کوثر/ وقتی نوجوان از نماز خواندن فاصله میگیرد، اصرار و سرزنش همیشه راهگشا نیست.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کوثر، در بخشهای پیشین این پرونده تربیتی، از معجزه احترام به فرزند، رازداری و هنر «تغافل»، نادیدهانگاری هوشمندانه خطاها گفتیم. اما گاهی در میدان عمل، با وجود پرهیز از مچگیری و یادآوری خوبیها، کودک یا نوجوان همچنان بر رفتار نادرست خود پافشاری میکند. در چنین نقطهای، چگونه میتوان بدون سرزنش مستقیم و شکستن غرور فرزند، او را به مسیر درست بازگرداند؟
زهرا قنبری روانشناس و کارشناس خانواده، در گام سوم از این نقشه راه تربیتی، تکنیک آموزش غیرمستقیم از طریق داستانپردازی و مشورت را معرفی میکند؛ روشی که از دوسالگی تا دوران حساس نوجوانی، بدون آسیب زدن به حریم احترام خانواده، گرههای رفتاری و اعتقادی را باز میکند.
معجزه قصهگویی در اصلاح خطای فرزند
وقتی تذکرهای غیرمستقیم و تقویت ویژگیهای مثبت کارساز نمیشود، نوبت به بهرهگیری از زبان داستان میرسد. این کارشناس خانواده درباره کارکرد عمیق قصهها در اصلاح رفتار میگوید: «حالا آمدیم و آن مادر عزیز یا پدر بزرگوار، اشتباهی از بچه دیدهاند، خوبیهایش را هم گفتهاند، ولی باز هم بچه به آن شرایط درست برنگشته است؛ گام سوم این است که از داستانپردازی استفاده کنند. این داستانپردازی هم برای بچههاست؛ البته از مقطع دو سالگی، به نظر من تا پایان عمر، این روش کاربرد دارد.»
وی با اشاره به ریشههای قرآنی این روش تربیتی ادامه میدهد: «شما فکر کنید خود قرآن کریم پر از داستان است که خداوند قرار داده است. بچهها داستان را دوست دارند و واقعاً از آن یاد میگیرند، بدون اینکه پردههای حرمت در خانواده از بین برود.»
قضاوت را به خودِ فرزند بسپارید
در پایان داستان، نباید نتیجهگیری اخلاقی را به کودک دیکته کرد، بلکه باید با طرح پرسش، ذهن او را به داوری واداشت. این روانشناس خانواده توضیح میدهد: «در آخر هم سؤال میکنیم؛ یعنی مهم این است که وقتی بچه در سن کودکی است، از او بپرسیم: به نظر تو کار درست چیست؟ کدامیک از اینها کار درست را انجام داده است؟ مثلاً یک داستان درباره حیوانهای جنگل ترتیب میدهم؛ یک حیوانی که درست عمل میکند و یکی که اشتباه میکند. در سن ابتدایی هم میشود به شکل دیگری این کار را انجام داد. بعد از او میپرسیم: به نظرت کار درست را چه کسی انجام داد؟ حالا خودِ بچه اذعان میکند که کار درست را کدامیک از اینها انجام داده است.»
عبور از بحران نوجوانی؛ روایت صادقانه تجربیات والدین
با ورود فرزند به دوران نوجوانی، قصههای کودکانه جای خود را به بیان خاطرات و تجربیات واقعی والدین میدهد؛ بهویژه در چالشهای حساسی همچون کاهلی در نماز. قنبری در این باره میگوید: «وقتی فرزند به سن نوجوانی میرسد، والدین میتوانند از تجربیات خودشان بگویند. مثلاً مادر بهزیبایی اشاره کند که: من وقتی به سن بلوغ و سن تکلیف رسیده بودم، یک موقعهایی میشد که حوصله نماز خواندن نداشتم. یک موقعهایی برایم سؤال پیش میآمد که اصلاً من برای چه باید نماز بخوانم؟ چرا؟
مادر این را میگوید چون میخواهد ریشههای نماز نخواندن بچه را پیدا کند؛ اینکه از تنبلی است، از بحران هویت است یا از ریشههای استقلال شخصیت است. یعنی چه؟ یعنی دارد با پدر و مادر لجبازی میکند؛ مثلاً میگوید: چون مامانم دوست دارد من نماز بخوانم، من امروز نمازم را نمیخوانم. مادر در ادامه خاطرهاش میگوید که: بعداً به این نتیجه رسیدم که نماز برای خودم است و برای خودم خوب است. حالا مادر میتواند بپرسد: تو و دوستانت و همکلاسیهایت، پیش میآید که نماز نخوانید؟ فکر میکنید دلیلش چه باشد؟ یعنی من هم داستان را میگویم و هم با بچه مشورت میکنم.»
