احساس تنهایی با «تنها بودن»، «انزوا» یا «خلوتگزینی» یکسان نیست. احساس تنهایی، احساسی ناخوشایند است که ناشی از ناهمخوانی میان روابط اجتماعی ادراکشده و روابط اجتماعی مورد انتظار فرد است. در نتیجه ممکن است فردی دوستان و روابط اجتماعی متعددی داشته باشد، اما احساس کند روابط موجود پاسخگوی نیاز او به صمیمیت، امنیت یا حمایت نیست.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، در نشست علمی «تجربه زیسته احساس تنهایی در دختران تجردزیست» که با ارائه محمدمهدی یوسفی و نقد سمیه حاجیاسماعیلی و حجتالاسلام عباس آیینهچی برگزار شد مطرح شد: احساس تنهایی؛ پدیدهای فراتر از تنها بودن.
استقلال به بهای تنهایی؛ روایت دختران تجردزیست از کشمکش میان تعلق و خودمختاری
محمدمهدی یوسفی در این نشست با تشریح پژوهشی که در سال ۱۴۰۱ انجام شده است، گفت: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شده و برای تحلیل دادهها از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. وی توضیح داد که در این پژوهش، «تجردزیستی» به وضعیتی اطلاق شده است که فرد ضمن نداشتن همسر، بهصورت مستقل از خانواده پدری زندگی میکند؛ بنابراین تجردزیستی صرفا به معنای نداشتن همسر نیست، بلکه زندگی به تنهایی و مستقل از خانواده، مؤلفه مهم دیگری است که در مفهوم تجردزیستی لحاظ گردیده است. یوسفی با تأکید بر اینکه پژوهش قصد داوری ارزشی درباره تجردزیستی ندارد، گفت هدف اصلی، فهم عمیق تجربه زیسته احساس تنهایی در این گروه از زنان بوده است. وی افزود: احساس تنهایی با «تنها بودن»، «انزوا» یا «خلوتگزینی» یکسان نیست. احساس تنهایی، احساسی ناخوشایند است که ناشی از ناهمخوانی میان روابط اجتماعی ادراکشده و روابط اجتماعی مورد انتظار فرد است. در نتیجه ممکن است فردی دوستان و روابط اجتماعی متعددی داشته باشد، اما احساس کند روابط موجود پاسخگوی نیاز او به صمیمیت، امنیت یا حمایت نیست.
چرا احساس تنهایی دختران جوان اهمیت دارد؟
یوسفی با اشاره به تغییر الگوهای زندگی جوانان در سالهای اخیر اظهار کرد: تمایل جوانان به زندگی مستقل از خانواده افزایش یافته است و این تغییر در مورد دختران اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه دختران برای جدا شدن از خانواده و انتخاب زندگی مستقل، در بسیاری از موارد با فشار اجتماعی و خانوادگی بیشتری مواجهاند. وی افزود: جامعه معمولاً استقلال یک پسر جوان را آسانتر میپذیرد، اما دختران مجرد ممکن است با فشار بیشتری از سوی خانواده برای ازدواج و انگ اجتماعی شدیدتری مواجه باشند. این فشار مضاعف میتواند برخی دختران را از خانواده دور و به سمت زندگی مستقل سوق دهد؛ وضعیتی که در عین ایجاد آزادی و استقلال، ممکن است تجربههای تازهای از تنهایی را نیز به همراه داشته باشد.
پنج مضمون اصلی تجربه تنهایی
یوسفی با اشاره به مشارکت ۱۰ نفر در پژوهش گفت تحلیل دادهها به استخراج پنج مضمون اصلی منجر شده است:
«کوچ به تنهایی»، «آشوب و سردرگمی»، «تناقض تنهایی»، «ناگزیری تنهایی» و «واکنشها». در مضمون «کوچ به تنهایی»، تجربه جدایی از خانواده و حرکت به سمت زندگی مستقل بررسی شده است. بر اساس روایت مشارکتکنندگان، تجربههایی مانند درک نشدن، دیده نشدن و شنیده نشدن در خانواده از جمله زمینههای مهم این فرایند بودهاند.
«آشوب و سردرگمی» به ابعاد هیجانی تجربه تنهایی مربوط است؛ از جمله احساس ضعف، ناتوانی، اضطراب، ناامنی و بیپشتوانگی. در این میان، یوسفی بر اهمیت «تنهایی ابزاری» تأکید کرد؛ وضعیتی که فرد در زمان بیماری، مشکلات روزمره یا نیاز به کمک احساس میکند کسی برای حمایت از او وجود ندارد.
تناقض تنهایی؛ هم آزادی، هم رنج
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش، تجربه همزمان تمایل به تنهایی و رنج ناشی از تنهایی بود. یوسفی توضیح داد که برخی مشارکتکنندگان از یک سو زندگی مستقل را مطلوب میدانند و از آزادی و استقلال خود لذت میبرند و از سوی دیگر، در موقعیتهایی مشخص از نبود فردی برای همراهی و حمایت رنج میبرند. او این وضعیت را نوعی تناقض میان خودمختاری و تعلق توصیف کرد؛ فرد میخواهد برای خودش تصمیم بگیرد و زندگی مستقلی داشته باشد، اما این استقلال هزینههایی نیز دارد که یکی از آنها میتواند تجربه تنهایی باشد. وی افزود: حتی حضور در جمع نیز الزاماً احساس تنهایی را از بین نمیبرد و فرد ممکن است در میان افراد متعدد نیز احساس تنهایی کند.
نقدی بر مرزهای مفهومی پژوهش
سمیه حاجیاسماعیلی، ناقد نخست نشست، ضمن تقدیر از پژوهش، موضوع آن را مهم دانست و گفت یکی از نقاط قوت مطالعه، عبور از داوریهای ارزشی درباره تجرد و تمرکز بر تجربه زیسته زنان است. وی با اشاره به یافتههای پژوهش گفت رابطه میان تجردزیستی و تنهایی رابطهای خطی و ساده نیست و فرد میتواند همزمان از استقلال و خلوت خود رضایت داشته باشد و در برخی موقعیتها احساس تنهایی شدیدی را تجربه کند. حاجیاسماعیلی در عین حال درباره مرز مفهومی احساس تنهایی با مفاهیمی همچون فقدان حمایت اجتماعی، درک نشدن، ناامنی و نیاز به حمایت پرسشهایی مطرح کرد. وی گفت اگر همه این مفاهیم زیر عنوان احساس تنهایی قرار گیرند، ممکن است دامنه مفهوم احساس تنهایی بیش از اندازه گسترده شود و تمایز میان علت، زمینه و خود پدیده تنهایی از بین برود.
آیا تجردزیستی علت تنهایی است یا پیامد آن؟
عضو هیأتعلمی پژوهشکده زن و خانواده همچنین بر ضرورت روشن شدن رابطه میان تجردزیستی و احساس تنهایی تأکید کرد. به گفته وی، بخشی از روایتهای پژوهش نشان میدهد برخی مشارکتکنندگان پیش از جدا شدن از خانواده نیز احساس تنهایی داشتهاند. بنابراین این پرسش مطرح میشود که آیا فرد به دلیل احساس تنهایی به زندگی مستقل روی آورده یا اینکه زندگی مستقل موجب شکلگیری یا تشدید احساس تنهایی شده است. حاجیاسماعیلی تأکید کرد پاسخ به این مسئله از نظر سیاستگذاری اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا این دو روایت میتوانند به مداخلات و سیاستهای متفاوتی منجر شوند.
نقد نمونه و روش تحلیل
ناقد نخست نشست همچنین درباره همگنی نمونه پرسشهایی مطرح کرد و گفت مشارکتکنندگان از نظر سن، سابقه ازدواج و مدت زندگی مستقل تفاوتهایی با یکدیگر دارند. وی بهطور خاص بر ضرورت توجه به تفاوت تجربه تجرد اولیه و تجرد ثانویه تأکید کرد و گفت تجربه زنی که هرگز ازدواج نکرده است الزاماً با تجربه زنی که ازدواج کرده و پس از طلاق به زندگی مستقل روی آورده، یکسان نیست. حاجیاسماعیلی همچنین استفاده از نمونهگیری گلولهبرفی را دارای احتمال سوگیری دانست؛ چراکه ممکن است افرادی که توانایی بیشتری برای بیان تجربه خود دارند یا حضور فعالتری در شبکههای اجتماعی دارند، بیشتر وارد نمونه شوند و صدای افراد منزویتر کمتر شنیده شود. وی همچنین درباره تأثیر جنسیت مصاحبهگر بر تولید داده گفت این مسئله نباید صرفاً بهعنوان یک محدودیت روششناختی در نظر گرفته شود؛ بلکه در موضوعاتی مانند تنهایی، روابط عاطفی، ازدواج و نیاز به صمیمیت، جنسیت مصاحبهگر میتواند بر نحوه روایت مشارکتکننده اثرگذار باشد.
مسئله اصلی پژوهش دقیقاً چیست؟
حجتالاسلام عباس آیینهچی، ناقد دوم نشست، ضمن تقدیر از پژوهشگر، موضوع پژوهش را موضوعی واقعی و مبتنی بر مسئلهای اجتماعی دانست و انتخاب روش پدیدارشناسی تفسیری را نیز مناسب ارزیابی کرد. وی در عین حال گفت در مقاله میان سه مفهوم احساس تنهایی، تجردزیستی و تکزیستی رفتوبرگشت وجود دارد و لازم است مسئله اصلی پژوهش دقیقتر مشخص شود. آیینهچی پرسید: آیا مسئله اصلی پژوهش احساس تنهایی است و تجردزیستی صرفاً جامعه هدف را مشخص میکند، یا اینکه تجردزیستی خود پدیده اصلی است و احساس تنهایی بهعنوان علت یا پیامد آن بررسی میشود؟ وی همچنین درباره تعریف و دامنه سنی تجردزیستی و حضور افراد با تجربههای متفاوت در نمونه پرسشهایی مطرح کرد و پیشنهاد داد در برخی موارد، مفهوم «تکزیستی» ممکن است با ویژگیهای نمونه پژوهش تناسب بیشتری داشته باشد.
آیا همه مشارکتکنندگان واقعاً احساس تنهایی داشتند؟
یکی از نکات مهم مطرحشده از سوی آیینهچی، نحوه احراز تجربه احساس تنهایی در مشارکتکنندگان بود. وی تأکید کرد تنها زندگی کردن با احساس تنهایی یکسان نیست و ممکن است فردی بهصورت مستقل زندگی کند اما از این وضعیت رضایت داشته باشد و احساس تنهایی نکند. از این رو، وی پیشنهاد کرد در بخش روششناسی روشن شود که چگونه تجربه واقعی احساس تنهایی در مشارکتکنندگان احراز شده است.
ضرورت توضیح مسیر تحلیل از ۱۲۰ کد تا پنج مضمون
آیینهچی همچنین درباره فرایند تحلیل دادهها پرسشهایی مطرح کرد و با اشاره به استخراج حدود ۱۲۰ کد یکتا، ۱۵ مضمون فرعی و پنج مضمون اصلی، خواستار توضیح دقیقتر درباره مسیر تبدیل دادههای خام به مضامین نهایی شد. وی تأکید کرد که در روش پدیدارشناسی تفسیری، فرایند تحلیل فردبهفرد اهمیت زیادی دارد و لازم است روشن شود کدهای توصیفی و مفهومی چگونه از یکدیگر تفکیک شده و چگونه مضامین مشترک میان مشارکتکنندگان شکل گرفتهاند. او همچنین درباره کنار گذاشتن مضامینی که تنها توسط یک یا دو مشارکتکننده بیان شدهاند پرسش کرد و گفت ممکن است یک تجربه منحصربهفرد، با وجود فراوانی پایین، از عمق تحلیلی بالایی برخوردار باشد.
هدف، فهم تجربه تنهایی بود نه داوری درباره تجرد
یوسفی در پاسخ به نقدهای مطرحشده گفت پدیده اصلی پژوهش احساس تنهایی بوده و تجردزیستی ویژگی خاص جامعه مورد مطالعه را مشخص کرده است. وی تأکید کرد پژوهش قصد بررسی رابطه علت و معلولی میان تجردزیستی و احساس تنهایی را نداشته و این دو پدیده را در گروه خاصی از افراد که هم مستقل از خانواده و هم بدون همسر زندگی میکنند، مورد مطالعه قرار داده است. وی درباره همگنی نمونه نیز گفت تلاش شده است تا حد امکان همگنی لازم برای روش پدیدارشناسی تفسیری فراهم شود، اما محدودیتهای عملی پژوهش، بهویژه دشواری دسترسی به مشارکتکنندگان و ایجاد اعتماد برای گفتوگو درباره موضوعی حساس مانند احساس تنهایی، امکان دستیابی به یک نمونه کاملاً همگن را محدود کرده است. یوسفی همچنین تفاوت میان تجرد اولیه و ثانویه را نکتهای قابل تأمل دانست و پذیرفت که این تفاوت میتواند در تجربه احساس تنهایی مؤثر باشد.
چرا برخی مضامین با وجود فراوانی پایین حذف شدند؟
یوسفی درباره ملاک فراوانی مضامین توضیح داد که برخی مضامین عمیق و جذاب که تنها توسط یک مشارکتکننده مطرح شده بودند، به دلیل رعایت استانداردهای تحلیلی پژوهش و جلوگیری از تعمیم یک تجربه فردی به کل نمونه، بهعنوان مضمون مستقل وارد تحلیل نهایی نشدهاند، این تصمیم مستند به پیشنهاد جاناتان اسمیت، نظریهپرداز و مبدع روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفت. وی افزود که در برخی روشهای کیفی دیگر ممکن است یک مضمون منحصربهفرد به دلیل اهمیت تحلیلی آن حفظ شود، اما در پژوهش حاضر تلاش شده است میان عمق تجربه و همگرایی میان مشارکتکنندگان تعادل برقرار شود.
پذیرش برخی نقدها درباره نامگذاری مضامین
یوسفی درباره نقد مربوط به نامگذاری مضامین نیز گفت در برخی موارد میتوانست انتخاب واژگان و برچسبهای مفهومی دقیقتر باشد. وی توضیح داد که در فرایند تبدیل تعداد زیادی کد اولیه به مضامین انتزاعی، گاهی حفظ عین عبارت مشارکتکننده میتواند به انتقال بهتر معنای تجربه کمک کند، هرچند پذیرفت که از نظر ارائه علمی، برخی عناوین میتوانستند انتزاعیتر و منسجمتر انتخاب شوند.
انتهای پیام/
نظر شما