مدیر حوزه علمیه خواهران استان ایلام در یادداشتی با اشاره به سالروز پیوند آسمانی حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علی علیه السلام، بازخوانیِ این الگوی ماندگار را فراتر از یک یادبود، ضرورتی برای امروز ما دانست.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، در یادداشت از من تا ما؛ هندسۀ آرامش در یک پیوند، به قلم حجت الاسلام والمسلمین حسین تمرخانی، مدیر حوزه علمیه خواهران استان ایلام در باب درنگی در دکترینِ خانواده در سیرهی علوی و فاطمی آمده است:
در روزگاری که پیوندها غالباً بر پایهی سهمخواهی بنا میشوند و نهاد خانواده گاهی به میدانِ تعارضِ منیتها بدل میگردد، بازخوانیِ این الگوی ماندگار، فراتر از یک یادبود، ضرورتی برای امروز ماست. این یادداشت، مروری است بر اصولی که یک خانه را به کانونِ ثبات و آرامش تبدیل میکند.
۱. هجرت از «من» به ساحتِ «ما»
بزرگترین بحرانِ رابطههای امروز، تورمِ «من» است. در مکتبِ این پیوندِ نورانی، قاعده بر عبور از خود است. ایثار در اینجا نه یک فداکاریِ احساسی، بلکه یک انتخابِ آگاهانه برای رسیدن به شکوهِ یگانگی است. آنگاه که دو اراده، بهجای اعمالِ قدرت بر یکدیگر، رو به سوی یک حقیقتِ واحد کنند، افقهای رشد و تعالی نمایان میشود.
۲. حریمی که جغرافیایِ امنیت است
شگفتانگیزترین توصیفِ این پیوندِ متعالی، در حقیقتِ تسکین نهفته است؛ آنگونه که علی (ع) میفرمود: «با نگریستن به فاطمه، غمها و اندوههایم رخت میبست...» در این نگاه، خانه صرفاً یک بنای فیزیکی نیست؛ یک مأمنِ استوار است. سرزمینی است که در مرزهایش مجالی برای داوری نیست و هیچ جراحتی، بیپناه نمیماند. خانهای که در آن، نگاهِ همسفران، مرهمِ خستگیهای بیرون از خانه است.
۳. برکتی در اقلیمِ فرهنگِ تعلق
ماندگاریِ یک پیوند، در گروِ ساختنِ یک فرهنگِ مشترک است. فرهنگِ تعلق یعنی ریشه داشتن در وجودِ دیگری، بیآنکه حریتِ او سلب شود. ثمرهی این فرهنگ، تربیتِ نسلهایی است که در هوایِ یقین و ثبات قد میکشند. اصالتِ زندگی در وسعتِ بنا نیست، بلکه در عمقِ فهمِ متقابل و ساختنِ آیینی است که در آن، هر خستگی به آرامشی درونی میرسد.
۴. آرامش؛ ثمرهی پناه دادن
آرامش، حاصلِ تملک نیست؛ برکتِ پناهِ دیگری بودن است. اگر در میانِ داشتههایمان هنوز طعمِ غربت را حس میکنیم، شاید از آن روست که هنوز نیاموختهایم چگونه برای خستگیهای هم، ساحلِ اطمینان باشیم. سعادت، در خانهای جوانه میزند که در آن، هر دل برای دلِ دیگر مأمن باشد.
در نهایت، باید دانست که ارزشِ یک خانه به دیوارهایش نیست؛ به میزانِ آرامشی است که در آن جریان دارد. اگر امروز بیش از هر زمانِ دیگری در جستوجوی سکون هستیم، باید به این اصلِ ساده بازگردیم که خانه باید وطن باشد. خانهای ماندگار است که در آن، انسان تنها ساکن نباشد، بلکه فهمیده شود، حرمت ببیند و به اعتبارِ یک پناهِ امن، برای همراهانش ساحلِ اطمینان بسازد؛ چراکه هر پیوندی که نتواند برای خستگیها وطن باشد، هنوز به بلوغِ خویش نرسیده است.
نظر شما