فاجعه‌ای به نام «همسر ایده‌آل ویترینی»!

همسرانِ سوپرمام‌ها که ظاهراً همیشه صبورند، همیشه پای بازی با بچه‌ها هستند و کاملاً با اصول روان‌شناسیِ کودک آشنایند، آتش مقایسه را در ذهن مادران تند می‌کنند؛ مقایسه‌ای بین پدر واقعی و پدران تزئینی!

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، یکی از مخرب‌ترین پیامدهای تلاشِ افراطی برای تبدیل‌شدن به یک «مادرِ همه‌چیزتمام»، کشیده‌شدن آتش این کمال‌گرایی به رابطهٔ زناشویی است.

در این گزارش فائزه اللهیاری، روان درمانگر و ارشد روان‌شناسی، از تأثیر سوپرمام‌ها بر رابطه والدین و پدران تزیینی می‌گوید.

او ادامه می‌دهد:

«مادری که تحت‌تأثیر فضای مجازی، دائماً در اضطرابِ ارتقای مهارت‌های مادری و جلوگیری از هرگونه آسیب روانی به فرزندش است، به‌مرور تبدیل به یک «ناظرِ سخت‌گیر» در خانه می‌شود.

در این حالت، او مدام رفتارها و واکنش‌های همسرش را زیر ذره‌بین می‌برد. هرگونه نقص، بی‌حوصلگی یا ناآگاهیِ پدر در برخورد با کودک، از نگاهِ این مادر به معنای «آسیب‌زدن به روانِ بچه» تلقی می‌شود. مادر احساس می‌کند در مسیرِ تربیتِ بی‌نقص، کاملاً تنهاست و همسرش نه‌تنها همراه نیست، بلکه در حال خنثی‌کردن زحمات اوست.»

دامِ مقایسه و سرابِ «همسرانِ سوپرمام‌ها»

از سوی دیگر، مادر در فضای مجازی دائماً در معرض تماشای ویدئوهایی از «پدرانِ ایده‌آل» است؛ همسرانِ سوپرمام‌ها که ظاهراً همیشه صبورند، همیشه پای بازی با بچه‌ها هستند و کاملاً با اصول روان‌شناسیِ کودک آشنایند. این مقایسهٔ ناخودآگاهِ «پشت‌صحنهٔ واقعی زندگیِ خود» با «ویترینِ دست‌چین‌شده دیگران»، باعث می‌شود مادر نتواند نقص‌های طبیعیِ همسرش را در مقام یک پدر بپذیرد. نتیجه؟ مادر روزبه‌روز از همسرش سرخورده‌تر می‌شود، زبانِ انتقاد باز می‌کند و فاصلهٔ عاطفی میان آن‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

پدران واقعی زیر بار فیلترهای سنگین!

در مقابل، پدر چه تجربه‌ای دارد؟ مردی که دائماً از سوی همسرش بابتِ نحوهٔ پدری‌کردنش نقد می‌شود، پیامِ دردناکی را دریافت می‌کند: «تو کافی نیستی و پذیرفته‌شده نیستی». وقتی یک پدر احساس کند هر کاری که می‌کند از فیلترِ سخت‌گیرانهٔ همسرش رد نمی‌شود و همیشه متهم به خرابکاری است، به‌جای تلاش بیشتر، دچار سرخوردگی شده و به‌مرور از فرزند و همسرش فاصله می‌گیرد (عقب‌نشینیِ عاطفی).

یک پارادوکسِ تلخ!

در اینجا با یک تناقضِ بسیار دردناک روبه‌رو می‌شویم: مادری که باهدف «جلوگیری از آسیب به روانِ فرزند»، همسرش را تحت‌فشار قرار داده و فضای خانه را به میدانِ جنگ و انتقاد تبدیل کرده است، دقیقاً دارد بزرگ‌ترین آسیب را به کودک می‌زند!

کودکان، پیش و بیش از آنکه به والدینی نیازمند باشند که تمام تکنیک‌های روان‌شناسی را از حفظ هستند، به یک «رابطهٔ امن و آرام میان پدر و مادرشان» نیاز دارند. تنشِ پنهان و آشکار بین زن و شوهر و سردیِ عاطفیِ آن‌ها، ناامنیِ عمیقی در روان کودک می‌کارد که هیچ تکنیکِ فرزندپروریِ مدرنی نمی‌تواند آن را جبران کند.

باباهای واقعی دوست‌داشتنی ترند!

اللهیاری راهکار را نیز روی میز خانواده می‌گذارد:

«در لحظاتی که پدر کم‌حوصله یا عصبی است، یا به نظر می‌رسد زمان باکیفیت و موثری را با فرزند سپری نمی‌کند، طبیعی است که مادر دچار آشفتگی و اضطراب شود. در این لحظات بحرانی، مغز ما به‌طور خودکار فعال شده و شروع به ساختن روایت‌های نگران‌کننده می‌کند.

برای عبور از این وضعیت، مادر باید به این آگاهی دست یابد که میان «واقعیتِ رفتاری پدر» و «داستانِ ذهنی خودش» تفکیک قائل شود:

باور کنید فاجعه‌ها ساخته ذهن‌اند!

«وقتی آن صدای نگران در درون شما می‌گوید: «ببین چقدر بی‌تفاوت است! این‌طور پیش برود آینده فرزندم خراب می‌شود»، از تکنیک‌های ذهن‌آگاهی استفاده کنید. به جای اینکه به دنبالِ «تغییر سریع پدر» یا «سرزنش او» باشید، چند نفس عمیق بکشید، با خود تکرار کنید: «ذهن من دوباره شروع به قصه‌گوییِ فاجعه‌بار کرده است؛ من این قصه را می‌شنوم، امامیدانم این ترس ها حقیقت ندارند و ساخته‌ی ذهن قضه گو هستند.»

تمرین قطب‌نما!

مادر باید از خود بپرسد:

«ارزش واقعی من چیه؟ تربیت یک بچه در خانه‌ای بی نقص و پر از تنش، یا ساختن خانه‌ای امن و پُر از پذیرش؟»

رفتار جایگزین: وقتی پدر شیوه‌ای متفاوت یا حتی اشتباه دارد (مثلاً به کودک بستنی زیاد داده یا حوصله بازیش سر رفته)، مادر آگاهانه «عقب‌نشینی همراه با مهربانی» می‌کند و فضا را به رابطه دونفره پدر-فرزند می‌سپارد؛ زیرا تنوع رفتاری پدر، تاب‌آوری کودک را بالا می‌برد، اما دعوای والدین روانش را ناامن می‌کند.»

تکنیک‌های ایزوله را دور بریزید!

طبق نظریه دلبستگی (جان بالبی)، پایگاه امن کودک، رابطه عاشقانه و آرام میان پدر و مادر است، نه تکنیک‌های ایزوله فرزندپروری.

بینش بالینی برای مادر: «اگر تو کامل‌ترین تکنیک دنیا رو اجرا کنی اما با پدرش بجنگی، داری شاخه‌ای رو که بچه روش نشسته ارّه می‌کنی!»

تغییر نگاه: «باور کنید تفاوتِ شیوه پدر با مادر، آسیب نیست؛ بلکه سبک دلبستگی ثانویه است. بچه به یک «پدر واقعی با کم‌حوصلگی‌های طبیعی» نیاز دارد تا دنیای واقعی را بشناسد، نه یک پدر بی‌نقص و نمایشی.»

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha