پدیده اینفلوئنسری در حال تغییر روایت «زن ایرانی» در اربعین

آیا اربعین، به‌عنوان بزرگ‌ترین اجتماع معنوی جهان، آرام‌آرام به بازاری برای رقابت بر سر دیده‌شدن تبدیل می‌شود؟ آیا منطق شبکه‌های اجتماعی و اقتصاد فالوور، در حال تغییر شیوه بازنمایی زن ایرانی در این مراسم است؟

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، واقعیت آن است که بسیاری از زنان ایرانی در اربعین، روایت‌هایی ارزشمند از خدمت، معنویت، خانواده و همدلی تولید کرده‌اند. اما این میان پرسشی پیش آمده که پدیده‌ای محدود اما اثرگذار آن را ایجاد کرده است: آیا منطق اقتصاد توجه و رقابت برای جذب مخاطب، بخشی از محتوای مرتبط با اربعین را به سمت بازنمایی‌هایی سوق داده که با فلسفه این آیین و تصویر فرهنگی زن ایرانی فاصله گرفته است؟

یک دوربین موبایل، یک مسیر ۸۰ کیلومتری، میلیون‌ها مخاطب بالقوه؛ ترکیبی که در سال‌های اخیر، چهره جدیدی از روایت اربعین در فضای مجازی ساخته است. دیگر همه روایت‌ها از این سفر معنوی، محدود به تصاویر موکب‌ها، خدمت‌رسانی، مادران زائر، کودکان در مسیر یا خادمان عراقی نیست. در کنار این روایت‌ها، نوع دیگری از محتوا نیز رشد کرده است؛ محتوایی که اربعین را از زاویه «تجربه شخصی»، «سبک زندگی»، «پوشش»، «ظاهر» و «برند شخصی» روایت می‌کند.

در این میان، برخی صفحات پرمخاطب فارسی‌زبان در روزهای منتهی به اربعین، مجموعه‌ای از محتواها را منتشر می‌کنند که قالب آن‌ها بیشتر شبیه محتوای سبک زندگی است: «برای اربعین چه لباسی بپوشیم؟»، «وسایل ضروری سفر اربعین»، «استایل مشکی برای پیاده‌روی»، «چطور در گرما مرتب بمانیم؟»، «وسایل زیبایی که باید همراه داشته باشیم» و...

این جنس محتوا به خودی خود مسئله‌ای منفی نیست؛ چراکه بخشی از نیازهای واقعی زائران را پاسخ می‌دهد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که تجربه معنوی اربعین، در منطق شبکه‌های اجتماعی، به تدریج تحت تأثیر معیارهای دیگری مانند جذابیت بصری، میزان بازدید و قابلیت وایرال شدن قرار می‌گیرد.

از روایت جمعی تا روایت فردمحور

در بسیاری از محتواهای اینستاگرامی، دوربین به‌جای آنکه صرفاً مسیر را ثبت کند، بیشتر بر صاحب صفحه متمرکز می‌شود: آماده‌شدن برای سفر، انتخاب لباس، ثبت لحظه‌های شخصی، تصاویر سلفی در مسیر، روایت احساسی از تجربه فردی و ساختن یک داستان شخصی از حضور در اربعین.

این تغییر زاویه، از منظر مطالعات رسانه قابل‌توجه است؛ زیرا رسانه فقط واقعیت را ثبت نمی‌کند، بلکه با انتخاب قاب، بخشی از واقعیت را برجسته و بخش دیگری را کم‌رنگ می‌کند.

وقتی دوربین جای تجربه را می‌گیرد

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که با گسترش شبکه‌های اجتماعی در روایت اربعین دیده می‌شود، جابه‌جایی زاویه نگاه است؛ دوربینی که روزگاری قرار بود شکوه حضور مردم، خدمت‌رسانی موکب‌ها و همدلی میان ملت‌ها را ثبت کند، گاهی به ابزاری برای ساختن یک «روایت شخصی» از سفر تبدیل می‌شود.

در بخشی از محتواهای منتشرشده در فضای مجازی، اربعین نه به عنوان یک تجربه جمعی و معنوی، بلکه به عنوان مجموعه‌ای از موقعیت‌های قابل ثبت برای تولید محتوا بازنمایی می‌شود؛ موقعیت‌هایی که گاهی بیش از آنکه به پیام زیارت و همبستگی میان زائران بپردازند، بر دیده‌شدن فرد تولیدکننده محتوا تمرکز دارند.

