امروزه ما درعینحال که نقش همسری را در خانه فیزیکی ایفا میکنیم، همزمان با یک لمس صفحه، در نقش یک معلم، کارمند یا مصلح اجتماعی با دنیای بیرون در تعامل هستیم.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، «نحوه ارتباط میان اعضای خانواده در دو دهه اخیر، تحتتأثیر توسعه شتابان فناوریهای نوین، در حال تغییر است. امروزه دیگر رسانههای اجتماعی صرفاً ابزاری برای گذران اوقات فراغت یا یک عنصر فرعی در حاشیه زندگی نیستند؛ بلکه به بستری بنیادین تبدیل شدهاند که سبک زندگی، روابط میان اعضای خانواده و حتی معنای سنتی «خانه» را بازتعریف میکنند.»
منصوره حجاری، دکترای علوم ارتباطات اجتماعی، پژوهشگر حوزه خانواده و فضای مجازی مهمان گزارش ماست تا خانههایی با مرز شیشهای را به ما نشان بدهد که با نوع تازهای از روابط و چالشها مواجهاند.

من در میان جمع و دلم توی گوشی است!
حجاری ادامه میدهد: «ما با پدیدهای مواجهیم که در مطالعات ارتباطی، از آن با عنوان خانواده شبکهای یاد میشود. برای درک این مفهوم، کافی است به تصویر رایج خانههای امروز نگاه کنیم: اعضای خانواده اگرچه در یک مکان فیزیکی، زیر یک سقف و حتی در کنار یکدیگر هستند، اما همزمان با اتصال به دستگاههای مختلف، با افراد و شبکههای بسیاری خارج از خانه ارتباط برقرار میکنند. برای مثال، درحالیکه تلویزیون در حال پخش یک برنامه عمومی است، پدر در حال مرور چتهای کاری در تلگرام، مادر در حال تماشای استوریهای اینستاگرام و فرزندشان در حال بازی آنلاین با دوستانی بیرون از خانه است. در واقع، در خانه شبکهای، هر فرد به مرکز یک شبکه ارتباطی مستقل، اختصاصی و فرامکانی تبدیل شده است که او را از جوّ فیزیکی خانه جدا میکند.»
وقتی گوشی، عضو سوم رابطههاست!
منصوره حجاری از دو پدیده نوین و پرتکرار در این فضا حرف میزند: «در این حال، خانواده دیگر یک واحد ارتباطی کامل نیست بلکه، جای خود را به جزیرههای ارتباطی مستقل داده است. طنز تلخ ماجرا آنجاست که اکنون با پدیدههای نوظهوری چون «تکنوفرانس» یا «فوبینگ» دستبهگریبان شدهایم.
تکنو فرانس به معنای نفوذ و مداخله دائمی فناوری در تعاملات چهرهبهچهره است. شکل ملموس این پدیده را وقتی میبینیم که زوجی پس از یک روز کاری طولانی، فرصتی برای گفتگو پیدا کردهاند؛ اما بهمحض به صدا درآمدن زنگ پیامک یا نوتیفیکیشن یک اپلیکیشن، رشته کلام قطع میشود و یکی از زوجین غرق در صفحهنمایش میگردد.
اما آسیب حادتر، رفتار «فوبینگ» یا همان بیتوجهی عینی به شریک زندگی به دلیل مشغولشدن با تلفن همراه است. نمونه ملموس فوبینگ در زندگی روزمره، موقعیتهایی است که همسر در حال تعریفکردن یک ماجرای مهم یا ابراز یک نیاز عاطفی است، اما طرف مقابل بدون اینکه چشم از صفحه گوشی بردارد، صرفاً با عبارتهای کوتاه مثل «اوهوم» یا «خب» پاسخ میدهد. این رفتار عینی، قویترین پیام غیرکلامی منفی را صادر میکند: «دنیای درونگوشی من، از حضور و کلام تو ارزشمندتر است».
خانههایی با مرز شیشهای!
«در گذشته، خانه مرز فیزیکی محکمی داشت که فرد با ورود به آن، کار و هیاهوی بیرون را پشت در میگذاشت اما در خانه شبکهای، مرزهای سنتی، مکانی و زمانی فروریختهاند. امروز ما درعینحال که نقش همسری را در خانه فیزیکی ایفا میکنیم، همزمان با یک لمس صفحه، در نقش یک معلم، کارمند یا مصلح اجتماعی با دنیای بیرون در تعامل هستیم. نمونه عینی آن، پاسخدادن به چتهای اداری طولانیمدت یا بررسی ایمیلهای کاری در اواخر شب است. این تداخل، باعث «ابهام در حضور» شده است؛ یعنی فرد جسماً در خانه است، اما روح و ذهنش در شبکه پرسه میزند.»
چالش گاو صندوق شخصی شما
حجاری معتقد است؛ چالش بزرگ امروز، ابهام در مرزهای خصوصی و عمومی است. برای مثال، وقتی یکی از زوجین اصرار دارد تمام جزئیات سفر، هدایا یا حتی بحثهای خانگی را برای جلبتوجه دنبالکنندگان (فالوورها) استوری کند، خلوت امن زناشویی مخدوش میشود. از سوی دیگر، رفتارهایی مثل پنهانکردن رمز عبور گوشی، برگرداندن صفحه تلفن همراه هنگام دریافت پیام، یا حساسیت افراطی به دایرکتها، بهسرعت بذر بدبینی را میکارد و تلفن همراه را به یک «گاوصندوق شخصی» رقیب تبدیل میکند.»
فرمولهای درست را بشناسیم
بزرگترین اشتباه سیاستگذاران و خانوادهها این است که فکر میکنند با مدلهای قدیمی و رویکردهای سنتی (مانند منعکردن، دعوا، یا کنترل پلیسی و مچگیری) میتوان این فضای جدید را مدیریت کرد.
قانونگذاری بدون درک معنای امروزین حریم خصوصی و خانه شبکهای محکوم به شکست است. ما نیازمند یک «هوشیاری و سواد ارتباطی جدید» هستیم. حجاری هشدار میدهد: «پادزهر چالشهای خانواده شبکهای، تکنولوژیهراسی یا حذف آن نیست، بلکه فرمولهای مدیریت آگاهانه است:
سریال دیدن به سبک خانواده شبکهای!
•گذار از کنش فردی به کنش مشترک دیجیتال: زوجین باید یاد بگیرند که فناوری را از یک «رقیب عاطفی» به یک «عامل انسجام» تبدیل کنند. تعریف پروژههای رسانهای مشترک (مثل تماشای آنلاین یک فیلم، بازیهای موبایلی دونفره، یا پیگیری علایق آموزشی همسو) ابزار دیجیتال را در خدمت رابطه قرار میدهد.
•مذاکره و توافق صریح بر سر مرزها: همسران باید به طور شفاف درباره قواعد حضور آنلاین خود گفتگو کنند. توافق بر سر اینکه چه چیزهایی از زندگی مشترک نباید در اینستاگرام منتشر شود و مشخص کردن حریم شخصی مجاز در پلتفرمها، جلو تعارضات عمیق را میگیرد.
ورود تلفن همراه ممنوع!
•احیای مرزهای فیزیکی خانه : زوجین باید به صورت توافقی، مرزهای فیزیکی خانه را احیا کنند. وضع قوانین توافقی مانند ممنوعیت ورود گوشی به اتاق خواب، کنار گذاشتن دستگاهها هنگام صرف غذا و اختصاص زمانهای طلایی بدون تکنولوژی برای گفتگوی عمیق چهرهبهچهره، امنیت روانی رابطه را بازمیگرداند.
•اتکای صمیمیت مجازی به اعتماد فیزیکی: اعتماد در دنیای شبکهای، امتدادِ هنجارهای زیست واقعی است. زوجینی که در فضای فیزیکی تعامل باز، همدلی، تعهد و مسئولیتپذیری دارند، رفتارهای آنلاین یکدیگر را بدبینانه تفسیر نمیکنند.
جامعه امروز ایران، ناگزیر از زیست دیجیتال است. حفظ ساختار عاطفی خانواده در عصر پلتفرمها، نیازمند پذیرش منطق «خانواده شبکهای» و مرزبندی آگاهانه و توافقی میان خلوت خانوادگی و هیاهوی جهان شبکه است.»
انتهای پیام/
نظر شما