دو هفته پیش در چنین روزی رهبر معظم انقلاب امام سیدعلی خامنهای به شهادت رسید و ما و همه مسلمانان جهان را اندوهی بزرگ فرا گرفت، یک هفته بعد از آن، مجلس خبرگان رهبری، رهبر جدید را مشخص کرد و آیت الله سیدمجتبی خامنهای بهعنوان سومین امام انقلاب انتخاب شد و امروز و بههمین مناسبت بانوان طلبه در صحن امام رضا حرم حضرت معصومه(س) برای بیعت با رهبر جدید انقلاب گرد هم جمع شدند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، امروز شنبه ٢۴ اسفندماه ١۴٠۴، مصادف با ٢٣ رمضان المبارک ١۴۴٧ است و بانوان طلبه قمی بهنمایندگی از همه بانوان طلبه کشور برای بیعت با امام خامنهای، سومین امام انقلاب گرد هم جمع شدند، بانوانی که هسته اصلی و دلگرمی خانه و خانواده هستند.
ورودی درب هفدهم حرم بانو بودم که شنیدم یکی از پشتسریها از خادم پرسید: مراسم بیعت کدوم صحن برگزار میشه؟ و جواب گرفت: صحن امام رضا(ع)، صحن امام رضایی که برای اهالی قم به صحن اتابکی معروف است و همه آن را به ایوان آینهاش میشناسند و این روزها حجلهای کنار همان ایوان آینه برای رهبر شهیدمان روشن است.
سراسر صحن را بانوان طلبه نشسته بودند، بانوانی که با فرزندانشان از مدارس مختلف شهر قم به نمایندگی از بانوان طلبه کشور آمده بودند، بانوانی کفنپوش که بر روی کفنهایشان با رنگ سرخ نوشته بود: فدایی رهبر. اینجا دیگر استاد و طلبه، مدیر و معاون فرقی نداشت، همه کنار هم نشسته بودند و آمده بودند با رهبری بیعت کنند.
قبل از نشستن خانومی را دیدم با دو دختربچه، دو دختر دبستانی با روپوش مدرسه که کاپشنهایی به رنگ صورتی و بنفش پوشیده بودند و کیف صورتی بر دوش، گویی فرشتگان مدرسه میناب. بانوی دیگری پسرک دبستانیاش را همراه آورده بود، هر دوی آنها کفن پوشیده و با ثمره زندگیشان در مراسم بیعت با رهبر جدید انقلاب شرکت کرده بودند.
چشم که گرداندم، طلبهای خارجی دیدم، این را از رنگ پوستش متوجه شدم، از نیجریه آمده و ۹ ماه از آمدنش به ایران میگذشت، طلبهای که میگفت دوستداشتم من هم کفن سفید میپوشیدم اما به من نرسید. دوستش طلبهای از سوریه بود. او هم شش ماه از آمدنش به ایران میگذشت و با چفیهای که بر شانه انداخته بود و با مشتهای گرهکرده و اللهاکبرهای بلندش آمده بود با رهبر جدید انقلاب بیعت کند.
این میان دختربچهای دیدم با کاغذی در دست که روی آن شعار به زبان خاصی نوشته شده بود، مادرش را دیدم و پرسیدم کجایی هستید؟ میگفت: از میانمار و شش سال است ساکن ایرانیم، فاطمه نام دخترک بود و شعاری که در دست داشت، به زبان میانماری نوشته بود: «با دستهای کوچکم برای رهبر دعا میکنم، دوسِتت دارم.»
طلبههای خارجی حاضر تنها بخش کوچکی از طلاب بودند، بیشتر بانوان از طلاب مدارس شهر قم بودند، طلابی که با یک دعوت، خود را به حرم رسانده بودند. در آن میان، خانومی که از ابتدا تا انتهای برنامه ایستاده بود، چشمم را گرفت. او که سطح چهار و استاد حوزه بود، چون باقی طلبههای هجده بیست ساله کفنپوش و پرچم بهدست آماده ایستاده بود و با فریادهایش آمادگی خود را نشان میداد، چون دیگر بانوانی که صدای اللهاکبر و دیگر شعارهایشان در سرتاسر حرم شنیده میشد و یا همان دخترکانی که با مادرانشان فریاد زده و بیعت میکردند و بعد از هر چند شعار، کمی آب مینوشیدند.
به گمانم همه طلاب جمع شده در صحن امام رضا(ع) آمده بودند همراه با بیعت با رهبرشان حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای همان جمله فاطمه را هم بگویند، که دوستتان داریم و تا همیشه در کنار شماییم، برای کودکانمان لالایی شجاعت و شهامت شما را خواهیم گفت و در گوش فرزندانمان نجوای مردانگی شما را سر خواهیم داد.
طاهره راهی
انتهای پیام/
نظر شما