خانم لاله مرزبان، تریبونهای بینالمللی، بیش از آنکه فرصتی برای «نمایش هنری» باشند، عرصهای برای آزمون اصالت کلاماند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، خانم لاله مرزبان، تریبونهای بینالمللی، بیش از آنکه فرصتی برای «نمایش هنری» باشند، عرصهای برای آزمون اصالت کلاماند.
شما در جشنواره ونیز، با بغضی که گویی عصارهی رنج تمام زنان این سرزمین است، از «مسیرهای بسته» و «سختترین روزها» گفتید. اما این روایت، در مواجهه با واقعیت میدانی، با یک پارادوکس ساختاری بزرگ روبروست که نمیتوان بهسادگی از آن گذشت.
پرسش اصلی اینجاست: چگونه شخصی که مدعی «انسداد کامل» و «تیرگی مطلق» در بستر اجتماعی خویش است، با بهرهمندی از تمامی سرمایههای فرهنگی و بسترهای حمایتی همان ساختار، به چنین جایگاهی از شهرت و اعتبار جهانی رسیده است؟ این تناقض آشکار، بغض شما را از یک «واکنش انسانی برآمده از دردمندی»، به یک «استراتژی مصلحتی» برای خوشایند مخاطبان غربی تقلیل میدهد. شما در حال نقد همان نردبانی هستید که پلههایش را با حمایت مستقیم و غیرمستقیم همین بوم طی کردهاید.
اما آنچه این کارنامه را از یک خطای تحلیلی به «بحران اخلاقی» تبدیل میکند، «انسانگرایی انتخابی» شماست. حقوق بشر، اگر قرار است جهانشمول باشد، نباید مرزهای جغرافیایی یا سلیقههای سیاسی داشته باشد.
چطور میتوان برای یک موقعیت خاص، با بغض از رنج زن ایرانی سخن گفت، اما در برابر فاجعهی دبستان میناب یا به خاک و خون کشیدهشدن زنان و کودکان در جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه -که وجدان بیدار جهانی را به درد آورد- سکوتی چنین معنادار و سنگین اختیار کرد؟
این «دکان دونبش»؛ جایی که از رنج مردم برای کسب اعتبار بینالمللی استفاده میشود، اما در برابر ویرانی خانههای دیگران و مرگ کودکان بیگناه خاموشی پیشه میشود، نهتنها دفاع از حقوق زن نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری سیاسی» بر شکافهای اجتماعی است.
شما در ونیز، صدای آن زن ایرانی که زیر آوار بمب با مرگ دستوپنج نرم میکند نبودید؛ شما صدای همان مصلحتهایی بودید که برای دریافت آن جایزه، نیاز به شنیده شدن داشت.
هنر، اگر تهی از «عدالت حقیقتجو» باشد، تنها یک دکور شیک برای جلب توجه است. این سکوتها در برابر فجایع انسانی، داغی است که هیچ تندیس نقرهای یا تشویق جشنوارهای آن را از ساحت کارنامه یک هنرمند پاک نخواهد کرد.
انتهای پیام/
نظر شما