سوءظن به خداوند، ریشه صفات رذیله‌ای چون «بخل» است/ راهکارهای معلّی برای درمان بخل و فقر در نهج‌البلاغه

سلسله نشست‌های «صبحگاه معرفت» با موضوع تبیین حکمت‌های نهج‌البلاغه در مدرسه علمیه فاطمه‌الزهرا (س) جنت‌شهر برگزار شد و در آن استاد حوزه با استناد به کلام امیرالمؤمنین (ع)، ضمن ریشه‌یابی بخل و فقر، راه‌حل‌های سه‌گانه معرفتی، اخلاقی و عملی برای درمان این رذائل اخلاقی را تشریح کرد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران/فارس، سلسله نشست‌های «صبحگاه معرفت» با موضوع تبیین حکمت‌های نهج‌البلاغه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی، معاونت حوزه تهذیب برادران، در روز دوشنبه ۲۷ مهرماه در مدرسه علمیه فاطمه‌الزهرا سلام‌الله‌علیها جنت‌شهر برگزار شد.

وی در ادامه سلسله مباحث صبحگاه معرفت، به تبیین فرازهای حکمت سوم نهج‌البلاغه پرداخت و بحث جلسه گذشته پیرامون ریشه‌های بخل را پی گرفت. استاد حوزه علمیه با اشاره به نامه ۵۳ نهج‌البلاغه اظهار داشت: حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «فَإِنَّ الْبُخْلَ وَالْجُبْنَ وَالْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّی یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ»؛ ریشه صفات رذیله‌ای همچون بخل، ترس و حرص، سوءظن و بدگمانی به خداوند متعال است. انسان بخیل به دلیل نداشتن اعتماد به فضل، رحمت و رزاقیت الهی، نگران آینده و فقر است؛ در حالی که به امور مادی و بازارهای مالی اطمینان بیشتری دارد تا به وعده پروردگار.

حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی، برای درمان رذیله بخل، سه راهکار اساسی را برشمرد: ۱. معرفت: شناخت سه حوزه کلیدی؛ نخست معرفت به ارزش‌های انسانی (این که جایگاه انسان فراتر از درگیری با مال دنیاست)، دوم معرفت به خدای متعال و صفات رزاقیت او، و سوم معرفت به پوچی دنیا و نگاه به دنیا به عنوان «مزرعة الآخرات».

۲. یادآوری و شنیدن مباحث اخلاقی: استمرار در شرکت در مجالس پند و انذار (مانند همین جلسات صبحگاه معرفت) که موجب زنده شدن قلب و اصلاح تفکر انسان نسبت به مال دنیا می‌شود.

۳. مبارزه عملی: اقدام عملی در برابر وسوسه‌های بخل و انفاق در راه خدا. در همین راستا، امیرالمؤمنین (ع) بر رعایت حد اعتدال و میانه تأکید می‌کنند؛ یعنی انفاق نباید به گونه‌ای باشد که انسان خود دچار فقر و گرفتاری شود و نه آن‌قدر اندک باشد که گره‌گشا نباشد. (درجه عالی این انفاق نیز «ایثار» است که شهدای عزیز و اولیای الهی به آن دست یافته‌اند).

وی در بخش دیگری از سخنان خود به فراز بعدی حکمت سوم اشاره کرد: «وَالْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ» (فقر، انسان زیرک را از بیان دلیل و حرف حق خود گنگ و لال می‌کند).

حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی، با بیان اینکه فقر بر دو گونه است (فقر ظاهری و مادی و فقر درونی و معنوی)، انسان‌ها را در مواجهه با این پدیده به سه دسته تقسیم کرد:۱. کسانی که از نظر مادی فقیرند اما از درون و معنویت غنی هستند (مانند علامه طباطبایی (ره) که با وجود فقر مالی، به واسطه عزت‌نفس و معنویت، آثار علمی جاودانی خلق کرد و با سرافرازی سخن حق را بیان نمود). ۲.کسانی که از نظر مادی ثروتمندند اما از معنویت تهی‌اند. ۳.کسانی که دچار هر دو فقر (مادی و معنوی) هستند؛ چنین افرادی به دلیل نداشتن پشتوانه معنوی و ناکامی در مادیات، دچار عقده حقارت شده و توان ابراز حرف حق را از دست می‌دهند.

استاد حوزه با اشاره به حکمت ۳۸۸: «أَلَا وَإِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ» و حدیث «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً» بیان کرد: اسلام به هیچ عنوان موافق تنبلی و خود را در معرض فقر و فلاکت قرار دادن نیست؛ پیشوایان دینی همواره با کار و تلاش، معاش خود را تأمین می‌کرده و اهل انفاق بوده‌اند. فقر نکوهش‌شده، فقری است که ناشی از عدم تلاش و کوشش فرد باشد. البته اگر فردی با وجود تلاش، بر اساس مقدرات الهی در تنگنا قرار گیرد اما با کرامت و عزت‌نفس زندگی کند، این امر با تکیه بر قوام معنوی قابل تحلیل است؛ چنان‌که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:«مَنْ لَا مَعَاشَ لَهُ لَا مَعَادَ لَهُ».

وی با اشاره به بخش پایانی حکمت سوم مبنی بر اینکه «وَالْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ» (انسان فقیر و نادار در شهر خود نیز غریب است)، افزود: به برکت معارف علوی، توفیق عمل به دستورات الهی روزی حاضران گردد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha