دنیل فوکس هنرمند و نقاش فرانسوی نوشته است: «ایران امید دنیاست. تا وقتی که اسرائیل دیگر وجود نداشتهباشد و آمریکا از منطقه اخراج شود، نباید دست بردارند. این یک نبرد برای بشریت است. تمام آینده ما به ایران وابسته است.»
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، این یک پیام ایتایی نیست، آرزوی یک هنرمند فرانسوی است، فرانسه ای که همیشه به انقلابش فکر میکردم. به قول استادمان که میگفت تفاوت انقلاب فرانسه، آگاهیِ مردم نسبت به آنچه اتفاق میافتد در حین انقلاب بود. "ایران اکنون مساوی با آینده روشن است" و ما باید این آگاهی را در وجود خود با خط طلا بنویسیم. آری امید و آینده جهان، در گرو این مقاومت است.
چند مفهوم تقدیم میشود:
یادآوری گذشته قابل استفاده: در یکی از یادداشتهای کاربران خارجی آمده بود: "آنها همهاش ایران را به عنوان یک حکومت اشتباه میگیرند، در حالی که ایران فقط یک حکومت نیست، ایران یک تمدن است، با رشتههای عصبی از فولاد و حافظهای کهنتر از امپراتوریهای آنها (غربیها). تو نمیتوانی مردمی که پادشاهان و مهاجمان و تحریمها و دروغها را دفن کرده اند، بترسانی، تو فقط به آنها یادآوری میکنی که کی هستند". این تمدن پرفراز و نشیب ایرانی، درسهای بسیاری از موفقیتها و اشتباهات برای استفاده در امروز دارد.
تفکیک قوا به سبک مدرن و اتحاد قوا به سبک اسلامی: از ویژگیهای دولت های مدرن، تفکیک قواست. در ایران هر چند این امر رخ میدهد، اما با ذوب آن در اندیشه ولایت_فقیه، این تفکیک به نوعی اتحاد در عین به رسمیت شناختن میانجامد. اندیشه ولایت فقیه ظرفیت بزرگی است که چونان حس مشترک در همه مسئولان و مردمان ایران تنیده میشود و در کنار عزم های انسانی با اراده الهی عجین می شود و البته میزان بروز و ظهور این نعمت، به خواست و استعداد مردم بستگی دارد. این شیوه جدیدی از حکمرانی است؛ نه صرفا طولی و نه صرفا عرضی. در این نگاه همه اتفاقات در کنار هم، کامل کنندهاند، یکی دیگری را ظاهر و آن دیگری بقیه را کامل میکند.
فراتر از تاب آوری برای بقا: مردم ایران اکنون فقط برای بقا، این همه رنج را تحمل نمیکنند، آنها برای همه اتفاقات خوبی که آن را حق جهان و کشور خودشان میدانند، به میدان آمدهاند؛ امنیت، پیشرفت، عدالت، انسانیت، اعتقاد و... . اینست که چشم همه آزادگان جهان به ایران است.
عبور از شخصیت محوری به جمع محوری: در اول جنگ که با شهادت قائدمان و فرماندهان بسیاری، مواجه شدیم، زانوانمان لرزید، اما سست نشد و کمر خم نکردیم. ما شنبه صبح فهمیدیم ساعتهاست که نفرات اول کشور آسمانی شدهاند ولی ما استوار مشغول نبرد با ابرقدرتهای جهان هستیم. فهیمیدیم هرچند تک تک آن نفسهای زکیه، ذخایر معنایی و تاریخی ما بودند، اما ما جمعیتیم. آری "زدن سر افعی" البته به قول دشمنان، در ایران جواب عکس داد، همه ما خامنهای و موسوی شده بودیم. اندیشه ولایت، امام را در شریان های اصلی آدمی جاری میکند.
گمنامی: یکی از اعجاب های این جنگ، بروز شخصیتهای گمنام است؛ از رهبری، هیچ صوت و تصویری در رسانه نبود، ما پیش از این هیچ گاه نام تنگسیری و سیدمجید موسوی و ... را نشنیده بودیم. این شاید یک استراتژی باشد که مسئولین آگاهانه به کار گرفته بودند تا دشمن همه دارایی ما را شناسایی نکند، اما حتی در این صورت، اینکه این گمنامان تا این میزان با میدان و اقتضائات عینی آگاهند، بسیار دلچسب است. روی الهیاتی این ماجرا نیز البته دلچسب تر که "تعز من تشاء و تذل من تشاء".
رفق، حلقه مفقوده انسانیات: ما اوصاف خلقی را صرفا امور انتزاعی میپنداریم که وجود و عدم شان در حد تأثیر بوییدن شاخه گلی است. اما این امور، نفس الامر وجودی داشته و دارای تأثیرات واقعی و خارجی اند. رفق، چیزی بیش از انسجام است، مصلحت جویانه نیست و از حاق نفس و با اراده جدی برمیخیزد. در این جنگ، رفق میان مردم با یکدیگر، مسئولین با رهبری و همه اضلاع این اتفاق بزرگ، از اراده وجودی برخاسته بود و این شد که چنین اثری عالمگیر بر جای گذاشت. جایگاه خلقیات انسانی برپایه اندیشه اسلامی، میتواند علوم انسانی جدیدی را علاوه بر اجتماعات انسانی، در حکمرانی الهی شکل دهد.
تفکر تلمودی: صهیونیسم به دنبال برتری و سروری بر همه عالم است، او با ایده قوم برتر، حتی میان اروپاییان و آمریکاییان نیز، قوم اخراج شده محسوب میشود. این در حالی است که اعتقاد ما پیروزی مستضعفین است؛ آنانکه ظلم نکردند و بد نخواستند. اینست که ما امید دنیاییم و رژیم غاصب، منفور جهان.
دیاسپورای دلبسته: همه ما شنیدیم و یا دوستانی در خارج از ایران داریم که یا از سر نارضایتی و یا با دلایل موجه از ایران رفته اند ولی اکنون می خواهند در این لحظات سخت، در وطن خود نفس بکشند. این مهاجرت معکوس، دنیا را متعجب کرده است. این سرمایه را باید دریافت، حتی اگر برای اصلاح برخی اشتباهات شان هم ما هزینه بدهیم و هم خود آنها. آنها و تجربیات بین المللی شان به اضافه توانمندی های فردی، با همه فراز و فرودها، می تواند به فضای فرهنگی بیفزاید.
سوره فتح: در کنار همه این مفاهیم مرتبط با جامعه جنگی، این سوره_فتح است که دست ما را گرفته و گام به گام پیش می برد. فتح مبینی که با غفران ذنب های ما رخ می دهد و سکینه ای که همراه با ایمان در قلوب مومنین مینشیند و جنود آسمانی و زمینی الهی که به یاری ما آمدهاست. منافقین و مشرکینی که با بدگمانی به خدا از دایره این نعمت خارج و به غضب الهی وارد میشوند. قوم اعرابی که قسم میخورند و میشکنند. آری ما تحت شجره با صاحب امرمان بیعت کردیم و تا آخرین قطره بر همان عهد خواهیم ایستاد تا حمیت جاهلی از بین برده شود و الگوی اشداء علی الکفار و رحماء بینهم، تمدن اسلامی را به تصویر کشد.
و در نهایت این باران الهی است که سر و روی کشورمان را شستشو میدهد و آسمان را برای ما صاف میکند تا خورشید رحمت الهی، درخشان تر از همیشه بر ما بتابد تا مصداق کریمه پایانی سوره فتح گردیم:
"کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ" وجودشان چون زراعتی است که جوانههای خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه هایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طوری که دهقانان را [از رشد و انبوهی خود] به تعجب میآورد تا خدا به وسیله [انبوهی و نیرومندی] مؤمنان، کافران را به خشم آورد.
یادداشت این مفاهیم ادامه خواهد داشت...
دکتر زهرا شریف
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما