داغت دشنه ای بود که در این چهل روز هر لحظه بیشتر در قلبمان فرو رفت، مثل قطره اشکی گرم از چشم تاریخ فروغلتیدی و سوزاندی، آنقدر دلمان تنگ است برای صدایت، خندههای نمکینت، اشکهای روضههایت که احساس میکنیم جگرمان تفت خورده است از این همه رنج فراق.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، رشته جبال اقتدار ما، دریای مهربانی ما، کتاب دانش ما، تاریخ شرف ما، جغرافیای ملیت ما کجایی پدر!
چقدر افسوس میخورند کسانی که تا لحظه شهادتت مهر تو را به دل نداشتند و زمانی محبت تو در دلشان خانه کرد که دیگر نداشتندت، چقدر افسوس میخوریم ما که چرا دیگر نداریمت تا به کوه استوار وجودت تکیه بزنیم، شعر بگوییم، کتاب بنویسیم، افتخارنامه شهدا و مادرانشان را تحریر کنیم، اختراع کنیم، علم بیافرینیم، صنعت بسازیم و مدام به ایرانی بودن و مسلمان بودن خود عشق بورزیم و افتخار کنیم. تو رهبر عمران آبادانی ایران بودی، تو رهبر عزت شیعه بودی، تو رهبر امت قوی بودی و تو رهبر دلهای بیدار جهان بودی... اما افسوس که برای تک تک شاه کلماتت و شاهکارهای رهبری ات طعنه شنیدی. تو طعنه شنیدی ما سوختیم، ما سوختیم تو صبر کردی و گفتی من همه مردم ایران را دوست دارم چه بدانند چه ندانند. با این همه خوبی تو به ساحل شناخت ولیالله نزدیک شدیم و با خود گفتیم چه خوب است امام آخرین، کاش بیاید و ببینیم فرزند زهرا علیهما السلام چه اقیانوس کرامتی است. خدایت رحمت کند، با یاد تو تا فتح پایانی.
سرکارخانم فریبا علاسوند
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
انتهای پیام/
نظر شما