مدیر حوزه علمیه خواهران استان مازندران در یادداشتی به تحلیل جنگ فعلی میان آمریکا و ایران پرداخت.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/ مازندران، متن یادداشت حجتالاسلام والمسلمین قائمی مدیر حوزه علمیه خواهران استان مازندران بهشرح زیر است:
در طول تاریخ در راستای تأمین اهداف اعم از اقتصادی و غیر اقتصادی ، جنگهای متعددی میان حاکمیتها و واحدهای سیاسی مختلف شکل گرفته است که سطح خشونت بکار رفته شده در آنان رابطه معناداری با میزان نقش آن جنگ و تنازع در نسبت به ایدئولوژی و رگ حیاتی آن واحد سیاسی داشته است، لذا همواره در جنگ هایی که نقش حیات و مماتی برای هر یک از دو واحد سیاسی یا هر دو داشته، شاهد گشترش سطح و عمق درگیری نظامی خواهیم بود و بر همین اساس باید برای فهم اهداف و نتایج این مرحله از جنگ شروع شده میان حمهوری اسلامی ایران و جهان صهیون با نمایندگی آمریکا و نیروی نیابتی آن در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی؛ ابتدا میبایستی به دنبال فهم نسبت این جنگ با حیات و ممات دو طرف بود.
با این پیش فرض در تحلیل جنگ فعلی میان آمریکا و ایران باید گفت : اول اینکه در بررسی ماهیت این مرحله از تعارض ایران و آمریکا، باید این جنگ را در ادامه جنگ ستارگان جهان لیبرال متاثر از صهیون جهانی و در راستای همان جنگ تمدنی دانست که سالهای پیش بعد از متلاشی شدن نظام حکمرانی سیاسی در نظام بین الملل مبتنی بر اندیشه های سوسیالیستی با فروپاشی شوروی سابق و حصول استحاله ایدئولوژی در کشورهای مانده از آن گفتمان در گفتمان نظری ساموئل هانگتینگتون از تقابل اسلام شیعی و لیبرالیسم در مدیریت نظام بینالملل مطرح شده بود . از این رو باید گفت: جنگ در این مرحله چنانچه در گفتمان رهبران هر دو طرف به وضوح قابل مشاهده است، برای هر دو طرف بعنوان بخش طبیعی تعارض هژمونیک؛ جنبه حیات و مماتی از حیث توان تولید هژمون قدرت برای مدیریت تحولات در سطح بین الملل دارد. لذا در یک طرف از این تعارض، تمام جهان مستضعفان به نمایندگی جمهوری اسلامی و در طرف دیگر جهان صهیون و تربیت شدگان مکتب گفتمانی جفری اپستین (فجایع جزیره جفری صرفا نباید یک اتفاق رفتاری تحلیل شود بلکه یک روزنه ای کوچک از ماهیت حکمرانی صهیون جهانی است) به نمایندگی آمریکا و نیروی نیابتی آن در منطقه واقع شده است اما با این تفاوت که در جبهه صهیون، این جنگ در عین نقش حیات و مماتی حقوقی (نمایندگی از ایدئولوژی لیبرال – صهیون) دارای همین نقش از منظر حقیقی برای ماندگاری نتانیاهو و ترامپ در قدرت سیاسی برای بهرهمندی شخصی هم است و لذا این جنگ برای آنان در کنار اهداف و منافع گفتمانی، دارای منافع شخصی نیز می باشد .
دوم اینکه هر چند بعد از انقلاب اسلامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا در قالبهای مختلفی همچون جنگ نفتکشها ، تعارضات فیزیکی رخ داده بود، اما این جنگ را باید یک رو در رویی تام و تمام اعیار میان ایران و آمریکا دانست و هرگز نباید آن را به صرفا درگیری با اسرائیل که بعنوان نیروی نیابتی از جهان صهیون تجلی یافته است، تنزل داد و لذا اگر جنگ سرد میان بلوک گفتمانی شرق و غرب در جنگ ستارگان فضایی موجب شکست شوروی و قلب تپنده جهان سوسیال شده بود ولی این جنگ ستارگان در تعارض گفتمان جهان مستضغان و جهان صهیون به جنگ ستارگان طریق القدس ختم شده است
سوم با توجه به ماهیت حیات و مماتی این جنگ برای هر دو طرف، لذا باید عمق و شدت درگیری را در حد اعلی آن تصور و ترسیم کرد و این خود بخش طبیعی نزدیک شدن به قله تمدنی است که همواره در گفتمان قائد شهید امت امام خامنهای (ره) مورد اشاره بوده است و هرگز نباید اخبار شهادت عزیزان و ستارگان ما در این عرصه؛ ما را مبتلا به قصه پر غصه جنگ احد قرار دهد. به راستی که بهترین مدل تاریخی برای تحلیل این جنگ، جنگ احد است که دشمنان اسلامی از حربه جنگ ادراکی در کنار جنگ فیزیکی برای دلسرد نمودن جبهه انقلاب نبوی بهره بردن و به تعبیر آیه مربوطه موجب دستیابی دشمن به موفقیتهایی شد، از این روی دوست داران و شیفتگان گفتمان امام شهید باید بدانند : پیروزی در جنگ احد، کلید و رمز فتح و همه پیروزیهای آفندی پیامبر بوده و این پیروزی به نص روایات با یاران زخمی احد زخ داد . پس در ادامه مسیر باید مراقب عدم تکرار آیه «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل ا فان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم» با شنیدن اخبار شهادت حمزههای میدان بخصوص شایعه شهادت نبی در میدان نبرد نسبت به خود باشیم، اما در این میدان و در این مرحله از جنگ مهمترین و کارآمدترین ابزار در حمایت از جبهه نظامی و سیاسی برای رسیدن به پیروزی نهایی
۱) حفظ وحدت و انسجام حول محور قائد شهید امت امام خامنهای (ره) است که معظم له همواره مهمترین اصل در هر مسیری بهخصوص فتح قلههای تمدنی را حفظ وحدت میدانستند.
