کوثر/ خستگی کار روزانه و فشارهای اقتصادی گاهی چنان طاقتمان را طاق میکند که یک بهانهگیری ساده بچه سر ساعت خواب یا پولتوجیبی به جرقهای برای یک دعوای تلخ تبدیل میشود. اما پیش از آنکه این کلافگیها صمیمیت خانه را از بین ببرد یک کار ساده دهدقیقهای میتواند قفل لجبازیها را بشکند و مسیر تازهای برای همدلی در خانواده باز کند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، ساعت از ده شب گذشته است؛ پدر و مادر با شانههایی خسته، دیگر رمقی برای چانهزنی ندارند، اما درست در همین لحظه کودک از خوابیدن طفره میرود یا نوجوان بحث خرید یک وسیله گرانقیمت را وسط میکشد. در این فشار فرسایشی، بالارفتن صداها کاملاً قابلدرک است، اما والدینی که در همین لحظه بهجای تکیه بر زور، غرور بزرگسالی را کنار میگذارند و با حفظ حرمت فرزند، فضا را به سمت درک متقابل میبرند، زیربنای واقعی همدلی در خانواده را میسازند.
راز شکستن قفل لجبازی و ساختن همدلی در خانواده
ریشه بسیاری از بحثهای بینتیجه در خانه این است که هر کسی ماجرا را فقط از دریچه چشم خودش میبیند. امام علی علیهالسلام در وصیت پدرانه خود به امام حسن مجتبی علیهالسلام راه باز کردن این گره را چنین نشان میدهند که در ارتباط با دیگران، همواره خودت را ترازو قرار بده و دنیا را دقیقاً از جایگاه طرف مقابل تماشا کن تا بفهمی چه رفتاری او را آرام یا دلگیر میکند(نهج البلاغه، نامه ۳۱).
امروز روانشناسان برجستهای همچون ویرجینیا ساتیر در کتاب «آدمسازی» و متخصصان کلینیک خانوادهدرمانی «لیکس» ثابت کردهاند که نصیحتهای طولانی هیچ اثری بر بچهها ندارد و تنها راه عبور از بنبست، اجرای تکنیک «ایفای نقش معکوس» (ابداع شده توسط جاکوب مورنو) و «تمرین آینه» (معرفی شده توسط هارویل هندریکس) در فضای خانه است. در فرهنگ صمیمی ما، این روش علمی همان «بازی جابهجایی صندلیها» است که در چهار گام کوتاه اجرا میشود.
گام اول؛ تغییر فیزیکی صندلیها در یک شب آرام
در یک شب آرام که خبری از دعوا نیست، اعلام کنید به مدت ده دقیقه قانون خانه عوض شده است. جابهجایی باید کاملاً واقعی باشد؛ فرزند دقیقاً روی مبل همیشگی پدر یا مادر بنشیند و حتی عینک، تسبیح یا کنترل تلویزیون را دست بگیرد و والدین هم دقیقاً در جای همیشگی فرزند بنشینند تا مغز آماده تغییر زاویه دید شود.
گام دوم؛ اجرای نمایش بهانهگیری برای کودکان و نوجوانان
حالا شما در نقش فرزند فروبروید و با لحنی شیرین و بدون تمسخر، دغدغههای واقعی او را بازی کنید؛ مثلاً برای کودک دبستانی بگویید «من اصلاً خوابم نماید و شما همهاش به من زور میگین» و برای نوجوان بگویید «همه دوستام فلان کفش رو خریدن و پولتوجیبی من کفاف هیچچیز رو نمیده». حالا فرزندتان باید در نقش پدر یا مادر، با درنظرگرفتن خستگی کار و هزینههای زندگی شما را قانع کند؛ تمرینی که هم خانه را پر از خنده میکند و هم سختی نقش والدین را بدون یک کلمه نصیحت به فرزند نشان میدهد.
گام سوم؛ اجرای تمرین آینه در زمان دلخوریهای جدی
وقتی فرزند یا همسرتان در یک بحث واقعی عصبانی است و میگوید «شما اصلاً به نظرات من اهمیت نمیدین»، بهجای دفاع از خودتان یا آوردن کلمه «ولی»، مثل یک آینه احساس او را بازتاب دهید. به چشمانش نگاه کنید و بگویید «درست میفهمم، حس میکنی توی این تصمیم نادیده گرفته شدی و واقعاً دلخوری؛ بیشتر برام بگو». بهرسمیتشناختن کرامت و احساس طرف مقابل، خشم او را بلافاصله فرومینشاند.
گام چهارم؛ بازگشت به نقش اصلی با یک سؤال طلایی
بعد از ده دقیقه بهجای اصلی خودتان برگردید و بدون هیچ نتیجهگیری اخلاقی یا سرزنش، فقط بپرسید «وقتی من ادای تو رو درمیآوردم چه حسی داشتی و سختترین بخش نشستن جای من چی بود؟». جواب فرزندتان به شما نشان میدهد کدام جملات یا لحن شما در طول روز به او حس نادیدهگرفتهشدن میدهد تا با حفظ اقتدار، آن را اصلاح کنید.
تغییر فضای خانه نیازی به هزینه سنگین یا ساعتها وقت آزاد ندارد. وقتی پدر و مادری با وجود تمام خستگیهای روزمره این بزرگواری را نشان میدهند که ده دقیقه از صندلی قضاوت پایین بیایند و دنیا را از قد و قامت فرزندشان ببینند، فرزندان هم در برابر محدودیتهای مالی و خستگی والدین همراهتر میشوند. کافی است یکی از شبهای همین هفته صندلیها را جابهجا کنید تا ببینید این تمرین ساده چطور ماندگارترین همدلی در خانواده را رقم میزند.
انتهای پیام/
نظر شما