یازدهمین نشست از سلسله نشستهای «بازخوانی تحلیلی روایات اعتقادی و اخلاقی اصول کافی» به همت واحد پژوهش مدرسه علمی - تخصصی بانو امین(ره) و با حضور جناب آقای دکتر معارف برگزار شد.
بهگزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/تهران، یازدهمین نشست از سلسله نشستهای «بازخوانی تحلیلی روایات اعتقادی و اخلاقی اصول کافی» روز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ به همت واحد پژوهش مدرسه علمی - تخصصی بانو امین(ره) و با حضور جناب آقای دکتر معارف برگزار شد.
دکتر معارف در ابتدای جلسه با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(صلوات الله علیه) درباره تشکیل جلسات قرآن و مجالس علمی، اهمیت محافل علم و دانش را یادآور شدند و سپس به مباحث کتاب «العلم» از اصول کافی پرداختند.
وی بیان کرد: در کتاب العلم، سه رکن اساسی برای تعلیم و تعلم مورد توجه قرار گرفته است: عالِم (معلم و انتقالدهنده دانش)، متعلّم (فراگیر علم) و خود علم (محتوای علمی) است به گفته ایشان، امروزه میتوان طلاب و دانشجویان را از مصادیق متعلمان دانست، ارزش این سه رکن به صورت مطلق مطرح نیست، بلکه هر یک باید دارای اوصاف و ویژگیهای خاصی باشند تا از مطلوبیت برخوردار شوند.
وی گفت: صرف داشتن علم برای ارزشمند بودن عالم کافی نیست؛ بلکه عالم باید به صفاتی آراسته باشد که علم او را به علمی الهی و اثرگذار تبدیل کند. ایشان با استناد به خطبه متقین در نهجالبلاغه، به تعبیر«وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَی الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ» اشاره کرده و گفت که مقصود از علم نافع، علمی است که برای مردم سودمند باشد و به رفع نیازهای آنان کمک کند. از همین رو در روایات بر حفظ و فراگیری دانشی تأکید شده است که برای انسان و جامعه مفید و کارآمد باشد.
ایشان در ادامه به سخنی از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهجالبلاغه بیان کرد: مردم را به سه گروه تقسیم میکند: «اَلنَّاسُ ثَلاَثَةٌ: عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ» تعبیر «عالم ربانی» نشان میدهد که صرف عالم بودن کافی نیست بلکه عالم باید صفت ربانی داشته باشد و علم او در مسیر ربوبیت الهی و هدایت مردم قرار گیرد. همچنین «متعلم علی سبیل نجاة» کسی است که در مسیر صحیح علمآموزی حرکت میکند و دانش را وسیلهای برای رسیدن به سعادت قرار میدهد. در مقابل، گروه سوم کسانی هستند که همانند پشههای سرگردان یا خس و خاشاکیاند که با هر باد و هر صدایی به سویی کشیده میشوند و فاقد معیار و بصیرت هستند.
دکتر معارف تأکید کرد: هر انسان باید یا در جایگاه عالم باشد یا متعلم؛ زیرا اگر از این دو گروه خارج شود در زمره افراد سرگردان و بیهدف قرار خواهد گرفت، عالم حقیقی کسی است که عمل او گفتارش را تصدیق کند. اگر رفتار فردی با سخنانش هماهنگ نباشد، نمیتوان او را عالم واقعی دانست. ایشان با استناد به آیه۲۸ سوره فاطر: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» خاطرنشان کردند که تنها عالمان واقعی از خداوند خشیت دارند و این خشیت در رفتار و عملکرد آنان آشکار میشود.
ایشان در ادامه جلسه، به باب «من عمل بغیر علم» در کتاب کافی اشاره کرده و افزود: این باب درباره کسانی است که بدون معرفت و آگاهی صحیح اقدام به عمل میکنند. بر اساس روایات این باب کسی که بدون علم و شناخت در مسیر دین گام بردارد مانند فردی است که در بیراهه حرکت میکند و هرچه بیشتر تلاش کند، از مقصد دورتر میشود، در مقابل، کسی که علم را با عمل همراه سازد، مشمول عنایت الهی شده و بر دانش و معرفتش افزوده میشود.
دکتر معارف بیان کرد: عمل به علم، زمینهساز افزایش معرفت است اما ترک عمل به علم موجب دوری انسان از حقیقت خواهد شد.امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) فرمودند: «مَن عَمِلَ عَلَی غَیْرِ عِلْمٍ کانَ ما یُفْسِدُ أکْثَرَ مِمّا یُصْلِحُ»؛ هر کس بدون علم عمل کند، فساد و تباهی کار او بیش از اصلاح و آبادانی آن خواهد بود. بر این اساس عمل باید بر پایه علم باشد و علم نیز در خدمت عمل قرار گیرد؛ بهویژه در حوزه علوم دینی که پیوند میان علم و عمل از اهمیت بنیادین برخوردار است.
وی در ادامه به باب «استعمال العلم» کتاب کافی پرداخت و روایت معروف پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) فرمودند: «اَلْعُلَمَاءُ رَجُلاَنِ رَجُلٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِکٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِکٌ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلنَّارِ لَیَتَأَذَّوْنَ مِنْ رِیحِ اَلْعَالِمِ اَلتَّارِکِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً» بر اساس این روایت، عالمان دو دستهاند: گروهی که به علم خود عمل میکنند و اهل نجاتاند و گروهی که علم خود را رها میکنند و به هلاکت میرسند.
ایشان بیان کرد: عالمی که به دانستههای خود عمل نکند، در قیامت هنگامی که آثار مثبت عمل دیگران به آن علم را مشاهده کند، دچار حسرتی بزرگ خواهد شد؛ زیرا خود از ثمرات دانشی که در اختیار داشته بهرهای نبرده است.
دکتر معارف با اشاره به روایتی از امام صادق که میفرماید: «العلم مقرون بالعمل؛ فمن علم عمل» بیان کرد: این روایت رابطه ناگسستنی علم و عمل را تبیین میکند. بخش نخست روایت متضمن تکلیف است؛ یعنی هر کس علمی به دست آورد، موظف است به آن عمل کند. بخش دوم روایت متضمن وعده الهی است؛ زیرا هر کس به دانستههای خود عمل کند، خداوند بر علم او خواهد افزود.
ایشان افزود: که این افزایش علم تنها به معنای دانش اکتسابی نیست، بلکه شامل علم شهودی و الهامی نیز میشود. به تعبیر دیگر، کسی که به دانستههای خود پایبند باشد، از هدایتها و معارف تازهای بهرهمند خواهد شد که از جانب خداوند به او عطا میشود.
دکتر معارف در پایان، بار دیگر به آیه شریفه «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» اشاره کرده و یادآور شدند که مقصود از عالم در این آیه، کسی است که علم او با عمل همراه باشد و رفتار او گفتارش را تصدیق کند. از این رو، معیار حقیقی عالم بودن، صرف دانستن نیست، بلکه التزام عملی به علم و ظهور آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی است.
انتهای پیام/
نظر شما