استاد حوزه و دانشگاه گفت: قرآن کریم بهعنوان متن مقدس اسلام، افزون بر هدایت معنوی، منبعی غنی برای شکلدهی به حیات عقلانی تمدن اسلامی است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، دکتر فریبا شهیدیفر، استاد حوزه و دانشگاه، با حضور در غرفهٔ مرکز مدیریت حوزههای علمیهٔ خواهران در سیوسومین دورهٔ نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم، دربارهٔ نقش قرآن کریم در شکوفایی حیات عقلانی تمدن اسلامی، گفت: قرآن کریم بهعنوان متن مقدس اسلام، افزون بر هدایت معنوی، منبعی غنی برای شکلدهی به حیات عقلانی تمدن اسلامی است.
وی افزود: میتوان گفت «حیات عقلانی» به معنای بهکارگیری مستمر تفکر، استدلال، نقد، استنباط و تصمیمگیری در سطح فردی و جمعی است؛ فرایندی که برای فهم جهان، حل مسائل، تنظیم رفتار اخلاقی و ساماندهی نهادها با هدف تحقق رشد معرفتی و خیر عمومی به کار میرود.
استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: عناصر کلیدی حیات عقلانی میتوانند شامل تدبر، پرسشگری، استدلال نقاد، تجربهپژوهی، اخلاق عقلانی و نهادسازی عقلمحور از جمله آموزش و مشورت باشند.
خانم شهیدیفر خاطرنشان کرد: تمدن اسلامی مجموعهای از نهادها، فرهنگها، دانشها، هنرها، ارزشها و شیوههای زیست اجتماعی و سیاسی ـ اقتصادی است که تحت تأثیر اسلام، اعم از عقاید، اخلاق، قوانین و منابع دینی مانند قرآن و سنت، شکل گرفته و در تعامل جوامع مسلمان با تمدنهای دیگر، در بستری جغرافیایی گسترده شکل گرفته است.
وی بیان کرد: از شاخصههای تمدن اسلامی میتوان به مرجعیت دین در بنیانهای هویتی، پیوند علم و دین، گسترش نهادهای آموزشی و فرهنگی، نظام حقوقی و فقهی در ادارهٔ جامعه، تنوع زبانی و فرهنگی در چارچوب وحدت دینی، اخلاق عمومی مبتنی بر آموزههای اسلامی، شکوفایی علوم و هنرها، توان تطبیق و انعطافپذیری، شبکههای علمی و تجاری، و عقلانیت روشی اشاره کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: در این بحث، این پرسش مطرح است که قرآن کریم چه نقشی در شکوفایی حیات عقلانی تمدن اسلامی دارد. آیات قرآن انسان را به تفکر، تدبر، تعقل و بررسی آفرینش فرا میخواند؛ کارکردهایی که زیربنای رشد علوم، فلسفه، اخلاق عقلانی و نهادهای علمی و فرهنگی در جهان اسلام بهشمار میآیند.
خانم شهیدیفر بیان کرد: با وجود آنکه تاریخچه پیشرفت علمی و فلسفی در تمدن اسلامی مستند است، نسبت دقیق و کارکردی میان آموزههای قرآنی و رشد عقلانی ـ از فلسفه و علوم طبیعی گرفته تا کلام و روششناسی علمی ـ کمتر بهصورت نظاممند و مستدل بررسی شده است.
وی تأکید کرد: فهم دقیق پیوند میان قرآن و عقلانیت تاریخی، اهمیتی هویتی و معرفتی دارد و نشان میدهد که منابع دینی چگونه میتوانند محرک رشد علمی و فکری باشند و قرائتهای نوینی از نسبت علم و دین ارائه میدهند.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: در بررسی نقش قرآن کریم در شکوفایی حیات عقلانی تمدن اسلامی، میتوان از چند بُعد به این مسئله نگریست. نخستین بُعد، ترغیب به تعقل و تدبر است؛ چنانکه آیات متعددی از قرآن کریم انسان را به تفکر دربارهٔ آفاق و انفس فرا میخوانند. آفاق به پدیدههای طبیعی اشاره دارد و انفس ناظر به درون و نفس انسان است.
خانم شهیدیفر یادآور شد: قرآن کریم میفرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَیٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»؛ این آیات بر لزوم تأمل در متن وحی و بهکارگیری عقل برای فهم معانی آن دلالت دارند. پیام این آیات، تشویق به علتجویی و بنیانگذاری علم بر تجربه و تدبر است.
وی گفت: برخی مفسران، بهویژه در تفاسیر روایی، بر اهمیت تدبر در قرآن در جهت عمل و تحول رفتاری تأکید کردهاند و آن را منشأ هدایت و پیوند آیات با زندگی میدانند.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بُعد دیگر، عقلانیت اخلاقی و فقهی است. قرآن کریم نهتنها به عقل نظری ارزش میدهد، بلکه عقل عملی و اخلاقی را نیز تقویت میکند. آیات مربوط به انصاف، عدالت و مشورت، چارچوبی عقلانی برای زندگی اجتماعی و سیاسی فراهم میآورند. خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا» و نیز «وَأَمْرُهُمْ شُورَیٰ بَیْنَهُمْ». این آیات نشاندهندهٔ اهمیت قضاوت عادلانه و مشورت بهعنوان روشهای عقلانی ادارهٔ جامعهاند. مفسران، مشورت را راهکاری عقلانی برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی و نقطهٔ مقابل استبداد دانستهاند.
خانم شهیدیفر اظهار داشت: در حوزهٔ استنباط احکام فقهی نیز این مبانی سبب شد که اجتهاد و استدلال منطقی جایگاهی محوری بیابد. ازاینرو، فقها و متفکران اسلامی اصولی چون قیاس و اصل مصلحت را برای سازگاری شریعت با اقتضائات زمان توسعه دادند؛ اصولی که ریشه در عقلانیت قرآنی دارند.
وی عنوان کرد: بُعد دیگر، بنیادهای معرفتشناسی و علوم طبیعی است. قرآن کریم انسان را به مشاهدهٔ نظم طبیعت دعوت میکند و این دعوت بهتدریج به شکلگیری روشهای تجربی و نظری در علوم میانجامد. آیهٔ «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ» به تنوع و نظم خلقت اشاره دارد و انسان را به مطالعهٔ علل و روابط میان موجودات فرا میخواند.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: بُعد دیگر، وحدت علم و دین یا به تعبیری، پیوند دانش و تزکیه نفس است. قرآن کریم بر ارتباط میان دانستن و عمل صالح تأکید بسیار دارد. علم بدون اخلاق و تقوا ناقص دانسته شده است. آیاتی مانند «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» بر ارزش علم دلالت دارند، در حالی که آیات دیگر، رفتار اخلاقی را شرط بهرهمندی حقیقی از علم معرفی میکنند.
خانم شهیدیفر گفت: بُعد دیگر، عقلانیت انتقادی و پرسشگری است. قرآن با طرح پرسشها و دعوت به برهان، فضای گفتوگوی عقلانی را فراهم میکند. این فرهنگ پرسشگری موجب شد که متفکران اسلامی به پرسشهای فلسفی درباره وجود خدا، نسبت عقل و وحی، آزادی و تقدیر پاسخ نظری دهند و مکاتب کلامی و فلسفی مانند اشاعره و معتزله شکل بگیرند که هر یک به توسعه استدلال و نقد عقلانی کمک کردند.
وی در پایان تأکید کرد: آخرین بُعد، تأثیر قرآن بر نهادها و روشهای آموزشی است. قرآن همچنین الگوی سازماندهی جامعه بر اساس مشورت، قسط و انصاف را ارائه داد که به شکلگیری ساختارهای قضایی، اداری و آموزشی انجامید.
انتهای پیام/
نظر شما