یادداشت الزامات واقع بینی عمومی به قلم عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تقدیم خوانندگان میشود.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، ناهید سلیمی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی نوشت: در میانه هر درگیری، جنگ اصلی در افکار عمومی داخلی و جهانی شکل میگیرد. در این میان افکار عمومی داخلی برای همراهی نیازمند مواجهه با روایت منسجم از دلایل مقاومت و بقا در کنار نشان دادن اهداف اصلی و نامرئی دشمن از تجاوز هستند. در حفظ و مدیریت متعادل اراده سیاسی و اجتماعی، یکی از چالشهای مهم در مدیریت سیاسی و روایت ملی این است که مزیتهای ساختاری ملی و سرزمینی برای جامعه قابل فهم و ملموس شوند.
هنگامی که پیوند میان جغرافیا، منابع و جایگاه یک کشور در نظام بینالملل بهدرستی درک شود، امکان شکلگیری درک واقعبینانهتری از فرصتها، محدودیتها و هزینههای راهبردی نیز فراهم میشود؛ درکی که برای پشتیبانی اجتماعی از سیاستهای بلندمدت ضروری است.
این روزها یکی از روایتهای ریشه دار نظم سیاسی رایج بیش از پیش دچار سادهسازی میشود؛ این فرض که کاهش تنش با قدرتهای بزرگ بهصورت خطی به کاهش فشار خارجی و در نهایت به رفاه اقتصادی منجر میشود. در حالی که در عمل و میدان رابطه میان این متغیرها پیچیدهتر است. در بسیاری از موارد قدرتهای بزرگ به دنبال تثبیت نفوذ بلندمدت هستند و کشورهایی که منابع یا موقعیت ژئوپلیتیکی مهم دارند حتی در شرایط همکاری نیز از میدان رقابت و نفوذ خارج نمیشوند. بنابراین مسئله اصلی برای این کشورها نه صرفاً میزان تنش، بلکه نحوه مدیریت موقعیت راهبردی خود در یک محیط بینالمللی رقابتی است.
تجربه تاریخی و ساختار نظام بینالملل نشان میدهد که انتخابهای راهبردی کشورها کاملاً آزاد نیست. کشورها در الگوهای متفاوتی از سازمان اقتصادی و سیاسی و حتی نظم الهیاتی با تعهدات ویژه قرار میگیرند که هرکدام مجموعهای از فرصتها، محدودیتها و تعهدات را به همراه دارند. این وجوه تعیین کننده در کنار برخی ویژگیهای ساختاری مانند اندازه جمعیت، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی تعیین میکنند که کدام مسیرهای تعامل برای یک کشور واقعبینانه و کدام عملاً خارج از دسترس است.
در این چارچوب، جغرافیا و اندازه یک کشور صرفاً ویژگیهای فیزیکی نیستند، بلکه در کنار پیشینه تاریخی و الهیاتی نوعی زمینه راهبردی برای تصمیم گیری و موضع گیری ایجاد میکنند. کشورهایی که جمعیت بزرگ، منابع انرژی قابل توجه یا دسترسی به گلوگاههای مهم تجاری (مانند ظرفیت نفت و گاز، سواحل مکران، تنگه هرمز، منابع طبیعی و موقعیت ترانزیتی در ایران)، در کنار تعهدات تاریخی و اندیشهای به رویدادهای جهانی دارند بهطور ناخواسته بر معادلات امنیتی و اقتصادی پیرامون خود اثر میگذارند. به گونهای که حتی اگر سیاستی محتاطانه یا کمتنش اتخاذ کنند، همچنان در محاسبات قدرتهای دیگر برای حفظ منافع و نظم تسلط باقی میمانند و حتی مورد طمع واقع میشوند اما باید توجه داشت، بخش قابل توجهی از این واقعیت برای افکار عمومی بهسادگی قابل مشاهده نیست. بسیاری از مزیتهای ژئوپلیتیکی بهصورت مستقیم در زندگی روزمره مردم ظاهر نمیشوند و اثر آنها عمدتاً غیرمستقیم است.
همانطور که گفته شد، عواملی مانند دسترسی به آبهای آزاد، قرار گرفتن در مجاورت گلوگاههای مهم دریایی، تنوع اقلیمی گسترده یا موقعیت در مسیرهای ترانزیتی جهانی از جمله آن چیزهایی هستند که در ادبیات علوم سیاسی مزیتهای ساختاری نامیده میشوند. این مزیتها در دوران آرامش بر امنیت انرژی، تجارت، امنیت غذایی و ظرفیتهای اقتصادی کشور اثری تعیین کننده و حیاتی دارند، اما چون آثار آنها در روزمرگی اجتماعی تدریجی و غیرمستقیم است، در ادراک عمومی کمتر دیده میشوند.
در عین حال که در زمان بحرانهایی مانند جنگ نیز این ظرفیت ها علاوه بر ابزاری برای حفظ بقا و قدرت، منطقا موجب تقویت اتحاد و تعامل منطقهای و فرامنطقهای، ایجاد بلوکهای جدید قدرت و افزایش نقش در ترتیبات امنیتی منطقه خواهند شد.
از این منظر، نقش نخبگان صرفاً تولید تحلیلهای انتزاعی یا بحثهای آکادمیک نیست. وظیفه اصلی آنان مرئیسازی همان زمینه ویژهای است که یک جامعه در آن قرار دارد؛ زمینهای که ابعاد سیاسی، الهیاتی و منطقهای آن سرنوشت یک کشور را در نظام بینالملل شکل میدهد. بسیاری از این واقعیتها در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده نیستند و اگر تبیین نشوند، بهتدریج زیر سایه روایتهای سادهانگارانه یا نادرست پنهان میشوند. مرئی شدن این امکانات سرزمینی و زمینههای تاریخی است که به جامعه کمک میکند نه صرفاً بر اساس احساسات یا شعار، بلکه بر پایه فهم از داراییها و جایگاه سرزمینی خود، برای حفظ و صیانت از سرزمین میایستند.
انتهای پیام/
نظر شما