مادر بدون روسری و با لباسهای کوتاه و تنگ در خیابان قدم میزند و پدر با شلوارک، گاه آستینحلقهای و بعضاً با خالکوبیهای ریزودرشت بدن را به نمایش گذاشتهاند! اینها یعنی: دخترم! پسرم! حجاب، ارزشی برای رعایتکردن ندارد و «غیرت» یک کلمه کهنه است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، نوجوان امروز میان مدِ برهنگی و کرامت پوشش ایستاده است.
وقتی خانواده، الگوی خوبی برای پوشش نیست.
نوجوانِ ما، میان خیابان و خانه سردرگم مانده است.
حریمها کجا رفتهاند؟
نگاهی به تأثیر بیحجابی بر روان و هویت نوجوانان
حجاب، فقط یک «بایدونباید» شرعی نیست؛ یک نظام تربیتی، روانی و اجتماعی است که هر قشری از جامعه را به شکلی تحتتأثیر قرار میدهد.
وقتی از بحران حجاب صحبت میکنیم، معمولاً بزرگترها را میبینیم؛ اما گمشده اصلی این ماجرا، نوجوانان هستند. نسلی که نه درکی از فلسفه پوشش دارد و نه ابزاری برای مقاومت در برابر سیل مدلهای وارداتی.
پدر و مادرها غرق در مشغلههای روزمرهاند و نمیبینند که فرزندشان در فضای مجازی و خیابان، چه الگوهایی را میبلعد.
تأثیر بیحجابی بر نوجوانان (دختران و پسران)
۱. سردرگمی هویتی (من کیستم؟)
نوجوان در سن کشف هویت است. اگر پوشش و رفتار نامناسب و یا آرایشهای زودهنگام و نابجا را ببیند، تصویر درستی از «زن بودن» یا «مرد بودن» برایش شکل نمیگیرد.
دختر باشد فکر میکند ارزشش به «دیدهشدن اندام» است، نه به «دیدهشدن شخصیت» و پسر باشد یاد میگیرد نگاهکردن به اندام دیگران یک «رفتار عادی» است و غیرت را فراموش میکند.
در نتیجه نسلی خواهیم داشت که هم خودش را گم میکند و هم به حریم دیگران احترام نمیگذارد.
۲. عادیسازی زودهنگام روابط سطحی
وقتی نوجوان هر روز در خیابان، پوشش بزرگترها را میبیند که مرزهای حریم را رعایت نمیکنند، برای او این رفتار «عادی» میشود.
دیگر برایش فرقی نمیکند که یک لباس، مناسب خانه است یا خیابان و در ذهنش، «جذابیت ظاهری» جایگزین «جذابیت اخلاقی، شخصیتی و علمی» میشود.
۳. تضعیف غیرت و مسئولیتپذیری در پسران
پسرهای نوجوان، با دیدن پوششهای نامناسب در جامعه، بهمرور نگاهشان تغییر میکند. غیرت، به یک مفهوم کهنه تبدیل میشود و یاد میگیرند که «همه چیز در جامعه آزاد است. این نگاه، در آینده، به بیمسئولیتی در قبال همسر و خانواده منجر میشود.
۴. شکاف نسلی عمیق بین والدین و فرزندان
وقتی مادری بدون روسری و با پوشش نامناسب در خیابان حاضر میشود، دختر نوجوانش این رفتار را الگوی اصلی خود قرار میدهد و پیش خود میگوید: «حجاب ارزش چندانی ندارد، چون مادرم هم آن را رعایت نمیکند.» اما شکاف وقتی عمیقتر میشود که همین مادر از دخترش میخواهد مثلاً با پسرها رفتوآمد نداشته باشد، حیا را رعایت کند یا از بازیهای دیجیتالی نامناسب دوری کند. دختر در ذهنش این دو پیام متضاد را کنار هم میگذارد: «تو خودت در مهمترین مسئله (پوشش) برای خودت حد و مرزی قائل نیستی، اما از من انتظار داری در بقیه مسائل مقید باشم؟» از سوی دیگر، نسل قبل به او میگوید که حجاب واجب است، اما برای دختر، رفتار عینی و روزمره مادر، ملموستر و باورپذیرتر از حرفهای انتزاعی نسل قبل است. او در میان این دو جبهه (مادر ناهماهنگ و نسل قبل گفتاری)، نه حرف مادر را میپذیرد، نه خود را به نسل قبل نزدیک میبیند؛ در یک گسست هویتی دوطرفه، تنها میماند و مرجعیت هیچکدام را برای خود قبول نمیکند. این دقیقاً همان شکاف عمیق نسلی است که ریشه در ناهماهنگی گفتار و رفتار والدین دارد و مرجعیت نسل قبل را برای همیشه در ذهن او بیاثر میکند.
۵. فشار روانی دوگانه (خانه در مقابل جامعه)
خیلی از نوجوانان، در خانه یک الگو میبینند (والدین متعهد) و در فضای مجازی و خیابان، الگویی کاملاً متفاوت. این دوگانگی، آنها را به استرس، پنهانکاری و حتی پرخاشگری میکشاند.
مثلاً دختری که در خانه به او گفته شده است؛ پوشش داشته باشد، اما در مدرسه دوستانش بیحجاب هستند، میان دوراهی «مورد قبول خانواده بودن» یا «مورد قبول دوستان بودن» گرفتار میشود.
راهکارهای مهارتمحور برای کاهش فشار روانی دوگانه
۱. گفتگوی بی قضاوت در خانه
والدین بهجای امرونهی مستقیم، فضایی باز برای گفتگو جهت شنیدن نگرانیهای نوجوان ایجاد کنند.
مثلاً از دخترشان بپرسند: «در مدرسه با چه چالشهایی در مورد پوشش روبهرو میشوی؟ دوستانت چه دیدگاهی دارند؟...» این کار باعث میشود دختر احساس نکند بین دو جبهه گرفتار شده است.
۲. تفکیک «ارزش» از «هنجار اجتماعی»
به نوجوان کمک کنیم که بین «باور قلبی خودش» و «فشار گروه» تفاوت قائل شود. از او بپرسیم: «اگر هیچکس نگاهت نمیکرد، خودت دوست داشتی چه پوششی داشته باشی؟» این سؤال، قضاوت را به خود نوجوان واگذار میکند و خودش بهضرورت پوشش پیشنهادی والدین میرسد.
۳. تمرین «نه گفتن محترمانه»
به دختر یاد بدهیم که در برابر دوستانش بدون پرخاشگری بگوید: «این انتخاب منه، لطفاً بهش احترام بگذار!» این مهارت، او را از پنهانکاری و استرس نجات میدهد.
۴. انتخاب آگاهانه بهجای اجبار
بهجای «باید بپوشی»، بگوییم: «این پوشش به تو کمک میکند در جمعهای مختلف، آرامش بیشتری داشته باشی.» اینطوری نوجوان، پوشش را یک «ابزار توانمندی» میبیند، نه یک «قید تحمیلی».
۵. مدیریت فضای مجازی
با هم محتوای صفحاتی را که دنبال میکنند مرور کنیم و دربارهٔ تأثیر آن بر ذهنیتشان گفتگو؛ نه با قصد ردکردن، بلکه باهدف «سواد رسانهای».
۶-معرفی الگوهای موفق با پوشش دلخواه نوجوان
افراد موفقی که هم پوشش مدنظر نوجوان را دارند و هم عزتنفس بالایی به او معرفی کنیم تا نوجوان ببیند میتوان هم مقبول بود و هم مستقل.
به او کمک کنیم «هویت مستقل» خودش را پیدا کند تا استرس و پنهانکاری تبدیل به «انتخاب آگاهانه» و «اعتمادبهنفس» شود.
ریشهیابی آسیبها در نوجوانان
این تغییرات در الگوی پوشش نوجوانان، هرگز یکشبه رخ نداده و حاصل زنجیرهای از غفلتهای کوچک و بزرگ است؛ از یک سو، خانوادهها آنچنان درگیر مشغلههای اقتصادی و زندگی ماشینی شدهاند که فرصت گفتوگوی عمیق با فرزندان را ازدستدادهاند و از سوی دیگر، فضای مجازی با هجوم بیوقفه محتوای مبتذل و مدلهای پوششی غیربومی، دارد آرامآرام «حیا» را در ذهن نوجوانان به یک ارزش دستوپاگیر و کهنه تبدیل میکند.
در این میان، نظام آموزشی ما نیز معمولاً یا سکوت میکند یا با برخوردهای صرفاً خشک و دستوری، نهتنها جذابیتی برای نوجوان ایجاد نمیکند، بلکه گاهی او را به مقاومت بیشتر وادار میکند.
راهکارهای نجات از بحران
برای خروج از این بحران خاموش، بهجای تکیه بر ابزارهای تنبیهی و نظارتی، باید به سراغ یک بازسازی بنیادین در روشهای تربیتی رفت؛ به این معنا که پدر و مادرها پیش از هر چیزی، خودشان الگوی عملی یک پوشش متعهدانه و باکرامت باشند، زیرا نوجوانان، گفتار را بهسرعت فراموش میکنند اما رفتار در ذهنشان حک میشود. در کنار این، مدرسه و رسانه نیز میتوانند با تولید محتوای جذاب و داستانی، فلسفه حجاب را نه بهعنوان یک محدودیت، بلکه بهعنوان یک «امتیاز شخصیتی» برای نوجوانان تبیین کنند؛ مثلاً نشان دهند که حیا و پوشش مناسب، به نوجوان قدرت «نه گفتن» به نگاههای مزاحم و انتخاب یک هویت مستقل را میدهد.
همچنین لازم است که نظام آموزشی، بحث مد و پوشش را بهجای حذف، بهعنوان یک موضوع فرهنگی و هنری وارد کلاسهای درس کند و با برگزاری کارگاههای گفتوگو، به نوجوانان بیاموزد که چگونه در برابر موج رسانهای، یک انتخاب آگاهانه داشته باشند.
انتهای پیام/
نظر شما