روایت اخلاص و ایثار؛ وداع با سرگرد پاسدار شهید فرهاد نصوری

دانش آموخته مدرسه علمیه تخصصی الزهراء سلام الله علیها بندرعباس، گفت: شهید فرهاد نصوری، رزمنده‌ای بی‌ادعا از اسلام‌آباد غرب که در عرصه‌های جهادی و خدمتی فراتر از وظیفه می‌درخشید.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران/ هرمزگان، خانم فریبا نصوری دانش آموخته مدرسه علمیه تخصصی الزهراء سلام الله علیها بندرعباس بیان کرد: سرگرد پاسدار شهید فرهاد نصوری، متولد ۱۲ خرداد ۱۳۷۴ در اسلام آباد غرب، در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ در بستک به شهادت رسید و مزار مطهر ایشان در گلزار شهدای بندرعباس واقع شده است.

خانم فریبا نصوری گفت: شهید پاسدار نصوری از نیروهای مقاومت بود که به همراه تعدادی از دوستانش به صورت داوطلبانه در قالب گروه‌های جهادی حضور می‌یافت و با وجود آنکه مسئولیت اصلی او در حوزه امور دفتری و نیروی انسانی تعریف شده بود اما هنگام برگزاری اردوها که طبق روال معمول رانندگی بر عهده سربازان قرار می‌گرفت با مشاهده ضعف آن‌ها در رانندگی شخصاً پشت فرمان مینی‌بوس می‌نشست و با تأکید بر اینکه «بچه‌های مردم و دختران گناه دارند» و در پاسخ به همکارانی که از او می‌خواستند صرفاً در چارچوب وظایف خود عمل کند،بر ادامه این اقدام اصرار می‌ورزید و در همه عرصه‌ها بسیجی‌وار و فراتر از وظیفه عمل می‌کرد.

خواهر سرگرد پاسدار شهید فرهاد نصوری افزود: او هرگز فردی نبود که از زیر کار فرار کند و هر کاری را که در آن مهارت داشت و در محیطی به انجام آن نیازمند بودند با جدیت و مسئولیت‌پذیری کامل انجام می‌داد.

وی اضافه کرد: شهید اهل ریاکاری و خودنمایی نبود و درباره فعالیت‌ها و کارهای خود سخنی نمی‌گفت؛ حتی زمانی که به مأموریت می‌رفت و روز بعد با تأخیر در محل کار حاضر می‌شد، در مواجهه با توبیخ فرمانده، تنها با لبخندی پاسخ می‌داد و هرگز اعتراضی نمی‌کرد که علت تأخیرش مأموریتی بوده که خود فرمانده او را بدان مأمور کرده است.

خانم نصوری بیان کرد: همکاران او از صبوری و بی‌اعتنایی‌اش به مال دنیا یاد می‌کردند و می‌گفتند شهید با مهربانی و تواضعی مثال‌زدنی رفتار می‌کرد و چنان برخوردی داشت که گویی انسانی دنیادیده در سنین بالاست و دنیا برایش ارزشی ندارد و هرگاه مشاهده می‌کرد دو نفر با هم دچار تنش یا درگیری شده‌اند با آرامش میانجی‌گری می‌کرد و میان آن‌ها صلح و آرامش برقرار می‌ساخت.

خواهر شهید افزود: شهید همواره توکلش به خدا بود و هرگز شکایتی از سختی‌ها و آسایش‌های زندگی نداشت، چه از نظر مالی در مضیقه بود و چه تمکن مالی داشت و پیش از خواب، رسم ادب به‌جا آورده و دست مادر خود را می‌بوسید.

دانش آموخته مدرسه علمیه تخصصی الزهراء سلام الله علیها بندرعباس بیان کرد: از سال ۱۳۹۱ که خواهرش در کانون مساجد مشغول به کار شد تا سال ۱۳۹۹ که شهید به بستک منتقل شد، ایشان هر روز و در تمامی مأموریت‌ها خواهرش را همراهی می‌کرد و هیچگاه اعتراضی نداشت و احساس خستگی نمی کرد.

خانم فریبا نصوری در پایان یادآوری کرد: شهید، که درخواست انتقالی‌اش به بندر عباس پذیرفته شده بود و تا پایان سال قصد عزیمت به این شهر و سکونت در خانه‌ای که تهیه کرده بود را داشت، اکنون فقدانش، جامعه و خانواده را از وجود فردی مفید و پشتوانه‌ای قابل اتکا محروم ساخته است. همسر شهید، با قلبی اندوهگین، این فقدان را نه تنها برای خود، بلکه برای جامعه و خانواده‌ی داغدارش، ضایعه‌ای بزرگ می‌داند.

تهیه و تنظیم: صفورا صفایی

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha