کد مطلب: 145243
۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۴۱
خانواده، کانون تربیت در بحران

در ادبیات رایج تعلیم و تربیت، معمولاً بر اهمیت محیطی آرام، امن و به‌دور از تنش برای رشد انسان تأکید می‌شود. با این حال، تجربه‌های تاریخی و اجتماعی نشان می‌دهد که بخشی از عمیق‌ترین لایه‌های تربیت نه در شرایط آرام، بلکه در موقعیت‌های متضاد و بحرانی شکل می‌گیرد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، در ادبیات رایج تعلیم و تربیت، معمولاً بر اهمیت محیطی آرام، امن و به‌دور از تنش برای رشد انسان تأکید می‌شود. با این حال، تجربه‌های تاریخی و اجتماعی نشان می‌دهد که بخشی از عمیق‌ترین لایه‌های تربیت نه در شرایط آرام، بلکه در موقعیت‌های متضاد و بحرانی شکل می‌گیرد. در میان این موقعیت‌ها، جنگ برجسته‌ترین و شدیدترین وضعیت آستانه‌ای تربیتی است؛ وضعیتی که انسان و جامعه را به‌طور فشرده در برابر پرسش‌های بنیادین اخلاقی، هویتی و اجتماعی قرار می‌دهد.

در شرایط عادی، بسیاری از ارزش‌ها در سطح آموزش و گفتار باقی می‌مانند. مفاهیمی چون ایثار، مسئولیت‌پذیری یا همبستگی اجتماعی آموزش داده می‌شوند، بی‌آنکه الزاماً تجربه شوند. اما جنگ این وضعیت را دگرگون می‌کند. جنگ انسان را از منطقه امن زندگی روزمره بیرون می‌کشد و او را ناگزیر از انتخاب‌های واقعی می‌سازد؛ انتخاب‌هایی که دیگر صرفاً نظری نیستند. در این شرایط، ارزش‌ها از سطح دانستن به سطح زیستن منتقل می‌شوند و همین امر به تربیت عمق می‌بخشد.

از این منظر، جنگ نوعی موقعیت آستانه‌ای تربیتی است که در آن فرایند شکل‌گیری هویت اخلاقی و اجتماعی شتاب می‌گیرد. فشارهای روانی، ناامنی و فقدان، اگرچه هزینه‌زا هستند، اما هم‌زمان ظرفیت‌هایی را فعال می‌کنند که در وضعیت‌های آرام کمتر مجال بروز دارند. آنچه در شرایط عادی ممکن است طی سال‌ها رخ دهد، در بستر جنگ گاه در زمانی کوتاه و با شدتی بیشتر تجربه می‌شود.

در جنگ‌های معاصر، به‌ویژه جنگ‌های ترکیبی، این وضعیت پیچیده‌تر شده است. جنگ دیگر صرفاً میدان تقابل نظامی نیست، بلکه عرصه‌ای برای تأثیرگذاری بر ذهن، فرهنگ و نظام ارزشی جامعه است. از این رو، جامعه درگیر جنگ را می‌توان در حال گذر از نوعی آزمون تربیتی جمعی دانست؛ آزمونی که در آن میزان همبستگی اجتماعی، اعتماد، مسئولیت‌پذیری و پایبندی به ارزش‌های مشترک سنجیده می‌شود.

در چنین شرایطی، تربیت از نهادهای رسمی فراتر می‌رود و در متن زندگی روزمره جریان می‌یابد. خانواده به کانون اصلی انتقال معنا و حفظ انسجام تبدیل می‌شود و در این میان، نقش زنان برجسته‌تر می‌گردد. زنان، به‌ویژه در جایگاه مادران، هم‌زمان با مدیریت فشارهای عاطفی و ناامنی‌ها، نقش مهمی در حفظ تعادل روانی خانواده و انتقال ارزش‌ها به نسل بعد ایفا می‌کنند. کودکان بسیاری از مفاهیم اخلاقی را نه از طریق آموزش رسمی، بلکه از مشاهده زیست روزمره در خانواده می‌آموزند.

از این رو می‌توان گفت که اگرچه آرامش برای آموزش ضروری است، اما تربیت عمیق اغلب در مواجهه با بحران شکل می‌گیرد و جنگ شدیدترین مصداق این مواجهه است. جنگ، با همه تلخی‌هایش، انسان را در برابر انتخاب‌های واقعی قرار می‌دهد و همین امر ارزش‌ها را از سطح آگاهی به سطح عمل می‌کشاند. فهم این ظرفیت تربیتی، به معنای تأیید جنگ نیست، بلکه تلاشی است برای درک این واقعیت که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز امکان شکل‌گیری معنا، هویت و تربیت عمیق انسانی وجود دارد.

دکتر زینب تاجیک

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha