کوثر/ شهیده طیبه صداقت؛ نخستین شهیده انقلاب اسلامی است که در حماسه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ مردم گنبدکاووس در جریان حمله طاغوتیان به مردم و حتی حمام زنانه به نماد مبارزه و مقاومت تبدیل شد و برای دفاع از اعتقادات جان خود و جنین در رحمش را تقدیم انقلاب اسلامی کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کوثر، شهیده طیبه صداقت نخستین بانوی شهیده انقلاب اسلامی در استان گلستان است که در حماسه ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ مردم گنبدکاووس توسط دژخیمان طاغوت به شهادت رسید تا سندی بر عزت و غیرت انقلابی بانوان این سرزمین باشد.
به همین منظور همزمان با برگزاری دومین کنگره ۴ هزار شهید استان گلستان گفتگو یی داشتیم با فرزند این شهیده انقلاب و یکی از پژوهشگران حوزه ایثار و شهادت پیرامون این بانوی پرافتخار نگارستان ایران که مشروح آن را در ادامه مشاهده میکنید:
اعتراضی که به بازگشت از خانه ختم نشد
سیدعلی کریمیان پژوهشگر حوزه دفاع مقدس و ایثار و شهادت در گفت و گو با خبرنگار فارس با اشاره به اینکه بهمن ۱۳۵۷ برای مردم گنبدکاووس تنها روزهای انتظار برای پیروزی انقلاب نبود؛ روزهایی بود که حوادث خونین، نام شماری از ساکنان این شهر را در حافظه تاریخی آن ثبت کرد.
وی بیان کرد: در میان این نامها، شهیده طیبه صداقت جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا او بانویی بود که روایت شهادتش، علاوه بر اسناد و یادبودها در خاطره مردم شهری باقی مانده است، مردمی که او را نه فقط بهعنوان یک شهید، بلکه بهعنوان عضوی از زندگی روزمره شهر به یاد میآورند.
کریمیان که خود از همسایگان منزل این شهیده بزرگوار بوده است، خاطرنشان کرد: شهیده صداقت از همسایههای بسیار خوب ما بود؛ زنی محجبه، اهل نماز و قرآن، مهربان و مهماندوست که برای همسایهها احترام زیادی قائل بود و کودکان را بسیار دوست داشت.
این همسایه و نویسنده با اشاره به حوادث روز شهادت طیبه صداقت اظهار کرد: در آن روز، گروهی در خیابانهای محله حرکت میکردند و به اموال مردم آسیب میزدند؛ شیشه خانهها را میشکستند و خودروها را تخریب یا آتش میزدند. مسیر این افراد به خیابان بهار، در محدودهای که بعدها به محله بهار شهدا شناخته شد، رسید.
دژخیمان به حمام زنانه نیز رحم نکردند
به گفته وی، در آن روز تعدادی از زنان در شیفت صبح حمام بهار حضور داشتند و مردان و جوانان محل نیز برای جلوگیری از آسیب احتمالی به آنان و حفاظت از ساکنان منطقه تلاش میکردند. وی ادامه داد: شهیده صداقت نیز در جریان این اتفاقات به رفتار مهاجمان اعتراض کرد و از آنان پرسید چرا به خانههای مردم حمله میکنند و اموالشان را از بین میبرند. پس از این اعتراض، مهاجمان قصد حمله به او را کردند و وی برای در امان ماندن وارد خانه شد و در را از پشت بست.
این همسایه افزود: مهاجمان درب حیاط را شکستند و وارد خانه شدند. شهیده صداقت در حالی که عقبعقب به داخل خانه میرفت، برای دفاع از خود آجرهایی به سمت آنان پرتاب میکرد؛ اما یکی از مهاجمان با تفنگ شکاری به سوی او شلیک کرد.
شهادت مادری که باردار بود
کریمیان ادامه داد: گلولههای ساچمهای به زیر سینه و شکم طیبه صداقت اصابت کرد. او در آن زمان چندماهه باردار بود.وی گفت: پس از مجروح شدن طیبه صداقت، با کمک یکی از رانندگان تاکسی محل او را به بیمارستان رساندند؛ اما با وجود انتقال به مرکز درمانی، وی و فرزند متولد نشدهاش جان باختند، شدت آسیب و کمبود امکانات درمانی باعث شد او و جنین در شکم او شهید شوند.
پژوهشگر حوزه ایثار و شهادت با اشاره به سرنوشت خانواده شهیده صداقت اظهار کرد: طیبه صداقت چند فرزند داشت و خانواده او از خانوادههای شناختهشده و معاشرتی محله بودند. آنان ارتباط خوبی با همسایهها داشتند و به مهماننوازی و مهربانی شناخته میشدند.
وی همچنین گفت که همسر طیبه صداقت نیز حدود ۳۰ تا ۴۰ روز پس از شهادت او، در جریان حوادث و جنگ رخ داده در گنبدکاووس با فریب خوردگان خلقی به شهادت رسید؛ به این ترتیب، خانواده آنان علاوه بر مادر دو شهید تقدیم کرد، پدر خانواده و فرزند نوزاد یا همان جنینی که در جریان شهادت مادر از دست رفت و مرده به دنیا آمد.
کریمیان با بیان اینکه نام “طیبه صداقت” سالها پس از شهادتش در برنامههای فرهنگی گنبدکاووس زنده نگه داشته شده است، گفت: کتاب شعر «بانوی با صداقت» با محوریت زندگی این شهیده و برای گروه سنی کودکان تهیه و منتشر شده و همچنین نام او در مجموعه «محلمون بهاره، شهیداش بیشماره» آمده است.
مجموعهای که به معرفی شهدای محله بهار گنبدکاووس میپردازد.همسایه شهیده صداقت در پایان، او را زنی مهربان، همسایهدوست و پایبند به باورهای مذهبی توصیف کرد و گفت: طیبه صداقت از جمله زنانی بود که در مراسم و راهپیماییهای آن روزها حضور داشت و به پیروی از امام سفارش میکرد. اگر بخواهم او را در یک جمله توصیف کنم، میگویم بانویی از پیشگامان انقلاب اسلامی که نامش با تاریخ شهادت و خاطرات مردم محله بهار گنبدکاووس گره خورده است.
شهیده صداقت مادر و همسری نمونه بود
زهرا شفاهی فرزند شهیده طیبه صداقت در گفت و گو با فارس با بیان اینکه از دوران کودکی، خاطراتی از روزهای ورود امام خمینی(ره) به ایران در ذهنم مانده است، گفت: آن زمان تلویزیون تماشا میکردیم و با خوشحالی و هیجان، صحنههای ورود امام را دنبال میکردیم. وقتی تصاویر پخش تلویزیونی قطع شد، مادرم خیلی ناراحت شد و توضیح میداد که چرا اجازه نمیدهند مردم این صحنهها را ببینند.
دختر این شهیده والامقام با تاکید بر اینکه مادرم بسیار مهربان بود و با پدرم رابطه خوبی داشت، ادامه داد: او خیاطی میکرد و لباسهای خودش و بچهها را میدوخت. از ویژگیهای برجسته مادرم، مهربانی و توجهش به اطرافیان بود. اگر همسایهای وضعیت مالی خوبی نداشت، سعی میکرد به او کمک کند.
به یاد دارم که گاهی برای همسایههای نیازمند، گوشت و مواد غذایی میبرد. شفاهی با اشاره به اینکه مادرم به نذر و نذری دادن هم علاقه داشت و سفرههای نذری پهن میکرد، تصریح کرد: حتی به یاد دارم که یک بار در مسجد سفرهای پهن کرده بود تا همه محل بیایند و مهمان ما باشند.او اینگونه ادامه می دهد: در کنار همه این ویژگیها، مادرم به درس خواندن ما هم اهمیت زیادی میداد. وضعیت تحصیلیمان را پیگیری میکرد و مراقب بود که درسهایمان را بهخوبی بخوانیم.
آجر در برابر گلوله؛ مادرم تا لحظه آخر مقاومت کرد
وی اضافهکرد: از روز شهادت مادرم، با وجود اینکه آن زمان کودک بودم، خاطراتی در ذهنم مانده است. به یاد دارم که آن روز مادرم در خانه مشغول خیاطی بود و لباس میدوخت. روز جمعه بود و ما در خانه بودیم.افرادی به محله و مردم منطقه ما حمله کرده و حتی حمام زنانه را مورد هتک حرمت قرار داده بودند؛ مادرم نیز به خیابان رفت تا از مردم دفاع کند؛ چون پدرم از فعالان انقلابی و مادرم هم در محل علیه این دژخیمان شعار داده بود بعد تعقیب مادرم به خانه ما حمله کردند.
در ابتدا درب خانه را قفل کرده بودیم و نمیخواستیم آنها وارد شوند. آنها که باتوم و اسلحه در دست داشتند با شکستن درب وارد خانه شدند. مادرم در آن لحظات تلاش میکرد از خودش و خانوادهاش دفاع کند. در حیاط خانه، آجر وجود داشت. مادرم آجرها را برمیداشت و به سمت افرادی که وارد حیاط شده بودند، پرتاب میکرد تا از خودش دفاع کند.
در جریان این حمله، گلوله به بدنش اصابت کرد و به انگشتش نیز آسیب رسید. آنچه از آن لحظات در خاطرم مانده، مقاومت مادرم در برابر کسانی است که به خانهمان هجوم آورده بودند و فرار کردن طاغوتیان بعد از شلیک به مادرم است.
زهرا دختر کوچک این شهیده بزرگوار از بارداری مادرش به هنگام شهادت خبر داد و افزود: مادرم بعد از برخورد گلوله با بدن و انگشتش دست را روی شکمش گذاشته بود تا ما متوجه نشویم و گمان میکردیم آسیب دیدگی او صرفا انگشتش هست اما بعد از رفتن به بیمارستان و دیدن جنازه مادر فهمیدیم مادر حتی نمیخواست در لحظات آخر ما را غمگین کند.
او خاطرنشان کرد: مادرم در لحظاتی که همسایهها او را برای انتقال به بیمارستان در یک خودرو متعلق به همسایهمان گذاشتند؛ در گوش خواهرم گفت “به خدا میسپارمتان” و این آخرین جمله مادرمان بود.
پدرم قبل انقلاب تصاویر امام (ره) را به خانه میآورد
وی با اشاره به اینکه پدرم هنگام حمله به خانه حضور نداشت و همراه دوستان مسجدیاش در خیابان مشغول مقابله با دژخیمان بود، ادامه داد: پس از شهادت مادرم، او نیز درگیر اتفاقات و درگیریهای آن دوره بود و در ماههای ابتدایی پس از انقلاب در درگیریهایی که در گنبد رخ داد و افراد مخالف انقلاب در خیابانها به مردم تیراندازی میکردند پدرم را نیز شهید کردند.
فرزند شهیده صداقت با بیان اینکه به یاد دارم که پیش از انقلاب، پدرم تصویر امام خمینی(ره) را به خانه آورده بود و ما را با ایشان آشنا کرده بود، ادامه داد: آن زمان من کودک بودم و خواهر بزرگترم نیز حضور داشت. به یاد دارم که پدرم درباره امام خمینی(ره) برای ما صحبت میکرد و تصویر ایشان را نشانمان میداد.
پیکر مطهر این شهیده بزرگوار در گلزار شهدای امامزاده یحیی بن زید (ع) گنبدکاووس به خاک سپرده شده و ملجأ بسیاری از مردم انقلابی این دیار است.
انتهای پیام/
نظر شما