احیای سیره عملی حکمرانی امیرالمومنین علیه السلام

کارشناس مسائل سیاسی گفت: مطالعه نهج البلاغه فراخوانی برای بازخوانی و احیای سیره عملی حکمرانی امیرالمومنین علیه السلام در دوران سخت‌ترین فشارها است.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران/مازندران، آقای سعید قلی‌زاده کارشناس مسائل سیاسی در نشست بصیرتی با موضوع درس‌هایی از سیره حکمرانی علوی در آینه تحولات معاصر و ضرورت جهاد تبیین بیان کرد: سخن امروز بر اساس تأکیدات رهبر معظم انقلاب در ابتدای سال بر لزوم مطالعه نهج‌البلاغه استوار است. این مطالبه، یک تمرین صرفاً مذهبی نیست؛ بلکه فراخوانی است برای بازخوانی و احیای سیره عملی حکمرانی امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران سخت‌ترین فشارها. پرسش کلیدی این است که چرا در میان کتب مقدس، تأکید بر نهج‌البلاغه است؟ زیرا این کتاب، مدل عملی مدیریت جامعه اسلامی تحت شدیدترین بحران‌ها، به ویژه در مواجهه با نفاق و فتنه‌انگیزی داخلی، را به ما یادآوری می‌کند.

وی گفت: در برهه‌ای که فشارها بر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام افزایش یافت، سیره حکمرانی ایشان در مواجهه با افراد دارای نفوذ داخلی روشن می‌شود. هنگامی که نیاز به عزل فرماندهان یا حاکمان بود، رویه معمول ایشان این بود که نامه‌ای به حاکم جدید می‌فرستادند تا به حاکم سابق ابلاغ کند که دیگر مسئولیتی ندارد؛ مراسم تودیع و معارفه رسمی برگزار نمی‌شد. اما برای اشعث بن قیس، این قاعده شکسته شد و امیرالمؤمنین علیه السلام مراسم تودیع و معارفه باشکوهی برگزار کردند. اصحاب اعتراض کردند که چرا این ملاحظه برای اشعث رعایت می‌شود، در حالی که او به بدگمانی و همراهی با مخالفین شهره بود. پاسخ امام علیه السلام یک درس بنیادین بود: «اشعث دارای پایگاه اجتماعی است و ما برای آرامش حاکمیت اسلامی به عقبه اجتماعی او نیاز داریم.»

آقای قلی‌زاده بیان کرد: این اهمیت جایگاه اجتماعی در ماجرای مذاکره در جنگ صفین نیز آشکار شد؛ جایی که اشعث اولین نفری بود که پیشنهاد مذاکره را مطرح کرد و با سوءاستفاده از همین پایگاه اجتماعی، فضا را به سمت حکمیت برد. با وجود دشمنی ظاهری، امیرالمؤمنین علیه السلام برای جلوگیری از شکاف در بدنه جامعه، به اشعث اجازه داد تا فرمانده جناح چپ لشکر شود و پیغام فرستاد تا برای مذاکره اقدام کند؛ این نشان می‌دهد که مدیریت پایگاه اجتماعی حتی برای یک حاکم معصوم تا چه اندازه حیاتی است.

کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: این سیره تاریخی با تحولات اخیر کشور ما هم‌خوانی دارد. کمتر از ۲۰ روز پس از فرمایشات رهبری مبنی بر نامناسب بودن مذاکره (در بهمن ۱۴۰۳)، مجوز مذاکره در اسفند ۱۴۰۳ صادر شد. این تغییر موضع، غالباً ناشی از درک وضعیت پایگاه اجتماعی و جلوگیری از دوقطبی شدن جامعه در مواجهه با فشارهای اقتصادی بود. جنگ و مذاکره، ابزاری برای جنگ است؛ زمانی که طرفی احساس ضعف می‌کند، مذاکره ابزاری برای زمان‌خریدن یا جلوگیری از بحران بزرگ‌تر می‌شود.

وی گفت: ایران هشدارهای صریحی به تمامی همسایگان که پایگاه‌های آمریکا را فراهم کرده‌اند (از جمله عربستان، امارات، بحرین، قطر، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و اقلیم کردستان) داده است. پیام واضح بود: هرگونه تجاوز از این خاک‌ها، منجر به حمله مستقیم به هاب‌های اقتصادی آن‌ها، یعنی بنادر دبی و ابوظبی خواهد شد، که اقتصادشان را برای مدت‌ها فلج می‌کند.

قلی زاده افزود: جنگ میان جریان غرب و ظلم در برابر جمهوری اسلامی قطعی است. این مذاکرات و نامه نگاری‌ها تنها زمان وقوع آن را جابجا می‌کند، چرا که سرنوشت منطقه تنها با این رویارویی رقم خواهد خورد. برخلاف سال‌های گذشته که رهبری می‌فرمودند «نگران جنگ نباشید»، اکنون فرمایش این است: «جنگ بشود کل منطقه را می‌بریم روی هوا.»

کارشناس سیاسی در پایان گفت: تأخیر در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به عدم آمادگی فرهنگی و عدم شکل‌گیری افکار عمومی مناسب در جامعه مسلمین مرتبط است. وظیفه امروز ما، عمل به جهاد تبیین است؛ جهادی که مستلزم فداکاری و پذیرش سختی‌هاست، نه صرفاً نظامی‌گری. این تبیین است که می‌تواند زمینه را برای تحقق اهداف نهایی فراهم سازد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha