اگر کارهای فرزندتان را انجام میدهید؛ تصمیم میگیرید که با چه کسی دوست باشد؛ در خارج خانه همیشه او را همراهی میکنید و کارهایی ازاینقبیل، شما از دسته والدین هلیکوپتری هستید.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، «عاطفه سوری»، روانشناس کودک، به تشریح اصطلاح «والدین هلیکوپتری» بهعنوان یکی از الگوهای آسیبزننده در تربیت کودک و نوجوان، میپردازد و تعریف، نشانهها و تأثیرات مخرب این سبک فرزندپروری را مرور میکند.
والدین هلیکوپتری چه کسانی هستند؟
این قبیل پدر و مادرها ویژگیهای مشخصی دارند که در رفتار روزمره آنها دیده میشود. آنها در انجام سادهترین کارهای فرزندشان دخالت میکنند؛ همیشه در کنارش هستند؛ اعمال او را زیر ذرهبین دارند و اجازه تصمیمگیری را به او نمیدهند. ازاینرو همیشه با فرزندشان در حال کشمکش هستند، چرا که اجازه رشد و استقلال را به او نمیدهند.
نشانههای والدین هلیکوپتری
این سبک فرزندپروری پیامدهای منفی جدی به همراه دارد و یک والد با این ویژگی ها میتواند تأثیرات مخربی بر روی فرزند خود بگذارد:
۱. این والدین کارهایی را انجام میدهند که فرزندشان به تنهایی میتواند آنها را انجام دهد
این نوع رفتار، اعتمادبهنفس کودک را برای انجام کارها کم میکند. وقتی کودک فرصت ندارد که کارهایش را خودش انجام دهد، کمکم فکر میکند بدون کمک پدر و مادرش از پس هیچ کاری برنمیآید. این باور، زمینهساز پدیده «درماندگی آموختهشده» در دوران نوجوانی و بزرگسالی خواهد بود.
۲. به او اجازه انتخابهای متناسب با سنش را نمیدهند
انتخابکردن، مغز را برای تصمیمگیریهای پیچیدهتر آماده میکند. محرومیت از انتخاب در سنین پایین، باعث میشود کودک در موقعیتهای واقعی زندگی، قدرت اولویتبندی و سنجش شرایط را نداشته باشد و جبران این اختلال در قضاوت، تا سالها کار سخت و دشواری خواهد بود.
۳. فرزندان را وادار میکنند طبق خواسته آنها رفتار کنند
تحمیل خواسته، امنیت روانی کودک را با شرط همراه میکند؛ یعنی «تنها وقتی ارزش داری که مطیع باشی». این شرطیشدن، منجر به شکلگیری هویت کاذب و سرکوب تمایلات درونی میشود که در نوجوانی خودش را بهصورت طغیان یا افسردگی نشان میدهد.
۴. برای فرزندانشان تصمیم میگیرند و آنها را به سمت برآورده کردن آرزوهای شخصی خودشان سوق میدهند
وقتی کودک بهجای خواستههای خودش، آرزوهای والدین را دنبال میکند، بین «خود واقعی» و «آنچه دیگران از او میخواهند» فاصله میافتد. این فاصله، یکی از ریشههای اصلی احساس پوچی و بیمعنایی در جوانی است؛ چون آن فرد هیچوقت به چیزی که واقعاً برایش لذتبخش است، دست پیدا نمیکند.
۵. مسئولیت شکستها و موفقیتهای فرزندشان را به عهده میگیرند و سپر بلای آنها هستند
این کار باعث میشود که کودک پیامدهای طبیعی رفتارهای خود را تجربه نکند. رشد اخلاقی و مسئولیتپذیری، تنها زمانی شکل میگیرد که کودک با نتیجه کارهای خودش روبرو شود. وقتی والدین مانند سپر جلوی او را میگیرند، کودک هیچوقت یاد نمیگیرد که شکست، بخشی از مسیر یادگیری است و نه تهدیدی برای ارزشمندبودن او.
۶. به فرزندشان اجازه حل مشکلاتش را نمیدهند
حل مسئله، مهارتی است که فقط وقتی کودک با چالش روبرو میشود، رشد میکند. والدینی که قبل از اینکه کودک با مشکل مواجه شود، راهحل را به او میدهند، عملاً فرصت تمرین انعطافپذیری ذهنی و تحمل ابهام را از او میگیرند. نتیجه این کار، بزرگسالی است که در کوچکترین بحران، توانایی تصمیمگیری را از دست میدهد.
۷. در خانه هیچ مسئولیتی به فرزند خود نمیدهند
وقتی کودک مسئولیتهایی متناسب با سن خودش دارد، حس تعلق و مفیدبودن در او تقویت میشود. اگر به او مسئولیتی داده نشود، کودک خودش را عضو مفیدی در خانواده نمیبیند و در نتیجه، همکاریکردن و وجدان کاری در او پرورش پیدا نمیکند. این کمبود، بعدها در محیط کار و روابط اجتماعی بهصورت وابستگی شدید خودش را نشان میدهد.
۸. برای مربی فرزندشان تعیین تکلیف میکنند
این رفتار، نهتنها به رابطه کودک و مربی آسیب میزند، بلکه الگوی «کنترل از بیرون» را به کودک یاد میدهد. کودک یاد میگیرد که دیگران باید مطابق خواسته او حرکت کنند و در نتیجه، توانایی پذیرش نظر دیگران و هماهنگی با گروه را از دست میدهد. این مشکل، بعدها در تعاملات اجتماعی به شکل دعواهای بیپایان خودش را نشان میدهد.
۹. همیشه و هر جا در کنار فرزندان خود هستند
حضور دائمی والدین، حریم خصوصی و فضای خلوت روانی او را از بین میبرد. کودک برای پردازش احساسات خود و شکلدادن به هویت مستقل، به زمانهایی نیاز دارد که بدون نظارت باشد. نبود این خلوت، باعث میشود کودک یا بیش از حد وابسته شود، یا برای بهدستآوردن فضای شخصی، به رفتارهای پنهانی و فریبکارانه روی بیاورد.
انتهای پیام/
نظر شما