معجزه جمله کلیدی: نظر تو چیست؟
تغییر زاویه دید از بازجویی مستقیم به مشورت درباره دیگران، قفل زبان نوجوان را باز میکند و به او اجازه میدهد بدون ترس از قضاوت شدن، دغدغههای درونیاش را بیرون بریزد. زهرا قنبری تأکید میکند: «در مشورت کردن، وقتی میگویم نظر تو چیست؟، این خیلی مهم است. همین یک جمله کلیدی، یعنی نظر تو چیست؟، باعث میشود که او دیده بشود و بهعنوان یک شخصیت مهم به او نگاه بشود. این خودش یک راهکار و مهارت فوقالعاده است؛ یعنی مهارت گوش دادن. پای صحبتش بنشینم و ببینم دلیل اینکه الآن دارد این مسیر را اشتباه میرود، چیست.»
وی ادامه میدهد: «این روند کاملاً هم غیرمستقیم دارد جلو میرود؛ یعنی من اشاره نمیکنم که میدانم نماز نمیخوانی. نه، اتفاقاً برعکس، میپرسم: فکر میکنی به چه خاطر است؟" یعنی دارم موضوع را به دیگران نسبت میدهم و میپرسم: اگر دوستانت و همکلاسیهایت این کار را بکنند، به نظرت دلیلش چیست؟ آنوقت او میآید تمام چیزهایی را که در ذهنش است، بیرون میریزد؛ مثلاً اینکه حوصله ندارد، یا بله، دارد با پدر و مادر لجبازی میکند، یا نه، دچار بحران هویت است؛ یعنی برایش سؤال شده که اصلاً خدا کیست؟ این نظام عالم چیست؟ چرا باید نماز بخوانم؟ آیا نماز برای ۱۴۰۰ سال پیش است؟»
گرهگشایی از چالش عبادی با شاهکلید شنیدهشدن
وقتی در پناه یک گفتوگوی امن و غیرمستقیم، ریشه اصلی امتناع نوجوان از نماز مشخص شد، والدین دیگر در تاریکی قدم برنمیدارند و متناسب با نوع مسئله، راهحل دقیق را به کار میگیرند.
این کارشناس خانواده در جمعبندی این فرآیند تربیتی میگوید: «حالا مادری که این صحبتها را شنیده، برای نماز نخواندن فرزندش برنامهریزی میکند؛ چون ریشههایش را پیدا کرده است. با یک کارشناس دینی مهربان، همراه و امین، سؤالهای بچه را پاسخ میدهد و کودک جواب سؤالاتش را دریافت میکند. اگر هم مسئله از لجبازی میآید، برای حل مسئله لجبازی فرزند اقدام میکند و قطعاً موضوع نماز نخواندن راحتتر حل میشود.
بهاضافه اینکه خودِ مهارت گوش دادن، یکی از راهکارها و تکنیکهای فوقالعاده مهم ارتباطی در خانواده است؛ چون شاخصه اعتماد را دارد. هم اعتماد و هم احترام باعث میشوند که فرزند، چون احساس دیدهشدن و شنیدهشدن میکند، راحتتر ارتباط برقرار کند. خودِ همین شنیدهشدن باعث میشود که ببینید نماز بعدی را خیلی راحتتر میخواند.»
انتهای پیام/
نظر شما