زن ایرانی را نمی‌توان با دوگانه های قدیمی شناخت

کوثر/ مسئله امروز، فقط حضور زنان در جامعه نیست؛ مسئله این است که این حضور چگونه معنا پیدا می‌کند و به چه میزان به اثرگذاری واقعی می‌رسد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کوثر، زن ایرانی در پنج دهه گذشته، بیش از آنکه صرفاً تغییر نقش داده باشد، با دگرگونی در تعریف هویت و جایگاه خود روبه‌رو شده است. او امروز هم‌زمان در خانواده، دانشگاه، محیط کار، عرصه فرهنگ، رسانه و میدان تصمیم‌گیری حضور دارد؛ اما هنوز یک پرسش اساسی پیش روی جامعه و رسانه‌هاست: آیا تصویری که از زن ایرانی ساخته می‌شود، با واقعیت متنوع و پیچیده زندگی او تناسب دارد؟

برای فهم این پرسش، نمی‌توان تاریخ معاصر زنان را به دوگانه‌های ساده‌ای چون «محروم یا آزاد»، «سنتی یا مدرن» و «خانه‌نشین یا اجتماعی» فروکاست. تجربه زنان ایرانی در دوره‌های مختلف، یکدست و یکسان نبوده است. تحولات سیاسی و اجتماعی، گسترش آموزش، تغییرات اقتصادی، دگرگونی ساختار خانواده و توسعه رسانه‌ها، هرکدام بر شکل حضور و مطالبات زنان اثر گذاشته‌اند. بنابراین، شناخت زن ایرانی امروز، بدون دیدن این مسیر تاریخی و پیچیدگی‌های آن ممکن نیست.

یکی از مهم‌ترین تغییرات این مسیر، عبور از مفهوم صرفِ «حضور» به مسئله «اثرگذاری» است. حضور در دانشگاه، اشتغال یا فعالیت اجتماعی، به‌تنهایی تمام ماجرا نیست. پرسش مهم‌تر این است که زنان تا چه اندازه در حل مسائل، تولید دانش، تربیت نسل، شکل‌دهی به فرهنگ، شبکه‌سازی اجتماعی و فرایندهای تصمیم‌سازی نقش دارند. به بیان دیگر، باید از شمارش موقعیت‌های حضور فراتر رفت و سهم زنان در تغییر و پیشبرد جامعه را دید.

در این میان، الگوی زن ایرانی را نیز نمی‌توان در دو تصویر محدودکننده خلاصه کرد: زنی که به حاشیه زندگی اجتماعی رانده می‌شود و زنی که برای پیشرفت، ناگزیر از فاصله گرفتن از خانواده، هویت دینی و ریشه‌های فرهنگی خود فرض می‌شود. مسئله، امکان جمع میان ابعاد مختلف هویت زن است؛ زنی که می‌تواند فردیت، استقلال، مسئولیت خانوادگی و نقش اجتماعی خود را هم‌زمان دنبال کند و در عرصه‌های مختلف منشأ اثر باشد.

البته جامعه زنان امروز با مسائل و تجربه‌های تازه‌ای روبه‌روست. تغییرات نسلی، تحولات سبک زندگی، گسترش فضای مجازی و دگرگونی انتظارات از زندگی فردی و خانوادگی، صورت‌بندی تازه‌ای از مطالبات زنان ایجاد کرده است. نمی‌توان همه این تغییرات را به تأثیر رسانه‌ها یا رقابت روایت‌ها نسبت داد؛ بخشی از آن‌ها ریشه در واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. بااین‌حال، آنچه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده، تغییر معنای مفاهیمی مانند مادری، اشتغال، استقلال، آزادی و موفقیت است. این مفاهیم دیگر فقط موضوع بحث‌های نظری نیستند؛ در زندگی روزمره زنان معنا می‌شوند و بر انتخاب‌ها و روابط آن‌ها اثر می‌گذارند.

اینجاست که نقش رسانه جدی‌تر می‌شود. رسانه فقط بازتاب‌دهنده واقعیت نیست؛ با انتخاب موضوع، برجسته‌سازی برخی تجربه‌ها و نادیده گرفتن برخی دیگر، در ساختن تصویر اجتماعی از زن نیز نقش دارد. وقتی موفقیت زنان فقط با شاخص‌های شغلی و فردی سنجیده می‌شود، یا برعکس، نقش اجتماعی آنان در سایه مسئولیت‌های خانوادگی نادیده گرفته می‌شود، تصویری ناقص شکل می‌گیرد. همان‌قدر که نباید مسائل واقعی زنان را پشت شعارها پنهان کرد، نباید اجازه داد روایت‌های کلیشه‌ای و یک‌سویه جای تجربه‌های متنوع آنان را بگیرد.

رسانه برای ایفای این نقش، بیش از هر چیز به شناخت دقیق نیاز دارد: شناخت تفاوت‌های نسلی و اجتماعی زنان، شنیدن تجربه زیسته آنان، دیدن مسائل واقعی و بررسی فاصله میان تصویر رسمی، بازنمایی رسانه‌ای و زندگی روزمره. روایت معتبر از زن ایرانی، روایتی نیست که صرفاً از یک الگوی از پیش تعیین‌شده دفاع کند؛ روایتی است که بتواند پیچیدگی‌ها، ظرفیت‌ها، دغدغه‌ها و نقش‌آفرینی‌های واقعی زنان را بازتاب دهد.

شاید وقت آن رسیده باشد که پرسش اصلی را تغییر دهیم: به‌جای آنکه فقط بپرسیم زن ایرانی کجا حضور دارد، بپرسیم چه نقشی در ساختن آینده جامعه ایفا می‌کند؟ پاسخ به این پرسش، هم به فهم دقیق‌تری از تحولات زنان نیاز دارد و هم به رسانه‌ای که به‌جای سخن گفتن از زنان، صدای خود آنان را بشنود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha