کد مطلب: 147755
۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۰۱
چرا همسرم از مسئولیت فرار می‌کند؟

در بسیاری از روابط زناشویی، یکی از طرفین به مرور تمام بار زندگی را به دوش می‌کشد و دیگری کاملاً بی‌تفاوت شده و دست‌به‌سیاه و سفید نمی‌زند.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، فرار از مسئولیت در زندگی مشترک معمولاً اتفاقی نیست، بلکه ریشه در الگوهای تربیتی، الگوهای رفتاری گذشته و تداخل نقش‌ها دارد.

ما در این گزارش ابعاد این چالش روان‌شناختی را بررسی و راهکارهایی برای خروج از نقش «والد دلسوز» و بازگرداندن تعادل به زندگی ارائه دادیم.

همسری که فقط تماشاگر است

تصور کنید در یک زندگی مشترک، یکی از زوجین هم‌زمان شاغل است، کارهای خانه را مدیریت می‌کند، پیگیر امور فرزندان است و حتی برنامه‌ریزی‌های مالی و خریدهای کلی را انجام می‌دهد.

اما طرف مقابل بیشتر وقت خود پس از کار را به بازی با گوشی، تماشای تلویزیون یا رفت‌وآمد با دوستان می‌گذراند و هنگام درخواست مشارکت، با جملاتی نظیر «تو خودت بهتر انجام می‌دهی»، «الان خسته‌ام» یا «مگر کار خاصی مانده؟» شانه خالی می‌کند.

این سناریو در بسیاری از خانواده‌ها به چشم می‌خورد؛ وضعیتی که در آن یکی از زوجین به نقش «والد دلسوز و نگران» و دیگری به نقش «فرزند بی‌مسئولیت» لغزیده است. این نابرابری در مسئولیت‌پذیری، روان همسر مسئولیت‌پذیر را فرسوده کرده و صمیمیت رابطه را به مرور نابود می‌کند.

بررسی‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهند که بی‌مسئولیتی در زندگی مشترک معمولاً یک رفتار ارادی محض نیست، بلکه ریشه در ریشه‌های عمیق رفتاری، الگوی تربیتی و روانی دارد:

آموخته‌های دوران کودکی و سبک تربیتی

روان‌شناسی رشد نشان می‌دهد افرادی که در خانواده‌های بیش‌ازحد حمایت‌گر بزرگ شده‌اند، فرصت تجربه «پیامد رفتارهای خود» را نداشته‌اند. وقتی در دوران کودکی و نوجوانی مادر یا پدر تمامی وظایف فرد را انجام داده باشند، او در بزرگسالی تمایزی بین خودمختاری و مسئولیت‌پذیری قائل نمی‌شود و منتظر می‌ماند تا دیگری نقش «مراقبت‌کننده» را ایفا کند.

عدم چرخش قدرت و طرح‌واره‌های ناکارآمد

طبق نظریه‌های درمانی، زمانی که یکی از زوجین کنترل‌گری بالایی دارد یا کارهای طرف مقابل را مدام نقد و بازبینی می‌کند، فرد مقابل دچار «یادگیری درک درماندگی» می‌شود. او به این نتیجه می‌رسد که هر نقشی ایفا کند باز هم مورد تایید نیست؛ بنابراین غیرفعال بودن را به عنوان یک مکانیسم دفاعی انتخاب می‌کند.

تفاوت رفتاری و انتظارات ناهمخوان

در جامعه امروز، نقش‌های سنتی و مدرن دچار تداخل شده‌اند. در حالی که تقسیم وظایف سنتی بر مسئولیت‌پذیری مالی مرد و مسئولیت خانه بر زن استوار بود، تغییرات اقتصادی و اجتماعی این مرزها را برهم زده است. عدم گفتگو و شفاف‌سازی درباره انتظارات جدید، باعث ابهام در نقش‌ها و در نتیجه عقب‌نشینی یکی از طرفین می‌شود.

اختلالات زمینه‌ای روانی یا فرار از فشارهای روانی

در برخی موارد، شانه خالی کردن از مسئولیت نشانه اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب شدید یا اختلال شخصیت فعال-مجهول است. فردی که تحت فشار شدید روانی یا استرس مالی قرار دارد، ممکن است به اجتناب رفتاری دست بزند تا از مواجهه با ناامیدی و شکست جلوگیری کند.

پژوهش‌های جهانی چه می‌گویند

بر اساس تحقیقات انجمن روان‌شناسی (APA) در شاخص استرس سال ۲۰۲۳، بیش از ۶۶ درصد از زوجینی که ناهمگونی شدیدی در تقسیم مسئولیت‌های زندگی احساس می‌کنند، علائم فرسودگی روانی و نارضایتی زناشویی شدید را گزارش کرده‌اند.

طبق مطالعه مرکز پژوهش‌های مؤسسه مطالعات خانواده (IFS) در سال ۲۰۲۱، افرادی که در خانواده‌هایی با والدین بیش‌ازحد مداخله‌گر و حمایت‌گر رشد کرده‌اند، تا ۴۲ درصد بیشتر در سازگاری با نقش‌های مسئولانه در سال‌های نخست زندگی مشترک دچار مشکل می‌شوند.

چند مهارت برای تغییر وضعیت

حل مسئله بی‌مسئولیت‌پذیری نیازمند صبوری، تغییر سبک ارتباطی و پرهیز از رفتارهای والدینی است:

توقف نقش والدینی

تغییر از خود شما شروع می‌شود. اگر همسرتان قبض را پرداخت نمی‌کند، قرار ملاقاتی را فراموش می‌کند یا وظیفه‌ای را انجام نمی‌دهد، بلافاصله مسئولیت او را به دوش نکشید. اجازه دهید با پیامدهای منطقی عدم انجام کارش روبرو شود. تا زمانی که شما تمام کسرها را جبران کنید، او دلیلی برای تغییر احساس نمی‌کند.

تفکیک دقیق و مشخص وظایف

خواسته‌های مبهم مانند «بیشتر در خانه کمک کن» یا «مسئولیت‌پذیر باش» نتیجه‌ای ندارند. وظایف را شفاف، محدود و کاملاً مجزا تقسیم کنید. برای مثال، مدیریت تمام امور مربوط به خودرو یا خریدهای هفته را کلاً به او بسپارید و در نحوه اجرای آن دخالت نکنید.

پرهیز از انتقاد مداوم

اگر همسرتان مسئولیتی را پذیرفت اما آن را طبق استانداردهای شما یا با کیفیت مطلوب شما انجام نداد، بلافاصله مداخله نکنید و ایراد نگیرید. انتقاد مداوم، فرآیند یادگیری رفتار مسئولانه را متوقف کرده و او را به سمت انفعال سوق می‌دهد.

استفاده از تکنیک گفتگوی ساختاریافته

به جای متهم کردن با جملاتی نظیر «تو هیچ‌وقت کاری نمیکنی»، از احساس و نیاز خود صحبت کنید: «وقتی تمام برنامه‌ریزی‌های مالی روی دوش من است، احساس خستگی شدید می‌کنم و نیاز دارم در این بخش همراه من باشی.»

مراجعه به متخصص و زوج‌درمانی

اگر بی‌مسئولیت‌پذیری ریشه در الگوهای عمیق شخصیتی، افسردگی یا باورهای اشتباه قدیمی دارد، تغییر نیازمند مداخله روان‌شناس و زوج‌درمانگر است تا الگوهای ارتباطی معیوب به صورت تخصصی اصلاح شوند.

شانه خالی کردن از مسئولیت در زندگی مشترک، به‌ندرت حاصل بی‌تفاوتی محض است؛ این رفتار غالباً خروجی الگوهای تربیتی گذشته، ابهام در تعریف نقش‌های جدید و ترس از بازخواست شدن است.

حل این بحران با گناهکار دانستن دیگری یا برعهده گرفتن تمام وظایف میسر نمی‌شود، بلکه نیازمند بازآفرینی مرزها، توقف رفتارهای حمایتی افراطی و بازگرداندن سهم منطقی هر فرد به اوست. زمانی که مسئولیت‌پذیری به یک تعهد متقابل تبدیل شود، صمیمیت و امنیت ازدست‌رفته بار دیگر به فضای خانه بر می‌گردد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha