نشست حلقه «جنسیت و تربیت» پژوهشکده زن و خانواده با محوریت معرفی و بررسی دو اثر در حوزه تربیت و جنسیت، با ارائه حجتالاسلام والمسلمین زیبایینژاد و خانم زینب تاجیک، روز شنبه ۲۱ شهریورماه در واحد تهران پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، نشست حلقه «جنسیت و تربیت» پژوهشکده زن و خانواده با محوریت معرفی و بررسی دو اثر در حوزه تربیت و جنسیت، با ارائه حجتالاسلام والمسلمین زیبایینژاد و خانم زینب تاجیک، روز شنبه ۲۱ شهریورماه در واحد تهران پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد. دراین نشست دو کتاب «پادشکننده» نوشته نسیم نیکلاس طالب و دو اثر The SAGE Handbook of Gender and Education از منظر نسبت میان جنسیت، آموزش و تربیت مورد توجه قرار گرفت.
بررسی نسبت «جنسیت و تربیت» با مطالعه نظام آموزشی، فرهنگ و مواجهه با تنشها
پادشکنندگی؛ فراتر از مقاومت در برابر تنش
حجتالاسلام والمسلمین زیبایینژاد در بخش نخست نشست، با معرفی کتاب «پادشکننده» تلاش کرد مفهوم «پادشکنندگی» را به عنوان مفهومی فراتر از «مقاومت» توضیح دهد. وی با اشاره به دیدگاه نسیم نیکلاس طالب، نویسنده کتاب، بیان کرد که سازهها و ساختارها را میتوان در سه وضعیت کلی مورد بررسی قرار داد: برخی در برابر فشار شکنندهاند، برخی در برابر فشار مقاومت میکنند و برخی نهتنها در برابر فشار از بین نمیروند، بلکه از مواجهه با فشار و تنش قویتر میشوند. وی برای توضیح این مفهوم، از نمونههایی در طبیعت، بدن انسان و ورزش استفاده کرد و گفت بدن انسان در مواجهه با برخی بیماریها و فشارهای جسمی میتواند خود را بازسازی و برای مواجهه با فشارهای بعدی آمادهتر کند. همچنین ورزشکار با قرار گرفتن مستمر در معرض فشار و فعالیت جسمانی، به تدریج توان بیشتری پیدا میکند. از این منظر، پادشکنندگی به معنای وضعیتی است که در آن فشار و تنش صرفاً تحمل نمیشود، بلکه میتواند زمینه رشد و بازسازی را فراهم کند.
ضرورت مواجهه تربیتی کودک با سختیها
زیبایینژاد در ادامه این مفهوم را به حوزه تربیت تسری داد و این پرسش را مطرح کرد که آیا نظام تربیتی باید کودکان را صرفاً برای زندگی آرام، یکنواخت و بدون خطر آماده کند یا باید امکان مواجهه تدریجی آنان با دشواریها و چالشها را نیز فراهم آورد. وی با انتقاد از رویکردی که تلاش میکند همه خطرها و دشواریها را از مسیر کودک بردارد، بر ضرورت تجربه کردن برخی سختیها در فرآیند رشد تأکید کرد. به اعتقاد وی، کودکی که همواره از مواجهه با مشکل و زمین خوردن محافظت شود، فرصت کافی برای یادگیری نحوه مدیریت دشواریها و بازسازی خود پیدا نمیکند. در این نگاه، مسئله اصلی حذف کامل تنش از زندگی کودک نیست؛ بلکه میزان و نوع تنش باید متناسب با سن، شخصیت و توانایی او باشد. به تعبیر مطرحشده در نشست، فشار و سختی نیز دارای «آستانه» است و عبور از ظرفیت تحمل میتواند به جای رشد، به آسیب منجر شود.
خانواده و سنت؛ نمونههایی از پادشکنندگی
بخش دیگری از ارائه زیبایینژاد به بررسی خانواده و برخی سازوکارهای فرهنگی اختصاص داشت. وی با اشاره به ماندگاری برخی سنتهای فرهنگی در طول زمان، این ماندگاری را صرفاً حفظ یک وضعیت ثابت ندانست، بلکه آن را نوعی توانایی برای بازسازی خود در مواجهه با شرایط جدید توصیف کرد. وی خانواده را نیز از این منظر یک «ارگان زنده» دانست که در طول زمان و در مواجهه با شرایط مختلف، خود را بازسازی کرده است. در ادامه، او به این نکته پرداخت که برخی سازوکارهای اجتماعی و خانوادگی در گذشته برای مواجهه با مسائل و تنشهای زندگی شکل گرفتهاند و ممکن است مداخلات بیرونی، حتی با نیت خیر، این ظرفیتهای درونی را تضعیف کنند. بر همین اساس، وی تأکید کرد که در سیاستگذاری و مداخله در خانواده باید پیامدهای مداخلات مورد توجه قرار گیرد و صرف انجام یک مداخله با هدف حمایت از خانواده، لزوماً به معنای تقویت ظرفیتهای آن نیست.
