کوثر/ این روزها کمتر کسی است که نام فریز تخمک را نشنیده باشد. احتمالاً شما هم دربارهاش شنیدهاید یا حتی به آن فکر کردهاید.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کوثر، میدانید وقتی وارد دهه سی زندگیتان میشوید، طبیعی است که موضوع مادر شدن بیشتر از قبل ذهنتان را درگیر کند. شاید هنوز ازدواج نکردهاید، شاید شرایط اقتصادی و شغلی مناسبی برای تشکیل خانواده ندارید یا شاید هنوز فرد مناسبی را برای زندگی مشترک پیدا نکردهاید. در چنین شرایطی، یک نگرانی آرامآرام پررنگ میشود: اگر چند سال دیگر بخواهم مادر شوم، آیا هنوز فرصت دارم؟
این نگرانی بیدلیل نیست. زنان با افزایش سن بهتدریج با کاهش تعداد و کیفیت تخمکها و در نتیجه کاهش قدرت باروری روبهرو میشوند. همین مسئله باعث شده فریز تخمک به یکی از پیشنهادهای پزشکی برای زنانی تبدیل شود که میخواهند مادر شدن را به سالهای بعد موکول کنند.
اما فریز تخمک چیست؟ فریز تخمک یا انجماد تخمک، یک روش پزشکی است که در آن تخمکهای زن از تخمدان خارج و در دمای بسیار پایین منجمد و نگهداری میشوند تا اگر فرد در سالهای آینده تصمیم به بارداری گرفت، بتواند از آنها برای باروری استفاده کند. برای انجام این کار، زن ابتدا داروهای هورمونی مصرف میکند تا تخمدانها چند تخمک را همزمان آماده کنند. سپس تخمکها با یک اقدام پزشکی از بدن خارج و منجمد میشوند. در زمان استفاده، تخمکها از حالت انجماد خارج شده و پس از لقاح با اسپرم، در صورت تشکیل جنین، امکان انتقال آن به رحم وجود دارد.
البته باید بدانیم فریز تخمک تضمینی برای مادر شدن در آینده نیست و موفقیت آن به عواملی مانند سن زن هنگام فریز کردن، تعداد و کیفیت تخمکها و شرایط پزشکی او بستگی دارد. اما این تمام ماجرا نیست؛ چیزی که کمتر گفته میشود در تبلیغاتی که این روزها برای فریز تخمک میشنویم، تقریباً همیشه روی «فرصت» و «آزادی» تأکید میشود، اما کمتر کسی از هزینههای واقعی و محدودیتهای جدی این روش حرف میزند.
واقعیت این است که فریز تخمک یک روش ساده و بیخطر نیست و موفقیت آن هم آنقدر که تبلیغ میشود قطعی نیست. نخست، مسئله عوارض جسمی است. برای فریز تخمک، زن باید داروهای هورمونی مصرف کند تا تخمدانها تحریک شوند. این داروها عوارضی مانند نفخ، حساسیت سینهها، نوسانات خلقی و سردرد ایجاد میکنند . خطر جدیتر، سندرم تحریک بیش از حد تخمدان است که میتواند با درد شدید شکمی، تهوع و تجمع مایعات همراه باشد . خود عمل تخمککشی هم یک اقدام تهاجمی است و خطر خونریزی و عفونت، هرچند کم، وجود دارد.
دوم، مسئله موفقیت واقعی است. آمارها نشان میدهد که بسیاری از زنانی که تخمک فریز میکنند، هرگز از آن استفاده نمیکنند. یک مطالعه نشان داده که نرخ بازگشت برای استفاده از تخمکهای فریز شده حدود ۱۴ درصد است و بررسیهای دیگر نرخ عدم استفاده را تا ۵۸.۹ درصد گزارش کردهاند . یعنی بیش از نیمی از زنان هرگز سراغ تخمکهای فریز شدهشان نمیروند.
همچنین عامل سن نیز هنگام فریز کردن تعیینکننده است. دادهها نشان میدهد زنانی که در سن ۳۵ تا ۳۷ سالگی تخمک فریز میکنند، حدود ۴۹ درصد شانس تولد زنده دارند، اما این عدد برای زنان ۳۸ تا ۴۰ ساله به حدود نصف کاهش مییابد و برای بالای ۴۲ سال بسیار پایینتر است . یعنی اگر کسی در دهه سی زندگی و نزدیک به چهل سالگی به فریز تخمک فکر کند، آن وعده فرصت دوباره چندان هم مطمئن نیست.
اما ماجرا فقط یک روش پزشکی نیست. در سالهای اخیر، بخشی از جریان فمینیستی، فریز تخمک را بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم زنان در مسیر استقلال و آزادی معرفی کرده است. در این نگاه، زن میتواند بدون نگرانی از گذر زمان، تمام تمرکز خود را بر تحصیل، اشتغال و پیشرفت حرفهای بگذارد و مادر شدن را به زمانی موکول کند که خودش آمادگی بیشتری دارد.
شاید در نگاه اول این پیشنهاد جذاب به نظر برسد؛ اما یک سؤال اساسی وجود دارد: چرا زن برای حفظ موقعیت شغلی و پیشرفت اجتماعی خود باید مادر شدن را به تعویق بیندازد و برای این تأخیر به یک مداخله پزشکی پرهزینه و پرعوارض متوسل شود؟ وقتی محیط کار با بارداری و مادری سازگار نیست، وقتی زنان از دست دادن شغل خود پس از مرخصی زایمان را تجربه میکنند و وقتی هزینههای تشکیل خانواده و نگهداری از کودک روزبهروز بیشتر میشود، فریز تخمک بهجای آنکه مسئله را حل کند، به راهی برای کنار آمدن با شرایط موجود تبدیل میشود.
در واقع، به زن گفته میشود فعلاً مادر شدن را کنار بگذار و روی پیشرفت شغلیات تمرکز کن؛ فناوری هم شاید بتواند در سالهای آینده فرصتی برای مادر شدن در اختیارت قرار دهد. اما چرا کمتر درباره اصلاح ساختارهایی صحبت میشود که زنان را به چنین انتخابی سوق میدهند؟
ااینجا باید کمی از روایت فمینیستی فاصله بگیریم و به وضعیت قوانین و سیاستهای داخلی خودمان نگاه کنیم. واقعیت این است که در ایران نیز با یک تناقض جدی روبهرو هستیم: از یک طرف سیاستهای رسمی بر اهمیت ازدواج، خانواده و فرزندآوری تأکید میکنند و از طرف دیگر، بخشی از قوانین و مقررات موجود، بهجای تسهیل همزمان اشتغال و زندگی خانوادگی زنان، محدودیتهایی ایجاد کردهاند.
برای نمونه قانون کاهش ساعات کار بانوان شاغل دارای شرایط خاص مصوب سال ۱۳۹۵ فقط گروه مشخصی از زنان، از جمله زنان دارای فرزند زیر شش سال، زنان سرپرست خانوار و زنان دارای همسر یا فرزند معلول شدید یا بیمار صعبالعلاج را مشمول کاهش ساعت کار از ۴۴ به ۳۶ ساعت میکند. به این ترتیب، بسیاری از زنان شاغلی که مادر هستند اما در گروههای تعیینشده قرار نمیگیرند، از این امکان برخوردار نیستند
این در حالی است که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در ماده ۱۷، مرخصی زایمان را به ۹ ماه افزایش داده است. این اقدام در جای خود حمایتی است، اما آیا حمایت از مادر فقط به مرخصی زایمان خلاصه میشود؟ یک زن پس از بازگشت به محیط کار با چه شرایطی روبهروست؟ آیا امنیت شغلی او تضمین شده است؟ آیا امکان نگهداری از کودک، ساعت کاری منعطف و تقسیم مسئولیت مراقبت از فرزند فراهم است؟
مسئله دقیقاً همینجاست؛ ما نمیتوانیم از زنان انتظار داشته باشیم هم مادر شوند، هم شاغل باشند، هم مسئولیت اصلی مراقبت از فرزندان را بر عهده بگیرند، اما برای سازگار کردن محیط کار با زندگی خانوادگی آنها برنامه کافی نداشته باشیم. نمیتوان از یک طرف درباره کاهش جمعیت و ضرورت فرزندآوری هشدار داد و از طرف دیگر، شرایطی ایجاد کرد که مادر شدن برای زنان شاغل به یک نگرانی شغلی و اقتصادی تبدیل شود.
تبلیغاتی که فریز تخمک را به عنوان یک بیمه قطعی برای مادر شدن در آینده معرفی میکنند، نه تنها گمراهکنندهاند، بلکه زنان را از واقعیتهای جسمی و محدودیتهای آماری این روش دور نگه میدارند.
واقعیت این است که اگر امروز زنی در دهه سی زندگیاش نگران مادر شدن در آینده است، نباید فقط به او بگوییم تخمکهایت را فریز کن. باید از خودمان بپرسیم چه شرایطی ساختهایم که او برای حفظ فرصت مادر شدنش احساس ناامنی میکند؟ فریز تخمک ممکن است برای برخی زنان یک انتخاب شخصی و برای برخی دیگر ضرورتی پزشکی باشد؛ اما نباید آن را جایگزین اصلاح قوانین و مشکلات اجتماعی کنیم.
اگر قرار است مادری ارزشمند باشد، باید در عمل نیز از مادر حمایت کنیم؛ نه اینکه تمام هزینههای جمع کردن میان کار و خانواده را بر دوش خود او بگذاریم.
انتهای پیام/
نظر شما