گاهی درد ما واقعی است، اما شیوه بیانمان باعث میشود بهجای شنیدهشدن، فقط احساس گناه ایجاد کنیم. چگونه بدون مظلومنمایی، از خستگیها و نیازهایمان حرف بزنیم؟
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، در این گزارش قصد داریم درباره یک خطای رفتاری شایع صحبت کنیم؛ خطایی که گاهی پشت خستگی و دلخوری واقعی پنهان میشود: «مظلومنمایی» خطایی که باعث میشود برای دیدهشدن دردمان، خود را کاملاً بیقدرت نشان دهیم.
ناخودآگاه قربانی نباشید...
سکینه مستولی، کارشناسی ارشد روانشناسی و مدرس مهارتهای همسرداری، دراینرابطه توضیح میدهد:
«گاهی خانم واقعاً خسته است، فشار زیادی تحمل کرده یا احساس میکند زحمتهایش دیده نمیشود.
اما بهجای اینکه نیازش را مستقیم بیان کند، جملههایی مانند اینها میگوید:
«چقدر بدبختم که همسر تو شدهام…»
«همیشه من باید بسوزم و بسازم…»
«هیچکس قدر مرا نمیداند…»
احساس نهفته در این جملهها ممکن است کاملاً واقعی باشد؛ اما شیوه بیان آن، خانم را در جایگاه قربانیِ بیاختیار قرار میدهد.»
جایگاه «هیچکاری از دستم برنمیآید»
مستولی با احترام به حال خانمها ادامه میدهد:
«یک نکته بسیار ظریف در اینجا وجود دارد: ما قرار نیست درد زن را انکار کنیم؛
نه…
ممکن است او واقعاً مدتها خسته و دلخور بوده باشد.
بحث ما این است:
چگونه همین درد واقعی را بهگونهای بیان کنیم که شنیده شود، نه اینکه فقط احساس گناه ایجاد کند؟
وقتی مدام از جایگاهِ «هیچ کاری از دست من برنمیآید» حرف میزنیم، ممکن است همسرمان در کوتاهمدت احساس گناه کند و توجه بیشتری نشان دهد.
اما اگر این الگو تکرار شود، بهتدریج:
خسته میشود، در حالت دفاعی قرار میگیرد و دیگر اصل نیاز را نمیشنود.
بهاینترتیب، آنچه واقعاً در جستوجویش بودیم، یعنی توجه، همراهی و دیدهشدن، باز هم گم میشود.»
بالغانه، گلایه کنید!
این مشاور خانواده ادامه میدهد: «بهاینترتیب، آنچه واقعاً در جستوجویش بودیم، یعنی توجه، همراهی و دیدهشدن، باز هم گم میشود.
راه جایگزین چیست؟
از جایگاه یک فرد بالغ، نیازتان را بیان کنید.
یعنی بهجای اینکه بگویید:
«من بدبختم که هیچکس مرا نمیفهمد.»
بگویید:
«من این روزها واقعاً تحت فشارم و به همراهی بیشتری از طرف تو نیاز دارم.»
در جمله دوم همچنان ناراحتی وجود دارد؛ اما نشانی از بیقدرتی نیست.»
علاج در این جمله طلایی است
گاهی فقط کافی است پیش از حرفزدن از خودمان بپرسیم:
«من اکنون میخواهم همسرم دلش برایم بسوزد، یا میخواهم واقعاً بفهمد چه نیازی دارم؟»
این دو با یکدیگر بسیار متفاوتاند.
یکی ممکن است احساس گناه ایجاد کند؛
اما دیگری راه همکاری را باز میکند.
امروز یکی از جملههایی را که هنگام ناراحتی زیاد تکرار میکنید، پیدا کنید.
اگر جملهتان شبیه این موارد است:
«همیشه من…»
«هیچکس مرا…»
«من بدبختم که…»
یکبار آن را با استفاده از این الگو بازنویسی کنید:
«من اکنون احساسِ … دارم و به … نیاز دارم.»
برای مثال:
«من این روزها بسیار خستهام و به کمک بیشتری در انجام کارهای خانه نیاز دارم.»
قرار نیست دردتان را کوچک جلوه بدهید؛
بلکه قرار است که دردتان را از جایگاهی روشن، محترمانه و اثرگذار بیان کنید.
انتهای پیام/
نظر شما