کد مطلب: 145295
۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۳:۰۴
نبرد دولت ترور با ملت شهادت

سالیان متمادی است که انگ «تروریسم» همچون رمزی برای سلسله عملیات‌های گسترده علیه ملت‌ها و دولت‌های ناهمسو با سیاست‌های خودمدارانه و تمامیت‌طلبانه نظام استعمار و استکبار است.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، سالیان متمادی است که انگ «تروریسم» همچون رمزی برای سلسله عملیات‌های گسترده علیه ملت‌ها و دولت‌های ناهمسو با سیاست‌های خودمدارانه و تمامیت‌طلبانه نظام استعمار و استکبار است. این حربه که در سالیان دور، به‌ویژه پس از حوادث مبهم و مرموز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به معیار طلایی امپراتوری غرب برای اعمال فشار سیاسی، اقتصادی و در نهایت جنگ‌افروزی و تجاوزگری مبدل شد، اینک مستمسکی نخ‌نما و فرسوده به شمار می‌رود.

رئیس‌جمهور تروریست آمریکا در آخرین یاوه‌بافی‌های خود، نقاب نفاق و نیرنگ آمریکایی ‌اش را کنار زده و در چند نوبت ملت بزرگ ایران را شرور و بی‌عقل خوانده است؛ توصیفاتی که بیش از هرچیز برازنده شخصیت ناموزون خود اوست. فشار روانی ناشی از پاسخ سنجیده و حساب‌شده ایران در سطوح نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، «مرد دیوانه» رژیم تروریست آمریکا را به ناسزاگویی و فرافکنی واداشته است.

در سطح فردی، شخصیت خودشیفته-نمایشی ترامپ، زیرگونه‌ای پُرگو، حراف و هرزه را نمایندگی می‌کند که در مواقعی آشکارا ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهد. با این حال، این دو توهین اخیر از دو جهت فراتر از ناسزاگویی‌ها و بدزبانی‌های متداول ترامپ است:

_ اول این که بر خلاف موارد دیگر، نه نسبت به اشخاص، بلکه مستقیما ملتی بزرگ با تمدن چندهزارساله و دارای اقوام و مذاهب متنوع را هدف قرار داده است، که آشکارا به تمایلات فاشیستی و نژادپرستانه او مرتبط است.

_ دوم این که این دو ناسزا هراندازه در شأن ملت بزرگ ایران، ناروا و نابجاست، در حق خود او ناسزایی حقیقتا سزا و رواست. به عبارت دیگر تنش درون‌روانی متراکم و متصاعد او که ناشی از مقاومت خردمندانه ملت ایران است، او را از سر درماندگی به نوعی فرافکنی افراطی واداشته است. می‌توان حدس زد که با تداوم این مقاومت مردمی، دشنام‌های بعدی نیز در همین چارچوب قرار خواهند داشت.

اخیرا او در ادعایی هذیان‌گونه، در حالی که با چهره‌ای جدی در جمع خبرنگاران حاضر شد، دو عمل شنیع را به مردم ایران نسبت داد: بریدن سر نوزادان و نصف کردن زنان! تصور می‌کنم یادآوری این سخنان در این متن، تاحدودی این نوشته را نیز دچار ابتذال می‌کند. از این بابت عذرخواهی می‌کنم، اما تردیدی ندارم هر که توصیفی چنین را از شخصی چنان، بشنود، یک واژه در گوش او زنگ خواهد زد: «جزیره اپستین».

خانم‌ها! آقایان! این تعریف عملی و عریان واکنشی سطحی است به نام فرافکنی یا پروجکشن: «نسبت دادن ویژگی یا میلی ناپسند که در فرد وجود دارد، به دیگران». با این تفاوت که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آن را به سطحی بسیار گسترده ارتقاء بخشیده است: نسبت دادن کلکسیون انحراف‌های اخلاقی و پرخاشگرانه خود به یک جامعه ۹۰ میلیونی.

این طنز بس تلخ و گزنده، نتیجه سلسله موانعی است که او را از رسیدن به امیال و خواسته‌هایش باز می‌دارند و سرریز آن در فرد مذکور، به چنین بازتاب مشمئزکننده‌ای منتهی می‌شود. این موانع که در حال حاضر در جنگ_رمضان به وفور یافت می‌شود، می‌توانند با تحریک احساس حقارت عمیق وی، خودشیفتگی بیمارگون او را تحریک و به واکنش وادارد.

در میان عواملی که ترامپ -این نماد زنده امپریالیسم- را ناکام، سرخورده و تحقیر می‌کند، مایلم به یک خصیصه مهم در جامعه ایرانی اشاره کنم: شهادت‌خواهی. این ویژگی در کلام رهبر_شهید، فراتر از عشق و علاقه شخصی به شهادت، معرف بخشی از هویت جامعه ایرانی است: «شهید و شهادت از جمله چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته می‌کند و رتبه هویّت ملّی را بالا می‌برد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها ... عظمت پیدا کرد» و نیز «شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.»

هم‌چنین، بیان تاریخی و ماندگار سردار شهید قاسم سلیمانی بزرگ که «ما ملت شهادتیم»، هم‌چنان طنین‌انداز است.

آن‌چه سرنوشت جنگ_تحمیلی و دفاع مقدس این روزها را رقم می‌زند، سرسختی ما در برابر زورگویان و بیدادگران است. در منطق مستکبرانه «صلح از طریق قدرت» اعمال خشونت و جنایت هر چه بیشتر، به تسلیم و انقیاد می‌انجامد، اما نه برای آنان که از مرگ برای خود زره دوخته‌اند و به شهادت مشتاقند. ما که در تاریخ، ملتِ دفاع از خود بوده‌ایم، در برابر حکومت‌های برآمده از غارت‌گری و نسل‌کشی، تن به مذلت نمی‌دهیم. پیروز نبرد در «این میدان‌های شرف و خون»، ملتی است که کشته‌گان خود را بر روی سر می‌گذارد و بر سر دست می‌گیرد، نه دولتی که تلفاتش را انکار می‌کند و گردن نمی‌گیرد. این رزمگاه، عرصه نبرد ملت شهادت است با دولت ترور.

دکتر محمدمهدی یوسفی

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha