یک راهنمای کاربردی برای مادرهایی که از توصیههای تمامنشدنی اطرافیان خسته شدهاند، اما نمیخواهند دل کسی را بشکنند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، به محض اینکه خبر مادر شدن شما میپیچد، انگار یک تابلوی نامرئی روی پیشانیتان نصب میشود که رویش نوشته: «لطفاً نظرات و تجربیات خود را درباره بچهداری به من بگویید!» از خاله و عمه گرفته تا همسایه و حتی یک غریبه در مطب دکتر، همه ناگهان تبدیل به متخصصان اطفال و روانشناسان تربیتی میشوند.
شکی نیست که مادران و مادربزرگهای ما گنجینهای از تجربیات ارزشمند هستند. خیلی وقتها یک راهکار قدیمی میتواند آبی روی آتش گریههای شبانه نوزاد باشد. اما قانون طلایی فرزندپروری این است: «هیچ دو بچهای شبیه هم نیستند.» و شما به عنوان یک مادر بیشتر از هر کسی در این دنیا ریزترین عادتها، حساسیتها و قلقهای نوزادتان را میشناسید.
واقعیت این است که شنیدن مداوم این توصیهها، میتواند یک مادرِ خسته را به مرز فرسودگی روانی برساند. چطور میتوانیم بدون اینکه بیاحترامی کنیم، این دخالتهای دلسوزانه را مدیریت کنیم؟
ماجرای حساسیت به پروتئین گاوی و کاسه ماستِ دردسرساز!
بیایید یک مثال آشنا را مرور کنیم. فرض کنید نوزاد شما به پروتئین شیر گاو حساسیت دارد. شما با دقت تمام رژیم غذایی او را تنظیم کردهاید، اما در یک مهمانی خانوادگی، یکی از اقوام با یک کاسه ماست یا تکهای بیسکویت به سمت بچه میآید و میگوید: «ای بابا! این سوسولبازیا چیه؟ یه ذره بخوره که چیزی نمیشه، بچه جون میگیره!»
در این لحظه، تپش قلب میگیرید. اگر چیزی نگویید بچه آسیب میبیند و اگر تند برخورد کنید، مهمانی تلخ میشود. برای مدیریت این موقعیتها، نیازی به جنگ و دعوا نیست. میتوانید با چند مهارتهای ساده، هم حریم خصوصی و استقلال خودتان را حفظ کنید و هم احترام بقیه را نگه دارید.
تکنیک «تایید و ارجاع به متخصص»
وقتی کسی اصرار دارد داروی گیاهی خاصی به بچه بدهید یا غذایی را تست کنید که بدون شک برای او مفید است با لبخند بگویید: «چقدر جالب، تا حالا به این موضوع دقت نکرده بودم. حتماً توی ویزیت بعدی از دکترش میپرسم ببینم برای شرایط خاصِ بچه من مناسبه یا نه.» با این کار، هم به حرف او ارزش دادهاید و هم توپ را در زمین پزشک انداختهاید.
تکنیک «تشکر و تغییر مسیر»
وقتی سیل توصیهها شروع میشود، نیازی نیست توضیح طولانی بدهید یا دفاع کنید. خیلی کوتاه بگویید: «ممنون که به فکرید و تجربهتون رو گفتید» و بلافاصله موضوع بحث را عوض کنید: «راستی، حال دخترتون چطوره؟ شنیدم دانشگاه قبول شده!»
بیان شفاف و قاطعِ خط قرمزها
در مواردی مثل حساسیت غذایی، جای هیچگونه تعارفی نیست. با لحنی آرام اما کاملاً جدی بگویید: «ممنون از محبتی که به بچهام دارید، اما دکترش اکیداً لبنیات رو براش ممنوع کرده و حتی یک ذرهاش میتونه باعث درد شدید و خونریزی رودهاش بشه. میدونم نیتتون خیره، اما اصلاً نمیتونیم ریسک کنیم.» در اینجا شما روی دستور پزشک و سلامت کودک تمرکز کردهاید، نه روی اشتباه بودن کار طرف مقابل.
تکنیک «سوزن گیرکرده» و پایان بازیِ پینگپنگ کلامی!
اما وقتی در برابر اصرارهای تمامنشدنیِ اطرافیان قرار میگیریم، بهترین واکنش چیست؟ واقعیت این است که وقتی اطرافیان روی موضوعی پافشاری میکنند، اگر بخواهید برای هر اصرارشان یک دلیل جدید بیاورید، ناخواسته وارد یک مسابقه پینگپنگ کلامی میشوید. هر دلیلی بیاورید، آنها یک جواب در آستین دارند و در نهایت فقط روان شما فرسوده میشود!
برای فرار از این چرخه خستهکننده، یک راهکار طلایی و کاربردی وجود دارد: تکنیک «سوزنِ گیرکرده» یا «پاسخِ ضبطشده». به جای دلیل آوردنهای مکرر و بحث کردن، فقط یک جمله کوتاه، محترمانه و قاطع را انتخاب کنید. در جواب هر اصراری، دقیقاً همان را تکرار کنید. جملهای شبیه این «ممنونم از محبتتون. من هم خیلی دوست دارم دخترم مزه ماست رو بچشه و میدونم براش مقویه، ولی اصلاً دلم نمیخواد دوباره رودهاش خونریزی کنه؛ تازه یکم آروم شده.»
انتهای پیام/
نظر شما