مرضیه افراسیابی، عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی با الهام از مفهوم ولایت مطرح شده در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی؛ سلسله جلسات استاد شهید آیت الله سیدعلی حسینی خامنهای به این موضوغ پرداخت.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، مرضیه افراسیابی، عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده نوشت: اندیشه و عمل شیعه بیش از هر مفهوم دیگری با مفهوم «ولایت» عجین است، تا آنجا که امامان شیعه ولایت را از مهمترین بنیانهای اسلام دانستهاند؛ ولایت مصداق نور الهی است که افراد و جامعه را از ظلمات به سوی نور هدایت میکند و عامل برقراری دین الهی در جامعه است. این مفهوم آنگونه که در ادبیات قرآن و روایات بیان شده، مفهوم بیبدیل و منحصر به فردی در ادبیات سیاسی است و #جامعه اسلامی با شناخت آن میتواند به اوج شکوفایی برسد.
ولایت در اصطلاح اولی قرآنی به معنای به همپیوستگی و اتصال شدید انسانهایی است که دارای یک فکر واحد و جویای یک هدف واحدند. آنان برای آنکه بتوانند از تنگناها بگذرند، هرچه بیشتر به یکدیگر پیوسته و از غیر گسستهاند. این ولایت در جامعه ایمانی دو جلوه دارد: ولایت مؤمنین با یکدیگر، و ولایت مردم با ولی الهی که «رهبر» جامعه است.
در جلوه اول، مؤمنان همچون اعضای پیکری واحد کاملا با یکدیگر هماهنگ و متفقاند و در مقابل دشمن بیگانه ید واحدی هستند که به مقابله برمیخیزد؛ و در جلوه دوم، ولی الهی همچون روحی است که پیکر واحد جامعه اسلامی را روح میبخشد، مقصد و هدف و مسیر حرکت جامعه را مشخص میکند و افکار و اعمال مردم جامعه را «رهبری» میکند. ثمره این معنا از ولایت، انسجام مردم با یکدیگر و با ولی الهی جامعه است، به شکلی که یکدیگر را عضو یک خانواده میدانند که دست در دست هم در «حصن» ولایت الهی قرار گرفتهاند.
این معنا از ولایت، هویتبخش وجود افراد در جامعه است، و هر فرد موقعیت خودش را در این ارتباط و اتصال وجودیِ جمعی تعریف میکند. در این جامعه، مردم از یکدیگر و از «رهبر» جامعه جدا نیستند، بلکه همانطور که مردم «رهبر» جامعه را همچون جان خود تلقی میکنند، «رهبر» جامعه نیز مردم را عضوی از خانواده خود و نیز مهمترین عامل قدرت و بالندگی جامعه برمیشمرد. مردم در این جامعه، با راهبری ولی رشد میکنند تا خود را به قامت ولی برسانند و همافق با او بنگرند و عمل کنند. از همین رو ولایت ولی در وجود این مردم، تجلی پیدا میکند. این معنا، همان ولایتی است که دشمن نمیشناسدش.
شهادت ولی الهی در جامعهای که با چنین ولایتی رشد کرده باشد، نه تنها انسجام و اتصال جامعه را از هم نمیپاشد، بلکه خود عاملی برای وحدت بیشتر مؤمنین، حول مظلومیت و خونخواهیِ ولیّ میشود. امروز، مردم این سرزمین خانوادهای هستند که تحت راهبری «رهبر شهیدشان» رشد کردهاند و به بلندترین قلههای قدرت و عظمت و عزت در جهان رسیدهاند، به نحوی که تمام آزادگان جهان به احترام آنها میایستند و کلاه از سر برمیدارند. مردم این سرزمین، پدر از دست دادهاند، اما ولایتی که به واسطهی آن رشد کردهاند، جامعهی آنان را به «شجرهی طیبهای» بدل کرده که با بمباران دشمن خللی نمیبیند.
مردم این خانواده در پرتو راهبری ولیّ، به این رشد رسیدهاند که اگر عضوی از خانوادهشان در مواجهه با دشمن دچار سهو و خطایی عملی یا زبانی شود، آن را بپوشانند تا دشمن نتواند وحدت و اتصال آنها را نشانه بگیرد. سرزمینی که با این معنا از ولایت آباد شده، «ولایتی» است که دشمن آن را نشناخته است.
انتهای پیام/
نظر شما