مدرسه؛ از ساختار متمرکز تا مواجهه با مسائل واقعی
یکی از محورهای مهم ارائه حجتالاسلام والمسلمین زیبایینژاد، نسبت مفهوم پادشکنندگی با نظام آموزش و پرورش بود. وی با طرح این ایده که ساختارهای آموزشی نیز باید بتوانند در مواجهه با مسائل جدید خود را بازسازی کنند، بر اهمیت دادن اختیار بیشتر به مدارس تأکید کرد؛ بهگونهای که مدارس بتوانند با مسائل خاص خود مواجه شوند، آنها را شناسایی و ثبت کنند و با مشارکت معلمان، کارشناسان و والدین برای حل آنها تدبیر بیندیشند. به گفته وی، اگر ساختار آموزش و پرورش بیش از اندازه متمرکز باشد و مدیر و معلم عمدتاً در چارچوب بخشنامهها عمل کنند، ظرفیت مواجهه خلاقانه با مسائل جدید کاهش پیدا میکند. در مقابل، مواجهه با مسائل واقعی و پیشبینینشده میتواند به رشد و توانمند شدن ساختارهای آموزشی منجر شود.
تنش به عنوان عامل رشد
زیبایینژاد در ادامه با اشاره به این ایده که بخش قابل توجهی از توجه انسانها معمولاً معطوف به آثار منفی تنش، رنج و دشواری است، بر ضرورت توجه به آثار مثبت آنها تأکید کرد. وی نمونههایی از مشاغل آزاد و فعالیتهای اقتصادی را مطرح کرد که افراد در آنها به صورت مستمر با موقعیتهای پیشبینینشده مواجه میشوند و ناچارند در لحظه تصمیم بگیرند و خود را با شرایط جدید وفق دهند. در مقابل، از نگاه وی، ساختارهای کاملاً یکنواخت ممکن است فرصت کمتری برای مواجهه با شرایط جدید و خلاقیت فراهم کنند. از همین رو، مواجهه کنترلشده و هدفمند با دشواریها میتواند در رشد تواناییهای فردی و اجتماعی نقش داشته باشد.
از «مقاومت» تا «استقامتِ پیشرونده»
در ادامه بحث، تفاوت میان مقاومت، استقامت و پادشکنندگی مورد توجه قرار گرفت. زیبایینژاد با اشاره به مفهوم «استقامت» توضیح داد که استقامت صرفاً تحمل مشکل نیست؛ بلکه در حرکت بودن و ادامه دادن مسیر، با وجود موانع و دشواریهاست. از این منظر، فرد صرفاً از ارزشهای خود محافظت نمیکند، بلکه در همان مسیر به پیش میرود.
وی در توضیح این نگاه، بر ضرورت بازتعریف مفهوم مقاومت تأکید کرد و آن را صرفاً ایستادگی و حفظ وضع موجود ندانست، بلکه از «مقاومت سازنده» و «مقاومت پویا» سخن گفت؛ مقاومتی که در عین حراست از ارزشها، امکان رشد و حرکت را نیز فراهم میکند.
نسبت تربیت دینی با مفهوم پادشکنندگی
بخش دیگری از سخنان زیبایینژاد به ارتباط مفهوم پادشکنندگی با تربیت دینی اختصاص داشت. وی با اشاره به مواجهه انسان با وسوسه، خطا و گناه، توضیح داد که در برخی آموزههای دینی، رشد انسان صرفاً به معنای مصون ماندن از هرگونه لغزش نیست؛ بلکه چگونگی مواجهه انسان با لغزش و بازگشت او نیز میتواند در فرآیند رشد اهمیت داشته باشد. در این چارچوب، فرد ممکن است در مواجهه با وسوسه دچار لغزش شود، اما پس از بازگشت و توبه، با بصیرت و معرفتی متفاوت از گذشته به مسیر خود ادامه دهد. از این منظر، ضربهای که میتوانست صرفاً عامل سقوط باشد، میتواند زمینهای برای بازسازی و رشد بیشتر فرد فراهم کند.
ضرورت تربیت برای مواجهه با فضای متکثر
در بخش دیگری از ارائه، موضوع «فضای تربیتی» مورد توجه قرار گرفت. دکتر زینب تاجیک با اشاره به تفاوت میان فضای تربیتی بسته، متحرک و متضاد، توضیح داد که فضای تربیتی بسته، فضایی است که در آن دیدگاهها عمدتاً یکدیگر را تأیید میکنند؛ در حالی که در فضای متحرک، اختلاف نظر و تفاوت دیدگاهها وجود دارد و دیدگاههای متفاوت میتوانند در فرآیند تربیت نقش داشته باشند. وی این مسئله را برای شرایط امروز مهم دانست؛ زیرا جامعه معاصر با صداها، دیدگاهها و امواج متنوعی مواجه است و نظام تربیتی باید بتواند فرد را برای یافتن مسیر خود در چنین فضایی آماده کند.