۲) زمان برای ما به تعبیر مولای بیان علی (ع) به سرعت ابر بهاری میگذرد و لذا چنانچه در گفتمان علمی امامین انقلاب، زمان عنصر حیاتی در استنباط و اجتهاد بوده ، در نقش آفرینی و مدیریت میدان نیز باید دانست که زمان شناسی و تعیین وظیفه حسب اقتضائیات زمان دارای نقش حیاتی است . همگان باید بدانیم که الان زمان ، زمان حماسه است نه مرثیه و برای عزاداری فرصت زیاد داریم و همه اشکهای ما باید همچون اشک زینبی به تعبیر قائد شهیدمان، حماسی باشد و یاد داشته باشیم که وقتی امام حسین (ع) به میدان رفت و فرزندان از نجات و پناه به مدینهالنبی سخن گفتن : اشاره داشت که اگر قرار به حیات بودن، پیامبر و علی (ع) و فاطمه (ع) احق به حیات بودن و این تعبیر کلید رمز موفقیت در جبهه نصرت الهی برای مانایی است.
۳) عدم اعتنا به اخبار و تحلیلهای غیر موثق و غلو آفرین در شبکهها و کانالهای مختلف . نکته مهمی که در کسب اخبار و وقایع جنگ باید بدان توجه نمود، اصل رفتاری حاکم در رسانه دو طرف میدان است . از این روی باید دانست که با توجه به ضرورت اصل تابآوری اجتماعی و پرهیز از شوک درمانی و التزام به امید آفرینی در جبهه داخلی ، اصل رفتاری حاکم در انعکاس اخبار از سوی رسانه ملی و دیگر رسانههای جبهه حق ، پرهیز از شوکآفرینی و در عین حال امیدآفرینی است و لذا این عزیران نمیتوانند در عین اینکه غلو در دستاوردها داشته باشند و امید کاذب ایجاد کنند، در عین حال نمیتوانند همه اخبار آسیبهای احتمالی جنگ را سریع و تام و عریان انتشار دهد و به همین علت در انتشار اخبار درد آفرین همچون خبر شهادت امام شهیدمان باید اصل قطرهچکانی را رعایت کند در حالی که اصل رفتاری حاکم بر رسانه های دشمن در مواجه با مخاطبین جبهه رقیب ، شوک آفرینی و ایجاد ناامیدی در غلو از آسیبهای وارده به جبهه رقیب و در عین حال کوچک انگاری از دستاوردهای است، لذا باید به رسانه ملی در کسب اخبار و تحلیلها اعتماد کامل داشت .
۴) تمکین و اتباع تام از رهبری آینده حسب فرموده رهبر کبیر انقلاب اسلامی که فرمودند : پشتیبان ولایت فقیه باشد تا به مملکت شما آسیبی نرسد.
۵) اعتماد کامل به نیروهای عمل کننده اعم از سپاه و ارتش تا ناجا و فرزندان گمنام امنیت به عنوان بخشی از تدابیر و وعده صادق امام شهید که فرموده بودن تدابیر برای جنگ قائم به فرد نیست و امورات هماهنگ است که تحقق عینی آن در روز اول جنگ دیده شده که علی رغم شهادت امام به سران فرماندهی نظامی ، از همان دقایق اولیه جواب کوبنده آغاز گشت.
۶) باید دانست که در زمان جنگ در عین اتحاد و اعتماد میان میدان و دیپلماسی ، اقتضائیات دو نیروی اقدام کننده با هم متفاوت است و لذا باید به این اصل توجه داشت تا تحلیلهای سطحی ما را به بدبینی و ناامیدی نکشاند .
اما حرف پایانی را باید در تحلیل آخر امام شهید از حکمرانی علوی جستجو نمود آنجا که فرموده بودند : علی علیه السلام هرگز در جنگ فیزیکی شکست نخورد و اگر شکستی بود در میدان جنگ شناختی و ادراکی بود و لذا اگر مردم پای کار نباشند، ولی هم نمی تواند کاری کند و اگر همه پای کار بودیم و نزدیکی به قله را حس کردیم، باید منتظر تحقق ان تنصرالله ینصرکم بود و دانست که وعده الهی، تخلف ناپذیر است.
حجتالاسلام والمسلمین قائمی
مدیر حوزه علمیه خواهران استان مازندران
نظر شما