانی، در راس آن آمریکا و اسرائیل سالهاست با تهاجم فرهنگی، تحریم و جنگ تحمیلی بر سر خانوادهها و زنان و مردم بیگناه ایران آوار کرده است و همچنان ادامه دارد را فریاد زد.
خانم مرزبان ساختن تصویر غیرواقعی از زنان ایران برای جهان، با روایت سیاسی مطلوب جشنوارهها و رسانههای غربی مثل خیانت است.
انتهای پیام/
نظر شما