کد مطلب: 145307
۱۴ فروردین ۱۴۰۵، ۶:۳۰
مهدویت، برنامه زیست روزمره شیعه

دریافت رایج از مهدویت به عنوان نقطه‌ای پایانی در تاریخ سیاسی و اجتماعی شیعه است که به مثابه خط افق، ظرفیت های متعددی در تنظیم و ارتقای زندگی ما دارد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، دریافت رایج از مهدویت به عنوان نقطه‌ای پایانی در تاریخ سیاسی و اجتماعی شیعه است که به مثابه خط افق، ظرفیت های متعددی در تنظیم و ارتقای زندگی ما دارد. در عین حال گاه تصور می‌شد برخی از آموزه‌های مرتبط با آن، مثلا تقیه، امروزه و یا حداقلّ در بوم جمهوری_اسلامی کمتر موضوعیت دارد. اینک در بحبوحه جنگ جهانی استکبار علیه ایران، شرایط به گونه‌ای "تکرار تاریخ" است که حتی متن ادعیه ی مرتبط با امام زمان گویی از نو صادر می‌شوند.

برای مثال به دعای موسوم به دعا در زمان غیبت که توسط نایب اول بیان شده، توجه فرمایید. در این دعا یکی از درخواست های ما این است:

«ای خدا مرا صبر و شکیبایی ده در امر غیبت آن حضرت که آنچه را تو تأخیرش خواهی من تعجیل آن نخواهم و آنچه تو تعجیل آن خواهی من تأخیرش نطلبم و آنچه تو مستور میداری کشف آن نخواهم و آنچه امر به کتمان و نهان داشتن فرمودی بحث در آن نکنم و در تدبیر امور عالم با تو تنازع نکنم و هرگز چون و چرا نکنم و نگویم چه شده‌است که ولی امر امام غایب ظاهر نمی‌شود در صورتی که هم اکنون زمین پر از جور گردیده است»

در اینجا شیعه منتظر دعا می‌کند خداوند به او صبر و پذیرش آنچه "تأخیر بی دلیل" به نظر می‌رسد، اعطا کند. در حالی که حتّی بر حسب ظاهر استدلال او درست به نظر می رسد: زمین پر از ستم شده!

در ایامی که منتظر معرفی رهبر سوم پس از شهادت رهبر عزیز انقلاب بودیم، این عبارت آموزه ای حیّ به نظر می‌رسید: اینکه علی‌رغم اینکه ظاهرا ادله ی صحیحی در دست داری، صبر کنی و به تصمیمی که دلایل آن روشن نیست احترام بگذاری. اهمیّت این موضوع بعدتر و با استمرار پدیده‌ی وقیحانه ترور مسئولین رسمی جمهوری اسلامی، روشن‌تر نیز شد. با این همه هنوز به نظر می‌رسد ما نیازمند مرور درس‌های غیبت هستیم. بی آنکه بخواهیم شرایط رهبر سوم انقلاب اسلامی یا سایر مسئولین را با امام‌زمان و به خصوص اوصاف ایشان مقایسه کنیم که لایقاس بآل محمد احد. با این همه می‌توانیم با کمک شرایط فعلی، حکمت غیبت و عظمت حافظان میراث شیعه طی قرنها خفقان، ترور و اتحاد دشمنان علیه این جریان مظلوم و مقتدر را درک کنیم. از سوی دیگر مرور این حماسه‌ی نورانی یاریگر ما در این لحظه از تاریخ شیعه در جهان است.

بی صبری برخی از دوست داران انقلاب اسلامی، پرسش‌های مکرر ایشان درباره زمان دیدار با رهبر جانباز، این پرسش که چرا در فلان مراسم حاضر نمی‌شود یا برای فلانی پیام تسلیت صادر نمی‌کند و... نشان از ضعف ما در عبرت از گذشته نزدیک و نیز تاریخ پرخطر شیعه است.

درس دوم: توان هماهنگی با رهبری که نمیبینی

یکی از توفیقاتی که در ادعیه ی غیبت طلب می‌کنیم، یاری امام غایب است:

«ای خدا ما را بر طاعتش قوی بدار و بر متابعتش ثابت قدم گردان و ما را از حزب او و از یار و یاوران آن حضرت و راضی و خشنودان به فعل آن بزرگوار قرار ده»

بدین ترتیب شیعه در طول قرون متمادی با رجوع به این موارد، تکلیف خود را تشخیص می داد:

- میراث موجود از گذشته در قالب روایات و البته در صدر معارف، قرآن

- آنچه در تاریخ شیعه، به خصوص از عصر امام صادق علیه‌السلام به بعد به سازمان وکالت موسوم شد و در واقع شبکه‌ای ارتباطی و ساختارمند در حفظ ارتباط شیعیان دور و نزدیک با ائمه اطهار بود. حیاتی ترین دوره فعالیت این سازمان، در عصر غیبت صغری بود.

- در عین وجود سازمان وکالت که بعدا به آن مفصل‌تر می‌پردازیم، تلاش ائمه این بود که شیعیان بیاموزند بدون رجوع مکرر به امام، امور خود را مدیریت کنند. به تعبیری سازمان فقاهت و علمای شیعه، این مسئولیت را به انجام می رساندند.

بدین ترتیب تاریخ شیعه، سرشار از موقعیت‌هایی است که دسترسی به رهبر الهی قطع یا بسیار دشوار بوده ولی حیرت و رکودی رخ نداده است. هرچند وضعیت کنونی ما از بسیاری جهات با شرایط مذکور، مشابه نیست ولی درس‌های ارزشمندی دارد. اگر به واقع پرسشی اساسی یا حل نشده داریم، باید دانست انقلاب اسلامی مفتخر به بهره‌مندی از معارف نورانی قرآن و روایات است. در عین حال میراث متأخر انقلاب، بیانات و رویه امام خمینی(ره) و ده‌ها تذکر و تبیین رهبر انقلاب، دستورالعمل روشن و واضح ما در این روزهاست، خاصه آنکه در جنگ_دوازده_روزه ما یک بار دیگر این روزها را زیسته ایم و اینک بیانات رهبر_شهید، پاسخ پرسش‌های ما را فراهم می‌کند. نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی، مقامات مسئول در ساختار حاکمیّت هستند. هم‌چنین انسان انقلاب اسلامی در پرتو مطالعه ی تاریخی و آگاهی سیاسی و دینی، به توان مدیریت مستقلی می‌رسد که تنها شمه‌ای از آن اینک در خیابان‌ها و توسط عادی‌ترین ایرانیان مجاهد در جریان است.

درس سوم: سازمان وکالت، هم متشکل از انسان ها است.

ممکن است این اعتراض مطرح شود که نایبان و وکلای ائمه، انسان‌هایی برگزیده و خاص بودند و قابل مقایسه با مسئولین جمهوری اسلامی نیستند!

هرچند وکلا و سفیران امامان طبعا باید در حدّ مأموریت الهی و بی‌نظیر ایشان باشند، ولی جالب است بدانیم اتفاقا سازمان وکالت هم بری از خطا و اشتباه نبود. ولی احتمال وقوع خطا و حتی موارد بدتر یعنی انحرافات مالی، اخلاقی و عقیدتی هرگز سبب نشد ائمه از این روش چشم پوشی کنند.

آیا می‌دانید بنیان گذاران مکتب واقفیه، وکلای امام کاظم بودند و به طمع ثروت اندوخته شده از وجوهات شرعی مردم، امامت امام هشتم را انکار کردند؟ خطاپذیری انسانی هرگز سبب نشد شیعه اصل منطقی "سلسله مراتب" را در مراجعات خود نادیده بگیرد واصرار کند من باید با والارتبه ترین مسئول و به شکل مستقیم مرتبط شوم.

اگر شیعیان مقدم بر ما در زمان و ایمان، به سازمان وکالت اعتماد نمی‌کردند، چه بر سر میراث شیعه در کشاکش شمشیرها و اختناق و توالی خطرات می آمد؟

درس چهارم: تقیه و کتمان سرّ

متأسفانه علی‌رغم اینکه پدیده ترور، نفوذ، تکنولوژی‌های جدید جمع‌آوری اطلاعات و اذعان دشمنان به انواع و اقسام جاسوسی های مدرن و سنّتی، واضح و آشکار است؛ هم‌چنان شاهد این هستیم که ساده‌ترین نکات مورد توصیه، اجرا نمی‌شود. این آسیب در میان علاقمندان به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ناگوارتر است. هم‌چنان برخی از ما درباره انفجارها در گروه‌های مجازی و تماس‌های تلفنی سؤال می‌کنیم، نظر می‌دهیم، تصویر منتشر می‌کنیم و... برخی از نزدیکان شخصیت‌ها به راحتی درباره موفقیت و چگونگی ترورها سخن پراکنی می‌کنند و متوجه عواقب عمل خود نیستند.

آموزه سنتی تقیه، قرنها شیعیان عادی و والارتبه در دستگاه ولایت را حفظ می‌کرد و امروز ما به گونه‌ای که شایسته آن است، ایفای نقش نمی کنیم. این اصرار بر حفظ اسرار چنان بود که حتی سفیر سوم، حسین بن روح نوبختی علاقمند به خلفای سه گانه تلقی می‌شد! عملکرد ما می‌تواند آمادگی ما برای ظهور حضرت صاحب را نشان دهد. در این خصوص توجه به ماجرای دستگیری و شهادت یکی از وکلای امام صادق، معلّی بن خنیس که انسانی بزرگ و ارجمند بود، جالب توجه است. امام صادق پس از شنیدن خبر شهادت او فرمود«خداوند معلّی را رحمت کند. من منتظر چنین امری بودم زیرا او سرّ ما را فاش می‌کرد و کسی که دشمنی ما می کند و به جنگ ما برمی‌خیزد، زحمتش برای ما بیشتر از کسی نیست که سرّ ما را فاش می‌کند...»

مراقب باشیم زحمت ما برای جمهوری اسلامی بیش از دشمنان آن نشود!

منبع: سازمان وکالت، محمدرضا جباری ۱۳۹۳

دکتر زهرا داورپناه

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha