شکلات دبی، شهربازی دبی پاساژهای دبی، رستورانهای دبی، تفریح گاه های دبی... بیا بریم دبی. در تمامی سالهای گذشته، دبی مانند سرزمین بازی پینوکیو که در آن هیچ امر جدی، ناخواستنی و غیر لذت بخشی وجود ندارد، جلوهگر میشد. ایرانی ثروتمند، دبی را همیشه در صدر گزینههای سفر و فعالیت داشت و ایرانی متوسط یا ضعیف هم ممکن بود کوره راههایی برای لمس این بهشت زمینی پیدا کند. از کارگری در دبی تا سفر رایگان در ازای واگذاری پاسپورتش برای ورود اجناس بنجل...
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، دبی بیش از آنکه در واقعیت زندگی ایرانی مؤثر باشد، در ابتذال خیال او و افزایش رنج زیستنش در وطن، نقش ایفا کرده است. دبی به ایرانی می گفت: تو در کشوری پهناور، فقیر هستی و من در کشوری ذرهای، ثروتمندم. تو در کشوری تاریخی، منزوی از جهان هستی و من بی هیچ پیشینهی درخوری، محبوب همه. تو به خاطر خواستههایی دست نیافتنی به نام آرمان استقلال یا نجات قدس، درگیر تلاش و رنج هستی و من با صرف نظر از هر ایدهای جز رفاه و واقع گرایی، صرفا به بازی و خوشی مشغولم.
دبی در این جلوهگری، ساده و واضح به نظر میرسید. حتی ایرانیان نخبه تر و اقتصاددان تر هم هرازگاهی به بیان درس ها و تجربههای دبی می پرداختند و دلسوزانه آرزو میکردند که ما نیز روزی به دبی اقتدا کنیم.
امروز که پایگاههای آمریکایی در امارات متحده عربی میسوزد و آمریکا به جای وعده دفاع از کشورهای ذرهای خلیج، آنها را برای اسرائیل و نفت بیشتر، مانند هیزم خشک در آتش میاندازد، شاید ما اندکی به دبی به عنوان میزان سعادت و ثروت شک کنیم. البته حتی پیش از این روزها هم دانشوران توسعه درباره اهمیت توسعه درون زا، تفاوت توسعه با وابستگی اقتصادی و آسیب پذیری توسعه وارداتی، قلم فرسایی میکردند. با این همه باز هم دبی در صدر اخبار اقتصادی، علمی، مالی دنیا و گویی میزان موفقیت هر حاکمیتی در غرب آسیا بود. حتی فرار فرزند و پس از آن همسر و دو فرزند حاکم دبی به مثابه داستانی فرعی از عادات فرهنگی و زن ستیزانه مسلمانان مورد کمتوجهی کسانی قرار گرفت که همیشه نگران چند سانتیمتر حجاب زنان ایران بودهاند.
اما واقعیت درباره دبی مفصلتر است: امارات بارها یمن را بمباران کرد. امارات ۴۰۰۰۰ سرباز مستقر در یمن دارد و علاوه بر بمباران چندباره مناطق مسکونی، با محاصره بنادر یمن را گرفتار قحطی مصنوعی کرده است. طبق گزارش یونیسف و سایر نهادهای بینالمللی، به سبب اقدامات ائتلاف عربستان و امارات علیه یمن، بیش از ۳۷۷ هزار نفر کشته، ۱۶ میلیون نفر درگیر قحطی و بزرگترین وبای تاریخ در این سرزمین منتشر شد. امارات حداقل ۱۸ زندان و شکنجه گاه در یمن دارد که وجودشان اعلام یا کشف شدهاست. ولی نه تنها هرگز متهم به تروریسم نشد، بلکه در کنار امریکا و اسرائیل مفتخر به برچسب مبارزه با تروریسم شد.
امارات به شهادت گروه ویژه اقدام مالی، FATF ، در لیست خاکستری سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار پولشویی است. امارات پناهگاه فراریان، جنایتکاران جنگی و قاچاقچیان دنیا است. ۴۰درصد از طلای آفریقا با ضمایم کودتا، کشتار، بیگاری و غمنامه افریقای کنونی، از دبی میگذرد. امارات مرکز تجارت غیرقانونی سلاح و صادرات آن به گروههای شبهنظامی در کشورهای دیگر است. امارات در لیبی، با حمایت و تسلیح غیرقانونی، بمباران طرابلس و ارسال پهپاد سبب شد حکومت مرکزی دچار فروپاشی شده و بیش از دههزار نفر کشته شوند و هنوز لیبی قد راست نکرده است. مداخلات امارات در سودان از سال ۲۰۱۹ باعث کشتارها و ناآرامی های مکرر شده است.
امارات دارای:
●پایگاه نظامی یمن، در عدن و سقطری و برای کنترل بابالمندب
●پایگاه نظامی اریتره(عصب) و برای کنترل دریای سرخ
●پایگاه نظامی در سومالی(بربره) برای کنترل خلیج عدن
●پایگاه نظامی لیبی برای حمایت از شبهنظامیان و کنترل نفت
●پایگاه نظامی سودان و برای حمایت مالی از ارتش و داشتن نفوذ سیاسی است و تمامی کشورهای غربی به او سلاح میفروشند.
درباره امارات گزارش و تذکری در رسانههای غربی یا سازمانهای بینالمللی پیدا میکنید؟ کشتار شهر الفاشر سودان در همین اواخر که حجم خون ریخته شده در آن در تصاویر ماهوارهای مشهود بود، توسط نیروهای نیابتی امارات انجام شد. در مقابل هر روز ایران در رسانه یا سازمانی متهم به داشتن نیروهای نیابتی و بی ثبات کردن منطقه میشود.
امارات نه کشوری پیشرفته و بهشت سرمایهگذاری، بلکه خرده استعمارگر نوپایی است که دولتهای غربی و سازمان های بینالمللی او را به گرمی در جمع خود پذیرفتهاند. این دارودسته اوباش معاصر به غارت و کشتار جهان قناعت نمیکنند، بلکه با وقاحت و سعی خستگی ناپذیر میکوشند تا قربانیان، آنها را دوست بدارند و به قول شهید سنوار، بی دردسر قربانی شوند. سنّت امداد الهی در طول تاریخ، عاقبت استعمارگران را به سرزمین مادری برگردانده ولی رنج و هزینهای که ملت استعمار شده متحمل میشود، بستگی به اراده و شهامت او دارد.
شاید یکی از دشوارترین لحظههای تاریخی برای ایران ما، فروپاشی دشمن قدیمی مان، دولت عثمانی بود. کشورهای ذرهای اطراف ما که دهههاست منبع شرارت و چپاول در غرب آسیا و محل نفوذ غرب استعماری اند، از دل این فروپاشی زاده و برای غرب استخدام شدند.
لذا پرسش از شجاعت عربی یا قیام اسلامی در حکومتهای "حرام زاده" به معنای تاریخی و سیاسی، ساده نیست. در واقع مردم مظلوم و شریف این مناطق، اولین قربانیان نظم جدید در وطن بی اصالت خود هستند و بسیاری از قیاس به نفسهای ما با ایشان، بدون توجه به شمشیرهای آخته بر گردن آنان است.
با این همه غفلت و اهمال ما در شناساندن چهره حقیقی این دشمنان خوش خط و خال که ماند جادوگران شاهنامه با زیبایی مصنوعی خود، پهلوانان را می فریفتند، بخشودنی نیست. در شاهنامه آنچه جادوی ظاهری این موجودات خطرناک را باطل میکند و چهره حقیقی آنها را آشکار میکند، نام خداست. امروز نیز دانشوران ما میتوانند با تکیه بر منطق الهی و پژوهش مستقل و منصفانه، نشان دهند آرمان انقلاب و جمهوری اسلامی برای ایران، حتی در عرصه مادیات، و بر اساس شاخص های توسعه، چقدر عمیق تر و در میزان اعداد و ارقام مادی هم کارآمدتر از خودفروختگان منطقه است.
این بیان واقعیت نشان خواهد داد که آرمان استقلال و آزادی بر زمین آمار رفاه نیز "ارزیدنی" است و خودفروختگی و همدستی با جانیان نتیجهای جز افول حتمی استعمارگران ندارد. خاصه آنکه زبانههای آتش در پایگاه ها و بنادر منطقه نشان میدهد غارتگران از یکدیگر دفاع نمیکنند و در روزهای سخت، یکدیگر را قربانی خواهندکرد. امارات، اسرائیل، آمریکا و سایر دزدان بینالمللی فرقی با دارودسته دزدان در قصههای قدیمی ندارند. میان آنان هرگز عدالت حکمفرما نیست. در صورت بروز خطر نیز هر یک، دیگری را میفروشند.
در مقابل آنان که در راه حقیقت همراه میشوند، در برابر خطر نیز آماده فداکاری برای یکدیگرند و این فداکاری در تحلیلی مادی هم برای ایشان ثمربخش خواهدبود. امروز همراهی جوانان مجاهد عراقی نه تنها یاری ماست، بلکه خلاصی ایشان از چنگال استعمارگران آمریکایی را محقق میکند. مجاهدان حزب_الله در لبنان که برای حقّ میجنگند، هرچند یاوران عزیز ایران هستند، دشمن خود را نیز میکوبند.
انتخاب حقّ، وطن، شرافت و اصالت، انتخابی است که همیشه می صرفد و همپیمانی با دشمنان شرافت و اصالت، در بهترین حالت خانهای به سستی عنکبوت عاید تاجران خاک فروش میکند.
دکتر زهرا داورپناه
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما