ماجرای اخیر نجات خلبان آمریکایی بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرد: آیا آمریکا بیش از ما برای جان نیروهایش ارزش قائل است؟ این یادداشت میکوشد فراتر از روایتهای رایج، این ادعا را از زاویهای دیگر بررسی کند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، در پی ماجرای نجات خلبان آمریکایی، خشم و غیرت موجه مردم ایران باعث طرح غمی کهنه شد:آمریکا به نیروی انسانی خود اهمیت میدهد و برای نجات آن هزینه میکند. ولی ما به نیروی انسانی خود اهمیت نمیدهیم. نمونه این کم توجهی نیز غالبا پاسخ ما به شهادت سردار سلیمانی ذکر میشود.
اگر از رنج انسان ایرانی که در این گلایه تراویده بگذریم، آیا این سخن درست نیست؟
نخستین پاسخ، طبعا تردید در این روایت است. پروتکل هانیبال در اسرائیل سالهاست برای اینکه نیروی نظامی در دست دشمن اسیر نشود، او را میکشد. شاید نیروهای ارسالی نیز برای کشتن نفرات آمریکایی وارد شدهاند و نه نجات او.
به علاوه نگرانی آمریکا بیش از جان نیرو به از دست رفتن اطلاعات او در صورت اسارت و تخریب داستان پیروزی در صورت کشته شدن به دست نیروهای ایرانی میتواند بازگردد. تازه طبق بسیاری از تخمینها، سربازان کشتهشده آمریکایی بیش از تعداد اعلامی هستند و«مانند موشهای طاعون زده پنهانی دفن میشوند.» این سانسور اطلاعاتی و بی حرمتی به سربازان آمریکا نشانه هرچه باشد، حکایت از ارزش جانی ندارد.
در عین حال همه موارد بالا قابل چون و چرا است. پس بیایید از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم:
تعداد تلفات نظامی آمریکا در عراق ۴۴۸۲نفر بود که اگر مزدوران و دیپلماتها و سایر نیروهای آمریکایی کشته شده در عراق، با مشاغل غیرنظامی اما مرتبط، را بیافزاییم عدد حاصله بیش از دههزار نفر خواهد بود. در افغانستان، ۲۴۶۱ آمریکایی کشته شدند. در جنگ ویتنام بیش از ۶۰ هزار نیروی آمریکایی کشته شدند. بیایید موارد دورتر را رها کنیم و به کشتههای جنگ کره، جنگ جهانی و... نپردازیم.
کشوری که برای جان انسان خود ارزش قائل است، او را به هزاران کیلومتر دورتر نمی فرستد تا صندوق های ذخیره مالی خود را پرکند، بلکه اجازه میدهد او مثل هر انسان عادی و شریفی در خاک خودش کار کند و زنده بماند، ولو اینکه سود حاصل از زیست صلحآمیز وی برای حکومت، اندک باشد.
تحلیل رفتارهای آمریکا بدون در نظر گرفتن منطق سرمایهداری و پول پرستی آن، ما را دچار سادهانگاری میکند. حکومتی که به نیروی انسانی خود اهمیت میدهد همان است که با وجود حق انتقام و مطالبه مردمش، برای دفاع از آنها خویشتن داری میکند و سردارانش پیشاپیش مردم خود را به خطر میافکند.
اجازه ندهیم دروغ های صنعت سرگرمی ما را اداره کنند. اگر نجات سرباز رایان برای آمریکا مهم بود، او را به این سر دنیا، دههزار کیلومتر دورتر از خانهاش نمیآورد تا برای یک مشت دلار در کوه و کمر کشوری بیگانه از وحشت، قالب تهی کند. اگر آمار ترومای پس از حادثه، معلولیت ها، مصرف موارد مخدر و الکل و سایر آسیبهای پساجنگ در سربازان آمریکایی را بیافزاییم، بهتر درک میکنیم آن اراذل ظاهراً سیاستمدار دهه هاست انسان خودی را هم مانند انسان شرقی، قربانی پول میکنند.
دکتر زهرا داورپناه
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما