خویشتنداری یک خصوصیت کاملاً ژنتیکی و دستنیافتنی نیست، بلکه مهارتی آموختنی است که پایه و اساس سلامت روان، موفقیت تحصیلی و ثبات مالی آینده کودک را میسازد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، خویشتنداری به کودک کمک میکند تا به جای واکنشهای هیجانی سریع و ناگهانی در برابر وسوسهها، ناکامیها و خشم، چند لحظه مکث کند، شرایط را بسنجد و دست به انتخابی سنجیدهتر بزند.
تحقیقات طولانیمدت روانشناسی (مانند آزمون معروف مارشمالو و مطالعات طولی دنیدن) نشان میدهند که مهارت خویشتنداری در دوران کودکی، پیشبینکننده بسیار قویتری نسبت به IQ برای موفقیت در آینده است.
کودکانی که خویشتنداری ضعیفتری دارند، در سنین بالاتر با چالشهایی همچون افت تحصیلی، اضطراب، افسردگی، چاقی و رفتارهای پرخطر دستوپنجه نرم میکنند. در مقابل، کودکانی که خویشتنداری بالا را تمرین میکنند، در بزرگسالی از سلامت جسمی و روانی بالاتر، روابط پایدارتر و ثبات مالی بیشتری برخوردار میشوند.
نقش ژنتیک و محیط
اگرچه ویژگیهای شخصیتی و ژنتیک بر میزان صبر اولیه کودک تأثیرگذارند، اما ساختار مغزی مسئول خویشتنداری (قشر پیشپیشانی) تا اوایل سنین جوانی در حال رشد است. این بدان معناست که خویشتنداری یک «مهارت آموختنی و انعطافپذیر» است و نحوه تعامل والدین و محیط، نقشی کلیدی و تعیینکننده در شکلگیری آن دارد.
راهکارهای عملی آموزش خویشتنداری به تفکیک رده سنی
کودکان زیر ۲ سال
در نوزادان و کودکان نوپا، فاصله و شکاف عمیقی میان «خواستهها و امیال» با «تواناییهای حرکتی و کلامی» وجود دارد. این عدم توازن، علت اصلی بروز کلافگی و قشقرق در این سن است.
راهکار اصلی (پیشگیری به جای مواجهه) است. در این سن، ابزار اصلی والدین تغییر جهت توجه است. پیش از بالا گرفتن کلافگی، حواس کودک را به یک اسباببازی یا فعالیت جدید جلب کنید.
برای مثال، فرض کنید در فروشگاه هستید و کودک ۱.۵ ساله شما یک بسته شکلات میبیند و میخواهد همان لحظه آن را باز کند. اگر شکلات را بگیرید، گریه و جیغ راه میاندازد.
در این موقعیت گفتن «شکلات قبل از غذا بده!» کاملاً بیفایده است. راهکار ملموس این است که بلافاصله قبل از این که گریهاش به اوج برسد، با هیجان بگویید: «وای اون ماشین قرمز رو اونجا ببین! چرخاش چقدر تند میچرخه!» یا یک کلید به دستش بدهید تا با صدای آن سرگرم شود. با این کار، توجه مغز کودک از درخواست قبلی جدا شده و از قشقرق جلوگیری میشود.
کودکان ۳ تا ۵ سال
در این سن، بچهها کلمات بیشتری بلدند و بهتر حرف میزنند، اما هنوز کنترل کردن هیجانها و خواستههای ناگهانی برایشان خیلی سخت است.
اصلاح روش «فرصت آرامش»: «فرصت آرامش» یعنی وقتی کودک رفتاری نامناسب انجام میدهد، او را چند دقیقه از محیط شلوغ یا بازی دور میکنیم تا آرام شود. اما بهجای این که ساعت بگذارید و بگوید «باید دقیقاً ۵ دقیقه اینجا بنشینی»، اجازه دهید پایان این زمان دست خودش باشد. یعنی به او بگویید: «هر وقت احساس کردی آروم شدی، میتونی برگردی پیش ما.» این کار به کودک یاد میدهد که چطور احساساتش را خودش مدیریت کند.
وقتی کودک توانست صبوری کند، صریح و شفاف کار خوبش را بگویید؛ مثلاً: «آفرین که وقتی نوبت بازی تمام شد، بدون گریه اسباببازی رو دادی به دوستت.»
بازیهای تمرین صبر: بازیهایی که کودک باید با یک علامت بایستد یا حرکت کند، بهترین تمرین برای تقویت مغز و افزایش صبر است.
تصور کنید دو کودک سر یک ماشین اسباببازی دعوایشان میشود و یکی میخواهد اسباببازی را از دست دیگری بکشد.
پاسخ اشتباه: جریمه کردن کودک با ۱۰ دقیقه نشستن روی صندلی تنبیه (که فقط باعث لجبازی بیشتر میشود).
پاسخ درست: او را کنار بکشید و بگوید: «میدونم خیلی دلت میخواد با ماشین بازی کنی و الان عصبانی هستی. اینجا یک کم بنشین و چند تا نفس عمیق بکش، هر وقت آروم شدی بیا تا با هم نوبت بگذاریم.» بعد از آرام شدن هم بگویید: «دمت گرم که آروم شدی، حالا بریم بازی چراغ سبز/چراغ قرمز بکنیم تا نوبتت بشه.»
کودکان ۶ تا ۹ سال
کودکان در سنین دبستان توانایی درک علت و معلول و تفکر منطقی را پیدا میکنند. در این مرحله، الگوی آموزش از پیشگیری ساده به سمت «آموزش حل مسئله» تغییر مییابد.
تکنیک توقف و تحلیل: به کودک آموزش دهید که هنگام مواجهه با خشم یا وسوسه، ابتدا الگوی «ایست، نفس عمق، تصمیمگیری» را اجرا کند.
جملات و گفتگوهای درونی نقش مهمی در کنترل هیجانات دارند. به کودک یاد بدهید در موقعیتهای سخت با خود بگوید: «من میتونم صبر کنم» یا «اگر الان عصبانی بشم اوضاع بهتر نمیشه».
با استفاده از سیستمهای پاداش صبورانه (مثل پسانداز برای خرید یک اسباببازی مورد علاقه)، مفهوم «لذت صبرکردن» را در عمل به او بیاموزید.
الگودهی والدین در این سنین بیشترین تأثیر را دارد. اگر والدین هنگام عصبانیت یا مواجهه با چالشها بتوانند رفتار و هیجان خود را کنترل کنند، کودک به صورت مستقیم این فرآیند را الگوبرداری و درونیسازی میکند.
آموزش خویشتنداری یک فرآیند شبانهروزی و نیازمند صبوری است، نه یک اتفاق ناگهانی. واقعیت این است که کودکان بیش از آنکه از حرفهای ما یاد بگیرند، از رفتارمان الگو میبرند؛ بنابراین، اولین و مهمترین قدم برای داشتن کودکی صبور و خویشتندار، تمرین آرامش و کنترل هیجانات در رفتار خود ما بهعنوان والد است.
انتهای پیام/
نظر شما