________________________________________
معرفی کتاب «The SAGE Handbook of Gender and Education»
در بخش دوم نشست، دکتر زینب تاجیک به معرفی کتاب The SAGE Handbook of Gender and Education پرداخت. وی این اثر را کتابی مهم برای شناخت وضعیت مطالعات جنسیت و تربیت در ادبیات غربی معاصر دانست و توضیح داد که کتاب در سال ۲۰۰۶ توسط انتشارات SAGE منتشر شده و مجموعهای از پژوهشگران بینالمللی حوزه جنسیت و آموزش در آن مشارکت داشتهاند. به گفته تاجیک، این اثر یک کتاب تکمولفی و دارای یک نظریه واحد نیست؛ بلکه مجموعهای جامع و مرجع است که تلاش میکند تصویری گسترده از حوزه مطالعات جنسیت و تربیت در دهه ۲۰۰۰ میلادی ارائه کند و نشان دهد در آن دوره چه پرسشهایی در سطوح مختلف درباره جنسیت و تربیت مطرح بوده است.
ساختار پنجبخشی کتاب
تاجیک ساختار کتاب را در پنج بخش معرفی کرد:
۱. نظریه جنسیت و روششناسی؛
۲. جنسیت و بخشهای مختلف نظام آموزشی؛
۳. جنسیت، دروس و حوزههای موضوعی مدرسه؛
۴. جنسیت، هویت و فضاهای تربیتی؛
۵. مدارس و دانشگاهها.
وی تأکید کرد که کتاب تلاش دارد جنسیت را صرفاً به عنوان تفاوت میان دختران و پسران بررسی نکند، بلکه آن را به یک مسئله نظری، روششناختی، هویتی و فرهنگی تبدیل میکند که در برنامه درسی، نهادهای آموزشی و سازمانهای مرتبط با آموزش و پرورش نیز ظهور و بروز پیدا میکند.
عبور از دوگانه ساده زن و مرد
یکی از نکات مورد تأکید تاجیک، توجه کتاب به مفاهیم «زنانگیها» و «مردانگیها» بود. وی توضیح داد که کتاب تلاش میکند از یک دوگانه ساده زن و مرد عبور کند و نشان دهد که در موقعیتهای اجتماعی مختلف، با توجه به قدرت، طبقه اجتماعی و فرهنگ، صورتهای مختلفی از زنانگی و مردانگی شکل میگیرد. از این منظر، پرسش مطالعات جنسیت صرفاً این نیست که دختران چه تفاوتی با پسران دارند، بلکه باید بررسی کرد چه نوع دختر یا پسر، چه نوع زنانگی یا مردانگی و تحت چه شرایط اجتماعی در محیط آموزشی شکل میگیرد.
جنسیت در ساختار آموزش و فرایند یادگیری
تاجیک در ادامه به بخشهای مختلف کتاب درباره نظام آموزشی اشاره کرد و گفت مطالعات جنسیت از مباحث نظری فراتر رفته و به ساختارهای آموزشی وارد میشود. به گفته وی، فرایندهای جنسیتی شدن از سالهای اولیه زندگی و در خانواده آغاز میشود و دانشآموزان با مجموعهای از هویتهای جنسیتی وارد مدرسه میشوند. مدرسه نیز بهویژه در دوره متوسطه، صرفاً محل انتقال دانش نیست، بلکه میتواند در شکلگیری و بازتولید هویتها و کلیشههای جنسیتی نقش داشته باشد. این بخش از کتاب همچنین آموزش عالی، آموزش تکجنسیتی و سازماندهی جنسیتی فضاهای آموزشی را مورد توجه قرار میدهد و پرسشهایی درباره نسبت این شیوههای سازماندهی با عدالت جنسیتی مطرح میکند.
جنسیت و محتوای دروس مدرسه
یکی دیگر از محورهای مهم کتاب از نظر تاجیک، بررسی جنسیت در محتوای درسی بود. وی توضیح داد که پرسش کتاب فقط این نیست که «چه کسی آموزش میبیند»، بلکه میپرسد «چه چیزی آموزش داده میشود و چگونه آموزش داده میشود». در این بخش، موضوعاتی مانند جنسیت و ریاضیات، مشارکت دختران در علوم، جنسیت و سواد، آموزش جنسی، آزمون و ارزشیابی، شهروندی، آموزش زبانهای خارجی و نسبت فناوری و برنامه درسی با مناسبات جنسیتی مطرح میشود. از نگاه ارائهشده در نشست، این مباحث پرسشهای عمیقتری را پیش روی نظام تربیتی قرار میدهد؛ از جمله اینکه آیا خود دانش و برنامه درسی نیز میتواند تحت تأثیر مناسبات جنسیتی قرار گیرد و آیا دانش و مواد درسی میتوانند کلیشههای جنسیتی را بازتولید یا به چالش بکشند.
