اگر تا پیش از این در باب فرهنگ عومی گفته میشد، فرهنگ، آن چیزی است که در زندگی روزمره، مردم آن را زیست میکنند، امروز در باب اقتصاد، سیاست، نیروی دفاعی و اساسا هر مقوله اصلی دیگر، شاید باید یک فرض عمومی و عامه پسند اضافه کنیم.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، اگر تا پیش از این در باب فرهنگ عومی گفته میشد، فرهنگ، آن چیزی است که در زندگی روزمره، مردم آن را زیست میکنند، امروز در باب اقتصاد، سیاست، نیروی دفاعی و اساسا هر مقوله اصلی دیگر، شاید باید یک فرض عمومی و عامه پسند اضافه کنیم. جنگ نشان داد مردم راه حل اصلی هستند. این شبها که به خیابان نگاه میکنیم، در آن همه چیز وجود دارد، شور، معرفت، همدلی، سیاست، خانواده و... . مدام با خودم فکر میکنم چطور میتوان همه این زیبایی ها را از کف خیابان جمع کرد و در شریانهای اصلی این مقولات اصلی، بطور اصیلی تزریق کرد؟ روشن است که خیابان نمیتواند همیشه اینقدر پر هیاهو بماند، اما چطور میتوان این اصالت را دائمی کرد؟ این فقط یک سؤال است، برای نزدیک شدن به پاسخ، مفاهیمی که از این شبهای خیابان به ذهن میرسد، تقدیم میشود.
تشتت و بی نظمی: ما همیشه در علم، دنبال مقوله بندی هستیم، اما در خیابان درست بر خلاف این نظم، یک بینظمی عجیب وجود دارد و در عین حال، روندها مختل نمیشود. این روزها دیدهایم؛ بلندگوهای شعارگویی که وقتی به موکب های سخنرانی میرسند، صدای شان را آرام میکنند و خطیب هایی که سخنرانی خود را قطع میکنند و همراه با بلندگوها شعار میدهند. بچههای کوچکی که در انبوه جمعیت گم نمیشوند، پرچم هایی که به هم گره نمیخورند و هزاران جمع امور متضاد دیگر.
سرازیری معنا: هر یک از این اقداماتِ به ظاهر متشتت، سرشار از معنا هستند، معنایی که مقصود و مورد اراده جدیِ صاحب آن رفتار است، به طوری که اگر از هر یک از افراد، کودک تا بزرگ در مورد تک تک رفتارهای شان سؤال کنیم، مانیفستی از معانی بسیار عمیق را ارائه میدهند.
روایتِ از آنِ خود: به دلیل این مشارکت مستقیم در سر صحنه، هر کسی هر شب را میتواند با زبان خود، روایت کند، به گونهای که سهم معتنابهی را در شکل دهی آن تصویر داشته است. آنها احساس میکنند مورد محاسبه جدی قرار گرفتهاند و مسئولیت مهمی از جنگ را بر عهده دارند؛ واقعیتِ غیر قابل انکار.
مرجعیتِ عمومی: این فاعلیت و ساخت معنا، بدون نیاز به کسب اجازه و هماهنگی های رسمی و بروکراتیک صورت میگیرد. یک مادر مسیحی که لقمههای کوچکی را توزیع میکرد، از افراد می پرسید، من مسیحی هستم آیا از دست من لقمه میخورید؟
شور و هیجان: میدان، همیشه همراه هیجان و عاطفه است، این بخشی لاینفک از هویت انسانی است که در ساختار، حذف میشود اما وقتی صحبت از کف خیابان باشد، آدمی با تمام ابعاد خود وارد میشود.
دست کردن در جیب همدیگر: در روایتی هست که از حضرت سؤال فرمودند چرا ظهور رخ نمیدهد؟ فرمودند در آخرالزمان مردم دست در جیب همدیگر میکنند، شما اینگونه اید؟ در این روزهای خیابان، مردم داشتههای خود را با هم به اشتراک میگذارند، از دادنِ صندلی خود به دیگری، تا توزیع خوراکی و... . اساسا بذل مال و منفعت مادی، یکی از عناصر بقای عقیده است، نه صرفا از این باب که هر امری، نیازمند پشتوانه اقتصادی است، بلکه بذل، نفس را مهیای عبور از انانیت میکند.
رشد سریع: در این توافق و همدلی و همراهی، منحنی رشد، سرعت مییابد، معنایی که سالها طول میکشید تا در اذهان شکل بگیرد، به سرعت تولید و پخش میشود، در قالب شعار، سخنرانیها، پیامها و گفتگوهای رو در رو.
از بین رفتن طبقه بندی ظاهری: مسئولین، سخنرانها، مداح ها و سایر شخصیتهایی که برای دیدن شان باید زمان و مسافت طی می شد، اکنون در خیابان کنار همه آدمهای به ظاهر بی نام و نشان، راه میروند.
عقلانیتِ سلیم: با اینکه در خیابان خبری از تحلیلهای پیچیده نیست، اما خیابان به شدت، درست عمل میکند، زیرا بی واسطه و دقیق میبیند، خودش ماجرا را رصد میکند و دیگر منتظر اظهار نظر نمیماند. سیاست، فرهنگ و حتی دانش اقتصادی و نظامی در نبض خیابان موج میزند. پیرمردهایی که دیگر میدانند، بستن تنگه هرمز چه مزایای اقتصادی دارد و مادربزرگ هایی که میدانند حمله زمینی به نفع ایران خواهد بود. این سیاست و اقتصاد عمومی است که تحمل این خسارات مالی و فشارهای سیاسیِ جنگ را، تاب میآورد.
در نهایت سؤال اینست که چگونه پس از فتح، این خط ربط به خیابان حفظ شود. نظم ساختاری و نهادی، هر چند در سر صحنه دیده نمیشود، اما ضرورت پیشینی دارد، بایستی ساختاری باشد تا زمینه این بروز و ظهورات مهیا گردد، اما باید مقومات این حضور خیابانی در تمام ابعاد فرهنگی و سیاسی و... دیده شود؛ از بین رفتن واسطهها در فهم، بها دادن به شور و عاطفه انسانی، اعتقاد به مکانیسم تولید شناخت در بطن روابط عادی، حضور مقامات معنوی و اداری در میان مردم، پرهیز از نظم ساختاری سنگین، اعتماد و احترام به عقلانیت عمومی، عمل بر اساس روایت های مردمی و... میتواند مؤثر باشد. حتی شاید بتوان حضور در خیابان را به عنوان نمادی به یادگار از این روزها داشت، هیأتهایی که در خیابان موکت و پشتی بگذارند، مسئولینی که در خیابان با مردم به تعامل بپردازند و... .
مردمی که این روزها همه چیز خود را به خیابان آوردهاند، شایسته بهترینها هستند، حتی اگر آنان با خدا معامله کرده باشند و چشمداشتی نداشته باشند، شرافت آن است که همیشه به آنها فکر کرد تا مصداق کریمه ۲۴ و ۲۵ ابراهیم ذیل گردیم:
الَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ
یادداشت این مفاهیم ادامه دارد...
دکتر زهرا شریف
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما