واقعیت این است که قرار نیست بچهها همیشه با هم کنار بیایند یا هیچوقت دعوا نکنند! اما ما میتوانیم به آنها یاد بدهیم چطور اختلافهایشان را حل کنند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، صدای جیغ و داد از اتاق بچهها بالا میآید، یکی جیغ میکشد، دیگری گریه میکند و ما هم با کلافگی وارد اتاق میشویم تا زودتر قضیه را فیصله بدهیم.«تو بزرگتری، کوتاه بیا!» یا «ببین خواهرت چقدر قشنگ غذاشو میخوره!» یا حتی «اسباببازیت رو بده به داداشت، خودخواه نباش!».
ما این حرفها را میزنیم تا دعوا تمام شود، یکی را تشویق کنیم یا به دیگری بخشندگی یاد بدهیم. اما متأسفانه همین حرفهای ساده، ناخواسته حس بیعدالتی، حسادت و حس رقابت سرسختانهای بین بچهها ایجاد میکنند.
واقعیت این است که قرار نیست بچهها همیشه با هم کنار بیایند یا هیچوقت سر کولهپشتی و کنترل تلویزیون دعوا نکنند! اما ما میتوانیم به آنها یاد بدهیم چطور اختلافهایشان را حل کنند، به حریم هم احترام بگذارند و زیر سایه مقایسه شدن له نشوند.
رابطه خواهر و برادری میتواند ۶۰ تا ۷۰ سال طول بکشد؛ یعنی طولانیترین رابطه تمام زندگیشان! پایههای این رابطه همین امروز و درست وسط همین دعواهای کوچک بر سر یک تکه لگوی رنگی ساخته میشود.
بیایید پنج اشتباه رایج را مرور کنیم و ببینیم چطور میشود با تغییر رفتارهای کوچک، زندگی را برای خودمان و بچهها شیرینتر کنیم.
اشتباه اول؛ بیخیال شو تو بزرگتری!
وقتی مدام به فرزند بزرگتر میگوییم کوتاه بیا، او با خودش فکر میکند «چون زودتر به دنیا آمدم همیشه باید قربانی شوم!». فرزند کوچکتر هم یاد میگیرد چطور مظلومنمایی کند و پشت سنوسالش قایم شود.
راهکار بهتر
به جای نگاه کردن به سن بچهها، اصل ماجرا را بررسی کنید. قانون باید برای هر دو یکسان باشد. مثلاً خیلی راحت بپرسید «این ماشین مال کیه؟ صاحبش خودش تصمیم میگیره چطور ازش استفاده کنه».
اشتباه دوم؛ خواهرت رو ببین یاد بگیر!
حتی اگر در قالب تعریف و تمجید باشد، مقایسه کردن بچهها سم است. وقتی میگوییم «داداشت توی سن تو فلان کار را بلد بود»، رسماً یک سکوی قهرمانی تکنفره میسازیم و بچهها را میفرستیم روی رینگ مسابقه. از اینجا به بعد آنها به جای خواهر و برادر، میشوند دو تا رقیب سرسخت که مدام امتیازهای هم را میشمارند.
راهکار بهتر
هر کودک را فقط و فقط با گذشته خودش مقایسه کنید. مثلاً بگویید «یادته پارسال نمیتونستی کفشت رو ببندی؟ ببین الان چقدر قشنگ خودت میبندیش!». اینطوری خودش پیشرفت خودش را میبیند.
اشتباه سوم؛ بده به داداشت خودخواه نباش!
وقتی اسباببازی محبوب بچه را زورکی از دستش میگیریم و میدهیم به دیگری، سخاوت یادش نمیدهیم؛ بلکه به او یاد میدهیم که هیچ چیز واقعاً مال خودش نیست! این کار باعث میشود بچهها شروع کنند به پنهان کردن وسایلشان و حس کینه نسبت به هم پیدا کنند.
راهکار بهتر
اجازه بدهید هر بچه چند وسیله کاملاً شخصی داشته باشد که هیچکس بدون اجازهاش دست به آنها نزند. برای وسایل عمومی هم نوبت بگذارید. سخاوت واقعی زمانی شکل میگیرد که کودک خیالش راحت باشد «این مال منه و جاش امنه، حالا میتونم امانت بدمش».
اشتباه چهارم؛ ورود در نقش قاضی دادگاه!
صدای جیغ را میشنویم، سریع میدویم توی اتاق و بر اساس همان صحنه آخر، حکم صادر میکنیم! اینجور وقتها حتماً یکی از بچهها با خودش میگوید «مامان همیشه طرف اونو میگیره!».
راهکار بهتر
به جای قاضی، نقش میانجی را بازی کنید. صورت مسئله را بگوئید و حلش را بسپارید به خودشان «میبینم هر دوتون سر این کتاب ناراحتید، چطوری میتونیم این مشکلو حل کنیم؟». البته اگر پای آسیب زدن یا خطر در میان است، حتماً بلافاصله جلویش را بگیرید.
اشتباه پنجم؛ رفتار بستهای و دوقلووار!
درست است که خوراکی و هدیه باید برابر باشد، اما اجبار بچهها به انجام فعالیتهای یکسان، فقط به خاطر اینکه کار ما راحتتر شود، هویت مستقل آنها را خراب میکند.
راهکار بهتر
بگذارید علایق متفاوتی داشته باشند. یک تغییر کوچک برای امروز ایجاد کنید؛ اگر چند فرزند دارید، روزانه حداقل ۱۵ دقیقه وقت اختصاصی به یکی از آنها بدهید. زمانی فقط برای او، بدون حضور خواهر یا برادرش و با توجه کامل. همین زمانهای کوتاه، شخصیت مستقل و ارامش واقعی را به آنها هدیه میدهد.
قرار نیست بچهها همیشه با هم کنار بیایند یا هیچوقت دعوا نکنند. اما ما میتوانیم کمک کنیم یاد بگیرند اختلافهایشان را حل کنند، به وسایل و حریم یکدیگر احترام بگذارند و بدون مقایسه شدن، شخصیت مستقل خودشان را داشته باشند.
انتهای پیام/
نظر شما