جنسیت در تقاطع با طبقه، نژاد و سایر تفاوتها
تاجیک در ادامه، بخش چهارم کتاب را مورد توجه قرار داد که به جنسیت، هویت و فضاهای تربیتی میپردازد. به گفته وی، در این بخش جنسیت دیگر به عنوان یک محور مستقل مورد بررسی قرار نمیگیرد، بلکه با مسائلی مانند طبقه اجتماعی، نژاد، معلولیت، گرایشهای جنسی و مناسبات فرهنگی درهمتنیده میشود. بر این اساس، تجربه جنسیتی هر فرد در شبکهای از تفاوتها، موقعیتهای اجتماعی و روابط قدرت شکل میگیرد و نمیتوان مفهوم دختر بودن، پسر بودن، زن بودن یا مرد بودن را در همه موقعیتها تجربهای یکسان و مشابه تلقی کرد.
مدرسه به مثابه یک سازمان اجتماعی
در بخش پایانی کتاب نیز، توجه از دانشآموزان و دروس به کارکنان، معلمان و ساختارهای سازمانی معطوف میشود. تاجیک توضیح داد که مدرسه صرفاً نهادی برای تربیت دانشآموز نیست، بلکه یک سازمان اجتماعی است که در آن مناسبات قدرت، نقشهای حرفهای، فرهنگ سازمانی و موقعیتهای مدیریتی وجود دارد و هر یک از این عناصر میتواند واجد ابعاد جنسیتی باشد. بر این اساس، مطالعه جنسیت در تربیت باید کسانی را که نظام آموزشی را اداره و اجرا میکنند نیز دربرگیرد؛ زیرا وجوه جنسیتی آنان میتواند در حرفه، قدرت و سازمان آموزشی بازتاب پیدا کند.
کتاب به مثابه دریچهای برای شناخت ادبیات جنسیت و تربیت
تاجیک در جمعبندی معرفی The SAGE Handbook of Gender and Education، مسیر مفهومی کتاب را از پرسش «جنسیت چیست؟» تا بررسی روششناسی مطالعات جنسیت، سطح بروز جنسیت در نظام آموزشی، حضور آن در دانش و برنامه درسی، تجربه و هویت افراد و در نهایت فرهنگ سازمانی، حرفه معلمی، دانشگاه و مدیریت آموزشی ترسیم کرد. وی تأکید کرد که این کتاب صرفاً درباره زنان و آموزش نیست، بلکه تحولات مهمی را در میدان مطالعات جنسیت و تربیت نشان میدهد و بیانگر پیچیدهتر شدن پرسشهای این حوزه است.
نسبت ادبیات غربی با مطالعات تربیتی در ایران
در ادامه این بخش، بر ضرورت شناخت ادبیات علمی شکلگرفته در غرب تأکید شد. در متن نشست، این مسئله مطرح شد که بیتوجهی به این ادبیات، امکان نقد دقیق آن را نیز از بین میبرد؛ زیرا برای نقد یک جریان فکری ابتدا باید آن را بهخوبی شناخت و مطالعه کرد. از این منظر، آشنایی با این آثار میتواند به شناسایی پرسشهایی کمک کند که از حوزههای مختلف علمی وارد حوزه تربیت میشوند. در این ارائه، از معرفتشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و زیستشناسی به عنوان حوزههایی یاد شد که هر یک میتوانند پرسشهایی درباره جنسیت و تربیت ایجاد کنند.
از پرسشهای علمی تا طراحی نظام تربیتی
یکی از محورهای مهم بخش پایانی نشست، ضرورت داشتن مبانی نظری روشن برای طراحی نظام تربیتی بود. در این بحث مطرح شد که اگر مشخص نباشد کنش انسان تحت تأثیر چه عواملی شکل میگیرد و نسبت شناخت، عادتها و میدانهای اجتماعی با کنش چیست، طراحی نظریه تربیتی نیز با دشواری مواجه خواهد شد. همچنین بر ضرورت مسئلهشناسی در حوزه تربیت تأکید شد؛ به این معنا که باید مسائل اساسی تربیت در جهان جدید شناسایی و به موضوع گفتوگوی علمی و اندیشهورزی تبدیل شود. در همین چارچوب، مفهوم «پادشکنندگی» به عنوان نمونهای مطرح شد که با ایجاد یک اصطلاح و نامگذاری برای یک وضعیت، امکان تأمل و گفتوگو درباره آن را فراهم کرده است.
انتهای پیام/
نظر شما