برای نمونه، در برخی روایت‌های تصویری، نقش زن زائر به جای آنکه حول محور تجربه معنوی، خدمت‌رسانی، همراهی خانوادگی یا مشارکت اجتماعی تعریف شود، به قاب‌هایی محدود می‌شود که صرفاً جنبه نمایشی دارند؛ از جمله تولید محتوا از حضور در موقعیت‌های مختلف مسیر بدون توجه به شأن و فضای آن موقعیت.

زن ایرانی؟

در برخی ویدئوهای منتشرشده، حضور زنان در موکب‌ها یا کنار خادمان عراقی، با تمرکز بر جنبه‌های نمایشی روایت شده است؛ برای مثال، تصویر زن زائر در حال کمک به امور خدماتی مانند آماده‌سازی غذا یا سیخ‌زدن کباب، بدون توجه به زمینه فرهنگی و معنوی خدمت در فرهنگ اربعین، به یک محتوای سرگرمی یا نمایش سبک زندگی تبدیل می‌شود. مسئله این نیست که مشارکت زنان در خدمت‌رسانی محل نقد باشد؛ اتفاقاً حضور زنان در موکب‌ها یکی از جلوه‌های مهم مشارکت اجتماعی آنان است، بلکه مسئله نوع قاب‌بندی و معنایی است که از این مشارکت به مخاطب منتقل می‌شود.

در نمونه‌هایی دیگر، بخشی از محتوای منتشرشده از مسیر پیاده‌روی یا حرم‌های مطهر، به تولید ویدئوهای سرگرمی، دابسمش، اجرای ترندهای شبکه‌های اجتماعی یا ثبت تصاویر شخصی اختصاص یافته است؛ محتواهایی که منتقدان فرهنگی معتقدند ممکن است با فضای معنوی و حرمت مکان‌های زیارتی همخوانی نداشته باشد.

همچنین در برخی صفحات، روایت سفر اربعین با معرفی مراکز خرید، رستوران‌ها و تجربه‌های تفریحی شهرهای عراق همراه شده است؛ محتوایی که گاه با نمایش آرایش، پوشش و سبک زندگی لوکس، تصویری متفاوت از ماهیت ساده و مردمی این سفر ارائه می‌کند. در اینجا نیز مسئله، اصل خرید یا استفاده از امکانات شهری نیست؛ بلکه پرسش این است که وقتی این بخش‌ها به محور اصلی روایت تبدیل می‌شوند، آیا جایگاه تجربه معنوی و جمعی اربعین در حاشیه قرار نمی‌گیرد؟

طنز یا تخریب تصویر میزبان؟

یکی دیگر از الگوهای قابل بررسی در برخی محتواهای منتشرشده، استفاده طنزآمیز از اتفاقات مسیر است؛ از تفاوت‌های فرهنگی گرفته تا نوع غذاها، وسایل حمل‌ونقل یا سبک زندگی مردم عراق.

طنز، یکی از ابزارهای طبیعی شبکه‌های اجتماعی است، اما در فضای بین‌فرهنگی، مرز میان شوخی و تحقیر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انتشار ویدئوهایی که در آنها امکانات ساده مردم میزبان، تاکسی‌ها، لهجه‌ها یا رفتارهای روزمره عراقیان دستمایه تمسخر قرار می‌گیرد، می‌تواند با هدف اولیه اربعین یعنی تقویت محبت و همدلی میان ملت‌ها در تضاد قرار گیرد.

اربعین یک تجربه مشترک میان دو ملت و فرهنگ است؛ بنابراین نوع نگاه به میزبان، بخشی از پیام این حضور محسوب می‌شود.

حریم خصوصی؛ مسئله‌ای فراتر از تولید محتوا

موضوع دیگری که در برخی روایت‌های تصویری مورد انتقاد قرار گرفته، رعایت نشدن حریم خصوصی افراد است. در فضای موکب‌های بانوان یا محل‌های استراحت زنان، گاهی فیلم‌برداری برای تولید محتوا انجام می‌شود؛ در حالی که همه افراد حاضر، لزوماً آمادگی یا رضایت حضور در قاب رسانه‌ای را ندارند.

این مسئله در مطالعات رسانه‌های اجتماعی با مفهوم «اخلاق تولید محتوا» شناخته می‌شود؛ یعنی تولیدکننده محتوا علاوه بر جذابیت رسانه‌ای، مسئولیت حفظ کرامت و حریم افراد حاضر در تصویر را نیز بر عهده دارد.

اقتصاد توجه؛ چرا محتوای متفاوت بیشتر دیده می‌شود؟

پشت بسیاری از رفتارهای رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، یک منطق اقتصادی وجود دارد: اقتصاد توجه!

در این اقتصاد، ارزش یک محتوا با میزان دیده‌شدن، تعامل، ذخیره‌شدن و اشتراک‌گذاری سنجیده می‌شود؛ بنابراین محتوایی که متفاوت‌تر، شخصی‌تر یا حتی بحث‌برانگیزتر باشد، شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارد.

همین سازوکار می‌تواند تولیدکننده محتوا را به سمت عناصری سوق دهد که جذابیت تصویری بیشتری دارند؛ از قاب‌بندی خاص تصاویر گرفته تا تمرکز بیشتر بر ظاهر، لباس یا لحظه‌های شخصی.

مسئله اصلی اینجا نیست که یک فرد چه لباسی پوشیده یا چگونه از سفر خود تصویر منتشر کرده است؛ مسئله این است که آیا این نمونه‌های محدود، در فضای رسانه‌ای به‌عنوان نماینده یک فرهنگ بزرگ معرفی می‌شوند یا خیر.

زن ایرانی؛ یک تصویر، میلیون‌ها برداشت

اربعین یک رویداد فراملی است و مخاطب آن تنها ایرانیان نیستند. میلیون‌ها نفر از کشورهای مختلف، از جمله عراق، لبنان، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، پاکستان و دیگر مناطق جهان اسلام، روایت‌های منتشرشده از این مراسم را دنبال می‌کنند.

در چنین فضایی، هر تصویر می‌تواند در ساختن یک برداشت فرهنگی نقش داشته باشد. اگر بخش پررنگی از محتوای مربوط به زنان ایرانی، حول ظاهر، نمایش فردی یا سبک زندگی شخصی شکل بگیرد، این خطر وجود دارد که ابعاد دیگر هویت زن ایرانی مانند خدمت‌رسانی، نقش خانوادگی، مشارکت اجتماعی، صبر، ساده‌زیستی و حضور معنوی کمتر دیده شود.

در مطالعات ارتباطات، این موضوع با مفهوم «بازنمایی» شناخته می‌شود؛ یعنی تصویری که رسانه‌ها از یک گروه اجتماعی می‌سازند، همیشه برابر با تمام واقعیت نیست، بلکه نتیجه انتخاب‌ها، قاب‌بندی‌ها و اولویت‌های رسانه‌ای است.

مسئله بلاگر نیست؛ مسئله نبود روایت متوازن است

نقد پدیده اینفلوئنسری در اربعین نباید به معنای حذف حضور زنان در فضای رسانه‌ای باشد. اتفاقاً زنان ایرانی ظرفیت بزرگی برای روایت این حماسه دارند؛ از روایت مادرانی که فرزندانشان را همراه می‌کنند تا زنانی که در موکب‌ها خدمت می‌کنند یا تجربه معنوی خود را به زبان نسل جدید منتقل می‌کنند.

مسئله اصلی زمانی ایجاد می‌شود که یک روایت خاص، به دلیل سازگاری بیشتر با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، بر روایت‌های دیگر غلبه کند.

اربعین برای جهان اسلام تنها یک سفر نیست؛ یک پیام فرهنگی درباره همبستگی، ایثار و امت واحده است؛ بنابراین نوع بازنمایی این مراسم در فضای مجازی اهمیت دارد. تولیدکنندگان محتوا، به‌ویژه کسانی که مخاطب گسترده دارند، ناخواسته در جایگاه روایتگر یک فرهنگ قرار گرفته‌اند؛ جایگاهی که نیازمند توجه بیشتر به مسئولیت رسانه‌ای است.

ورود شبکه‌های اجتماعی به اربعین، فرصت‌های بزرگی برای روایت این حماسه ایجاد کرده است؛ اما هم‌زمان، چالش‌هایی نیز به همراه آورده است. هنگامی که منطق فالوور، تبلیغ و دیده‌شدن بر منطق زیارت غلبه کند، خطر آن وجود دارد که بخشی از حقیقت این اجتماع عظیم در قاب‌هایی محدود و فردمحور خلاصه شود.

مسئله امروز، حذف رسانه و بلاگر نیست؛ بلکه ساختن تعادلی میان «روایت شخصی» و «مسئولیت فرهنگی» است؛ تا زن ایرانی در اربعین نه صرفاً به‌عنوان یک تصویر ظاهری، بلکه به‌عنوان حامل یک فرهنگ، یک تجربه معنوی و یک پیام تمدنی دیده شود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha