زمانی که کودکان زیادی به فجیع ترین شکل در غزه قتل عام میشدند و مادران و پدران زیر آوارها میماندند همواره از خود میپرسیدم خداوند کی و چگونه تاوان این مظلومیت ها را میگیرد؟ با قاتلان چه میکند؟ تا کی باید صبر کرد؟ رخداد جانکاه پیجرها بیشتر این سؤالات را در ذهنم چرخاند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، اصولا وقتی جلاد قربانی را زجرکش میکند و قهقهه مستانه میزند این پرسشها بیشتر ذهن آدمی را سوهان میکشد... تا این که ایران عزیز ما در دو نوبت مورد هجوم ددمنشانه قرارگرفت. از نوزاد تا کهنسال، از مردم عادی تا رهبر، سیاستمداران و فرماندهان، از جوانان در خانههایشان تا جوانان پای لانچرها و از مردان تا زنان به طرز خونینی به شهادت رسیدند. خوبان، عارفان، دانشمندان، نویسندگان، نجیبان به وسیله کودک آزاران و زن بارگان جلاد به خاک و خون کشیده شدند... باز سؤالات به سان زخمی سر باز کردند اما دردآورتر...
امروز اما پاسخ روشن است! خونبهای خون شهیدان مظلوم کشورگشایی یا نابودی سرزمینی یا هر امر دیگری از این جنس نیست. خونبهای شهید آگاهی مردمان است، جدا شدن شفاف راه حق و اهل حق از راه باطل و اهل باطل است، شکسته شدن دهانهای ناپاک و بیتأثیر شدن یا کم تأثیر شدن مافیای خبری و رسانهای، برملاشدن دروغ های تاریخی، فروافتادن نقابهای نفاق و هرچیزی از این جنس است. تکثر باطل و چهره خوش نمای آن مانع اصلی بروز و بلور حق واحد است و خون شهید عجیب باطل شوی است! یاد کنم از اربعین نامه امام حقیقت که به صراحت این خونبها را بیان کرده است " و حسین علیه السلام خون قلب و نفس آخرین را داد تا مردمی را از جهالت و ضلالت برهاند" زاویه حق نشین که معلوم شود دیگر خون به مقصد قرار رسیده و از تپش میافتد. این آگاهی ملی مبارک مردمی که یکصدا پیروزی ایران شیعی را صدا میزنند. این آگاهی جهانی مبارک بر مردمی که در گوشه کنار این کره خاکی فهمیدند جنگ میان فاسدان و اهل جزیره با دانشمندان و باتقوایان است.
سرکارخانم فریبا علاسوند
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما