کد مطلب: 146290
۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۵
فرزندآوری در زمانه ابهام و تردید

وقتی سر صحبت در مورد بچه‌دار شدن را زوج‌های جوان باز می‌کنید، آن‌ها معمولا نه با «نه» بلکه با «ببینیم چه می‌شود» پاسخ می‌دهند.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، وقتی سر صحبت در مورد بچه‌دار شدن را زوج‌های جوان باز می‌کنید، آن‌ها معمولا نه با «نه» بلکه با «ببینیم چه می‌شود» پاسخ می‌دهند. این پاسخ، تعویق امر اکنون و احاله آن به زمانی نامعلوم است که بیش از هرچیز نشانگر تردید در مورد آینده است. آنها ممکن است وام را ببینند، حمایت‌های پراکنده را هم بشنوند، و حتی در دل خواهان فرزند باشند. با این همه، تصمیم نهایی مدام عقب می‌افتد. چرا که فرزندآوری تصمیمی است درباره پنج سال بعد، ده سال بعد و تا پایان عمر. تصمیم برای پدر یا مادر شدن تصمیمی است درباره جهانی که قرار است کودک در آن بزرگ شود. در شرایطی که آینده بیش از حد مه‌آلوده باشد، میل به فرزند داشتن به تصمیم برای فرزندآوری مبدل نمی‌شود.

علیرغم تلاش‌های گسترده حاکمیت و طرح‌های تشویقی و حمایتی، باید بپذیریم که فرزندآوری فقط یک انتخاب اقتصادی نیست. این تصمیم، تصمیمی است بلندمدت، پرهزینه و برگشت‌ناپذیر. از این رو، در ساحت تصمیم‌گیری، ذهن انسان آن را همچون خرید یک کالا یا یک سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت ارزیابی نمی‌کند. در حالی که سیاست‌های تشویقی عمدتا به پاسخ‌های فوری معطوف شده‌اند (که از جهاتی بسیار مهمند) اما زوج‌ها تنها نسبت به امروز خود دغدغه‌مند نیستند، بلکه پیوسته با پرسشی تکرارشونده مواجهند که اگر اوضاع بدتر شد، آیا از عهده برمی‌آییم؟

این‌جاست که مسأله ابهام و نااطمینانی وارد صحنه می‌شود. کاهش نرخ باروری به عنوان یک مشکل جهانی پژوهشگران را به مطالعه و تدقیق واداشته است. برخی پژوهش‌ها در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، احساس افراد نسبت به توانایی‌شان برای مدیریت بحران‌های احتمالی در آینده اهمیت بیشتری دارد. ممکن است زوج هر دو شاغل باشند، درآمدی متوسط داشته باشند و حتی از نظر حساب و کتاب روزمره بتوانند نیازهای یک فرزند را تأمین کند، اما اگر همان زوج احساس کنند در برابر بیکاری، تورم، بیماری، بحران مسکن، افت کیفیت آموزش، یا حتی بحران‌های بزرگ‌تری همچون خشکسالی، آلودگی و جنگ تاب‌آوری کافی ندارند، احتمال زیادی وجود دارد که تصمیم به فرزندآوری را به تعویق بیندازند.

به زبان ساده، خانواده‌ها بیش از هزینه های جاری و امروز فرزندداری، از ناتوانی در محافظت از فرزند در آینده‌ای مبهم هراسناکند. نکته اساسی این است که این خوف و هراس، صرفا دغدغه‌ای اقتصادی و مالی نیست. بخشی از آن به احساس کنترل برمی‌گردد. انسان‌ها زمانی زیر بار تعهدهای بزرگ و بلندمدت می‌روند که احساس کنند بر زندگی خود تسلط نسبی دارند. هرگاه فرد احساس کند قواعد بازی مدام تغییر می‌کند، برنامه‌ریزی دشوار است و هر شوک تازه‌ای می‌تواند تعادل زندگی را بر هم بزند، طبیعی است که در برابر تصمیمی مانند فرزندآوری محتاط‌تر شود.

عامل مهم دیگری که مایلم به آن اشاره کنم، اعتماد است. در این جا منظور چیزی فراتر از اعتماد به سیاست‌ها و پشتیبانی‌های حاکمیتی است، مراد اعتماد به پایداری محیطی است که قرار است کودک در آن زندگی کند. مشوق‌های مالی، وام، تسهیلات درمانی یا وعده‌های حمایتی، در صورتی به یک عامل مؤثر روانی تبدیل می‌شوند که مردم آنها را به عنوان بخشی از یک نظم قابل اتکا قلمداد کنند. تصور این که حمایت‌ها موقتی‌اند، اجرای آنها نامطمئن است یا میان آن‌چه گفته می‌شود و آن‌چه در عمل تجربه می‌کنند فاصله زیادی وجود دارد، مشوق‌ها را به سیاست‌هایی خنثی تبدیل می‌کند که فقط کسانی را که از پیش تصمیم به فرزندآوری داشته‌اند، بهره‌مند می‌سازد.

در جهان امروز و نیز در کشور عزیز ما ایران، خانواده‌ها هم‌زمان با چندین لایه از ابهام زندگی می‌کنند: بی‌ثباتی اقتصادی، تورم، دشواری دسترسی به مسکن، نگرانی از آموزش و درمان، بحران آب، آلودگی هوا، جنگ و اضطراب‌های ناشی از تنش‌های امنیتی و سیاسی. نتیجه این است که تصمیمی مانند فرزندآوری، که رابطه‌ای دوسویه با امید و اعتماد به آینده دارد، در بهترین حالت با تردید، تعویق و تسویف مواجه می‌شود.

شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از سیاست‌های تشویقی، با وجود نیت مثبت، در سطح روانی عمل نمی‌کنند. آنها معمولا می‌کوشند هزینه امروز را کمتر کنند، حال آن‌که مانع اصلی برای بسیاری از خانواده‌ها بی‌ثباتی و ترس از فردا و فرداهاست. تا زمانی که آینده بیش از حد نامطمئن، کنترل‌ناپذیر و غیرقابل پیش‌بینی به نظر برسد، فاصله میان خواستن و تصمیم گرفتن رفع نخواهد شد.

انسان امروز شاید بیش از پیش از نااطمینانی در جهانی بی‌ثبات رنج می‌برد، اما ترس از فقر و آینده نامعلوم، سابقه‌ای دیرینه در تاریخ بشر دارد. در عصر جاهلیت نیز کسانی از بیم تنگدستی، فرزندان خود را می‌کشتند؛ امری که مورد نهی شدید قرآن کریم قرار گرفت. از این منظر، نهادهای دینی می‌توانند با تقویت ایمان و ترویج توکل به خداوند، دستکم در میان دین‌داران، سپر روانی مستحکمی در برابر اضطراب آینده ایجاد کنند.

دکتر محمدمهدی یوسفی

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha