کد مطلب: 145226
۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۳۴
یادداشت| جنگ رمضان، گنج خیابان

محمدسعید عبداللهی، عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی به موضوع جنگ رمضان، گنج خیابان پرداخت که در ادامه می‌توانید از آن بهره‌مند شوید.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، محمدسعید عبداللهی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی نوشت: شنیدنِ خاطراتِ شگفت‌آور و تصورِ حال و هوایِ مردم و آن راهپیمایی‌هایِ پرشمار و پر شور که پیر و جوان و زن و مرد را به خیابان می‌کشاند، برایِ کسانی مانند من که روزهایِ منتهی به انقلابِ ۵۷ را ندیده‌، همواره مایه‌ی افتخار و حسرت بود تا اینکه این شب‌ها درست زمانی که پرچم به دست و شعار گویان در میانِ خیابان گام بر می‌دارم ناگهان گو اینکه نهیب خورده و با خود می‌گویم آیا اینجا همان خیابانِ پیشین است؟ این مردم همان مردم‌اند؟ این شور و حال و مرامِ انقلابی از کجا می‌آید؟ چه رایحه‌ی خوشی دارد این شب‌ها خیابان... باری، این شب‌ها گویی پاره‌ای از سخنانِ مرحومِ امام و رهبر شهید را به شکلِ دیگری فهم می‌کنم. مفهوم‌هایی همچون «یاریِ پروردگار»، «پیروزیِ مستضعفین» و دیگر مفاهیمی مانندِ آن را که تمامیِ این سالها این دو رهبر در بابِ آنها سخن می‌گفتند، اکنون بیش از پیش جلوه‌گری می‌کنند. این ماهِ مبارک، خواندن قرآن و پیشِ چشم آوردنِ سرگذشتِ قوم‌هایِ گوناگون و وعده‌ و وعیدهای مختلفِ الهی و جدال‌هایِ عبرت‌آموز نیز حال و هوایِ دیگری دارد.

در همین افکارم که مردِ کهنسالِ کنارم، صدایم می‌زند و می‌گوید: توییتِ جدیدِ ترامپ را دیده‌ای؟ گفته است کاری می‌کنم دیگر ملت نباشید، منظوراش چیست؟ یعنی می‌خواهد آن اندازه از ما بکشد که دیگر عنوانِ ملت بر ما نتوانند بگویند؟ می‌خندد و خود پاسخ می دهد: این روزها می‌گذرد، سخت‌تر از این هم گذشته است، خدا بزرگ است و کمک می کند...

گفت‌وشنودهایِ در خیابان و حال و هوایِ مردم مرا به یادِ کتابِ «لحظه‌های انقلابِ» سید محود گلاب دره‌ای می‌اندازد.(۱) نخستین بار که کتاب را به دست گرفتم فراموش نمی‌کنم. با برخی از بندهایِ کتاب ناخودآگاه اشک می‌ریختم. چه نیکو روایت کرده لحظه لحظه‌هایِ خیابان را، لحظه لحظه‌هایِ تحولِ مردم را، چه خوب نشان می‌دهد جا افتادن مفهومِ #شهادت در میانِ اقشار مختلف مردم و افتخار بدان را، چه خردمندانه تحلیل می‌کند تفاوت این خیزش مردمی و انقلاب را با دیگر انقلاب‌هایِ قرنِ بیستم، چقدر هنرمندانه هم‌زمان و با توجه به همه گروه‌هایِ انقلابیِ مختلف، محورِ اصلیِ کتاب را حولِ مردم و امام شکل می‌دهد، تا چه اندازه دقیق و درست شعارهایِ مردمی را بازگو و دسته بندی و تحلیل می‌کند. با خود می‌گویم این شب‌ها و روزهایِ ما را که و چگونه روایت می‌کند و نسل‌هایِ بعد چگونه ما را به یاد آورده و داوری می‌کنند؟

اما از دیگر سو، این شب‌ها در کنار این شور و حال، تصوراتِ دیگری نیز ذهن آدم را درگیر می‌سازد، اینکه مبادا این شور و حال، نرم‌نرمک به سردی گراید، نکند اندکی بعد و پس از پایان یافتنِ این آتش‌افروزی‌هایِ بیگانه، دوباره آتشِ فتنه و نفاق از زیر خاکستر سر برون آرد؟ آخر مگر اژدهایِ گرانی و تورم و فسادهایِ پیشین و دیگر مشکلاتِ کشور یکسره از میان رفته یا اینکه تنها برای اندکی گرمیِ این شب‌هایِ خیابان و شهرها آن اژدها را به بیابان‌هایِ حاشیه‌ی شهرها برده و فسرده کرده و کافی است بارِ دیگر بویِ خون، تفرقه و سهم خواهی به مشام‌اش رسد تا دوباره پا به میدان بگذارد؟ آیا بعد از جنگ پاره‌ای از این مردمِ فرودست و پا برهنه و کارگری که این شب‌ها در هر کوی و برزن به چشم می‌آیند دگر بار به کناری نهاده شده و احساس سرخوردگی خواهند کرد و آن مردمِ فرادستی که پاره‌ای از کارگزارانی ها و اصلاح‌طلبان همواره از آنها دم می‌زنند به میان آمده و مطالبات خویش را از دولت و رهبری دنبال می‌کنند؟ این پرسش‌ها و دغدغه‌هایِ دیگری از این دست، ذهن بسیاری از مردم را در این شب‌ها آزار می‌دهد.

یاری، جنگ رمضان اگرچه دشوار و تلخ است و رنجِ بسیار به همراه دارد اما دستِ‌کم و تا کنون گنجِ خیابان را برایمان به ارمغان آورده است. گنجی که در صورت صبر و بردباریِ ما و تدبیر و روشن‌اندیشی هرچه‌بیشترِ نظامیانِ غیور و سیاست‌مداران، فصلی جدید و درخشان را در همه‌ی زمینه‌ها رقم خواهد زد.

پی‌نوشت

۱. گلاب دره‌ای، سید محمود (۱۳۹۲)، لحظه‌های انقلاب. نشر عصر داستان

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha