انسجام اجتماعی و هم‌هدفی خانوادگی؛ سازوکاری برای مهار آسیب‌های اجتماعی زنان و خانواده در شرایط بحران

یکی از مفاهیم کلیدی که در تبیین پایداری یا آسیب‌پذیری جوامع مورد توجه قرار می‌گیرد، «انسجام اجتماعی» است.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، یکی از مفاهیم کلیدی که در تبیین پایداری یا آسیب‌پذیری جوامع مورد توجه قرار می‌گیرد، «انسجام اجتماعی» است. انسجام اجتماعی به معنای وجود پیوندهای اعتماد، تعلق و همبستگی میان اعضای جامعه است؛ وضعیتی که در آن افراد خود را بخشی از یک کل اجتماعی معنادار می‌دانند و نسبت به سرنوشت یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند. در شرایط بحران‌های فراگیر—اعم از جنگ، تهدیدهای امنیتی یا سایر وضعیت‌های اضطراری—این سرمایه اجتماعی کارکردی دوچندان پیدا می‌کند و به یکی از مهم‌ترین عوامل مهار آسیب‌های اجتماعی تبدیل می‌شود؛ به‌ویژه در حوزه خانواده و در ارتباط با زنان.

خانواده در چنین شرایطی، هم‌زمان با افزایش فشارهای اقتصادی، روانی و عاطفی، با خطر تشدید برخی آسیب‌های درون‌خانوادگی نیز مواجه است. با این حال مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که در موقعیت‌هایی که انسجام اجتماعی و احساس همبستگی جمعی تقویت می‌شود، بسیاری از این آسیب‌ها نه تنها تشدید نمی‌شوند بلکه در مواردی کاهش نیز می‌یابند. تبیین این پدیده را می‌توان در چند سازوکار اجتماعی و روانی جست‌وجو کرد.

نخستین سازوکار، شکل‌گیری «هم‌هدفی جمعی» در سطح خانواده است. در شرایط عادی، بخش قابل توجهی از تعارضات خانوادگی حول مسائل خرد روزمره شکل می‌گیرد؛ موضوعاتی که در فضای زندگی عادی می‌توانند به منبع تنش، فرسودگی ارتباطی و تعارض‌های بین‌فردی تبدیل شوند. اما در شرایط بحران، خانواده‌ها به طور طبیعی در چارچوب یک هدف کلان مشترک—عبور از بحران، حفظ ثبات خانواده و مشارکت در پایداری اجتماعی—تعریف می‌شوند. این هم‌هدفی، کارکرد مهمی در بازتنظیم اولویت‌های ذهنی اعضای خانواده دارد و سبب می‌شود بسیاری از موضوعات تنش‌زا اهمیت خود را از دست بدهند. در واقع، وجود یک هدف بزرگ‌تر، افق معنایی جدیدی برای روابط خانوادگی ایجاد می‌کند که در آن تعارضات خرد به حاشیه رانده می‌شوند.

سازوکار دوم به افزایش «کنش مشترک خانوادگی» مربوط می‌شود. نظریه‌های جامعه‌شناسی خانواده نشان می‌دهد که هرچه سطح کنش‌های مشترک میان اعضای خانواده بیشتر باشد، انسجام درونی خانواده نیز تقویت می‌شود. در شرایط بحران، ضرورت مدیریت منابع، حمایت عاطفی متقابل و تصمیم‌گیری‌های جمعی باعث می‌شود اعضای خانواده در فعالیت‌ها و مسئولیت‌های مشترک بیشتری درگیر شوند. این کنش مشترک، به تقویت حس مشارکت و هم‌سرنوشتی میان اعضای خانواده منجر می‌شود و فضای روابط خانوادگی را از الگوی تعارض‌محور به الگوی همکاری‌محور تغییر می‌دهد. در چنین فضایی، زنان—که اغلب محور مدیریت عاطفی و ارتباطی خانواده هستند—نقش مهمی در حفظ هماهنگی و سازمان‌دهی روابط خانوادگی ایفا می‌کنند.

سومین سازوکار را می‌توان در چارچوب نظریه «سرمایه اجتماعی» توضیح داد. افزایش انسجام اجتماعی در سطح جامعه به تقویت شبکه‌های حمایتی در سطح خرد می‌انجامد. فعال شدن روابط خویشاوندی، همسایگی و شبکه‌های غیررسمی حمایت اجتماعی موجب می‌شود فشارهای روانی و معیشتی خانواده‌ها در میان شبکه‌ای از روابط اجتماعی توزیع شود. این شبکه‌ها برای زنان اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا زنان در بسیاری از موارد بیش از دیگر اعضای خانواده از حمایت‌های عاطفی و اجتماعی این شبکه‌ها بهره می‌برند. تقویت چنین شبکه‌هایی می‌تواند از بروز یا تشدید آسیب‌هایی مانند اضطراب شدید، فرسودگی روانی یا تعارضات درون‌خانوادگی جلوگیری کند.

از سوی دیگر، انسجام اجتماعی سطح «نظارت اجتماعی غیررسمی» را نیز افزایش می‌دهد. در جوامعی که همبستگی اجتماعی تقویت می‌شود، حساسیت جمعی نسبت به وضعیت دیگران افزایش می‌یابد و نوعی مراقبت اجتماعی متقابل شکل می‌گیرد. این نظارت اجتماعی نرم، یکی از عوامل مهم در مهار رفتارهای آسیب‌زا در محیط خانواده محسوب می‌شود؛ زیرا افراد در شبکه‌ای از روابط اجتماعی قرار دارند که در آن مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی اجتماعی تقویت می‌شود.

در نهایت، انسجام اجتماعی با تولید و بازتولید «روایت جمعی امید و پایداری» نقش مهمی در حفظ سلامت روانی خانواده‌ها ایفا می‌کند. در شرایط بحران، فضای روانی جامعه می‌تواند به‌سرعت تحت تأثیر احساس ناامنی، اضطراب و بی‌ثباتی قرار گیرد. اما زمانی که همبستگی اجتماعی فعال است، روایت غالب اجتماعی از جنس همکاری، همدلی و مقاومت جمعی شکل می‌گیرد. این روایت اجتماعی، به‌ویژه برای زنان که نقش محوری در تنظیم هیجانی خانواده دارند، منبعی مهم برای تقویت تاب‌آوری روانی محسوب می‌شود.

بر این اساس می‌توان گفت که انسجام اجتماعی در شرایط بحران نه تنها یک پدیده اخلاقی یا ارزشی، بلکه یک سازوکار اجتماعی مؤثر برای مهار آسیب‌های خانواده است. هم‌هدفی خانوادگی، افزایش کنش مشترک، تقویت شبکه‌های حمایتی و ارتقای نظارت اجتماعی غیررسمی، مجموعه‌ای ازفرایندهایی هستند که در بستر انسجام اجتماعی فعال می‌شوند و می‌توانند از گسترش بسیاری از آسیب‌های اجتماعی در حوزه زنان و خانواده جلوگیری کنند. در چنین شرایطی، خانواده از یک واحد آسیب‌پذیر به یک هسته مقاوم اجتماعی تبدیل می‌شود؛ هسته‌ای که توانایی بیشتری برای مدیریت فشارهای بحران و حفظ پایداری اجتماعی خواهد داشت.

دکتر سمیه حاجی‌اسماعیلی

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha