با بررسی تاریخی نقش زنان در ساخت اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی آنچه بهکرات به چشم میخورد سهم متفاوت زنان در میدان سیاست در مقایسه دوران مبارزه با دوران ثبات جمهوری اسلامی است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، هر قدر دوران مبارزات انقلابی شاهد شکوفایی و رسمیت یافتن جایگاه اجتماعی زنان تا سر حد سختترین مقاومتها و تحمل شکنجههاست، دوران پساانقلاب شاهد ایجاد علامت سؤالهای متعدد پیرامون محدوده و مرز این کنشگری از سوی پایگاههای سیاسی و فرهنگی مختلف است که با برخی ادله شرعی و برداشتهای فرهنگی سنتی همراه بوده است.
شاید اگر روشناندیشی و مکتب فقاهتی ویژه امام خمینی (ره) در همان سالهای اولیه انقلاب نبود، همان چند حرکت تحولآفرین زنان سیاستمدار هم ناکام میماند، بنابراین بهاجمال باید گفت هرچند زنان دوشادوش مردان در دوران مبارزه حضور فعالی در اجتماعات و تبلیغات و حتی تحمل شکنجهها و زندانی سیاسیشدنها داشتند، آنچه در فضای ثبات پس از انقلاب اسلامی اتفاق میافتد حضور اقلیتی از زنان در قالب تشکلهای دانشجویی، انجمنهای خیریهای و نهادهای فرهنگی بهویژه در حوزه تدریس و پژوهش در آموزشوپرورش و دانشگاهها و واگذاری بخش بزرگی از این ظرفیت به ساختارهای مردانه بوده است.
در ادامه مسیر، با وقوع جنگ و شرایط خاص آن دوران باز شاهد کنشگری جدی زنان در عرصه پشتیبانی فضای پشتجبهه و حتی مبارزه در خط مقدم و جانبازی و شهادت چند هزار بانوی ایثارگریم؛ اما در فضای پس از جنگ همچنان الگوی سابق تکرار میشود و زنان دوباره به خانهها برمیگردند و اقلیتی با صرف هزینههای زیاد عاطفی، جسمی، خانوادگی و مالی در صحنه کنشگری میدان سیاست و اجتماع باقی میمانند.
گویی جامعه مذهبی ایران عبادتگاه زن را در خانه و کار ویژه زن را خانهداری و مادری تعریف میکند و حضور اجتماعی را به قدر متیقنهای ضرورت شرعی کاهش میدهد.
ازسویدیگر بافت غیرمذهبی جامعه به دنبال احقاقحقوق اجتماعی ازدسترفته خود لابهلای مکاتب فمینیستی مسیریابی میکند و بدینترتیب حوزه زنان تبدیل به بستر قطبیشدگی اجتماعی و شکاف جریانهای فعالان حوزه زنان میشود.
شکافی که محدود به مسائل زنان نمیماند و در دهههای بعد سؤالهای بزرگتری پیرامون عدالت جنسیتی و کارکردهای حکمرانی مطرح میکند و به عامل تهدیدی برای اساس حکمرانی و ساخت سیاسی کشور در قالب شعار زن، زندگی، آزادی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی طرح نظریه الگوی سوم از سوی رهبر شهید انقلاب، با رویکردی هارمونیمحور و پویا نسبت به نقشهای مختلف زنان در ساحت رشد فردی، خانوادگی و کنش اجتماعی و تمدنی، افقی بلند برای نقشآفرینی اجتماعی زنان مسلمان میگشاید، بهگونهای که اتفاقاً کنشگری زنان در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی را نه صرفاً یک فضیلت که عمل به تکلیف دینی تلقی میکند.
درواقع گفتمان الگوی سوم بهمثابه میراث راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی مسیر حل تعارض میاننقشی و امکانسنجی جمع میان نقشهای متعدد را برای جامعه گشود و امضایی طلایی برای همه تلاشهایی بود که سالیان سال فعالان حوزه زنان بدون حمایت معنوی و مالی مدیران میانی دنبال میکردند و حالا در بالاترین سطح اداره کشور مهر تأییدی بر ظرفیتسازی و فرصتآفرینی برای تربیت حرفهای زنان و مادران در عرصههای موردنیاز کشور زده شده بود.
کافی است نیمنگاهی به فضای فرهنگی غالب در حوزههای علمیه بیندازید تا با عمق جسارت و بلندنظری رهبر شهید بهعنوان یک مرجع تقلید ممتاز پی ببرید.
همین نگاه روشنبینانه مسیر سیاستگذاری در حوزه زنان را متحول میسازد و ایجاد زیرساختهای پشتیبان برای حضور تخصصی مادران شاغل و کنشگر در دستور کار برنامههای توسعهای کشور و بهمرور روی میز دستگاههای اجرایی قرار میگیرد و شرایط برای حضور زنان متأهل و مادران در سازمانهای تخصصی تا حدی هموار میشود؛ هرچند قوانین نانوشته ساختار بوروکراتیک کشور همچنان در مواجهه با مادران شاغل و بانوان فعال اجتماعی دچار چالشهای متعدد فرهنگی و زیرساختی است.
در مسیر تاریخی کنشگری زنان مسلمان همواره دو جریان فکری هر یک بهنحوی این حرکت را دچار صدمه کردهاند؛ یکی جریان تندرویی در کشور که هر کنش اصلاحی زنانه را با برچسب فمینیسم تخریب و غیرقابلاجرا میسازد و بهصراحت اراده سیاسی برای حذف نام زنان در کلیه اسناد و قوانین بالادستی و جایگزینی کلمه خانواده با آن دارد و دیگری جریان غربگرا که اساساً در چهارچوب شریعت خود را تعریف نمیکند.
در این میان زن کنشگر انقلاب اسلامی راه دشواری برای پس زدن دو دیدگاه متحجرانه و متجددانه و حرکت در مسیر گفتمان الگوی سوم در پیش دارد؛ مسیری که با راهبری هوشمندانه حکمران شهید انقلاب تاحدی هموار شد.
اما افقگشاییهای رهبر شهید منحصر به مسیر رشد حرفهای زنان نبود؛ ایشان در دیدارهای مختلف ضمن اشاره به خلأهای قانونی و رویههای قضایی آشفته در مواجهه با پروندههای حقوقی و کیفری زنان، بهضرورت باز طراحی قوانین و فرایندهای قضایی در مسیر احقاق حقوق زنان و تأمین عدالت قضایی تأکید کردند، درحالیکه رویههای سنتی دادگاهها در موارد متعددی چه در حوزه حقوق خانواده و چه در حوزه صیانت از امنیت اجتماعی زنان، فاقد ابزارهای کافی برای اثبات ادله توسط زنان است و حتی خرده تلاشهای مجالس قانونگذاری برای تدوین قوانین حمایتی همیشه با موجی از کارشکنیها از سوی جریان متحجر و متجدد مواجه شده که به طور مشخص ناکامی مجالس و دولتها در تصویب قانون حفظ کرامت و امنیت زنان در برابر خشونت مشهود است.
در چنین موقعیتی گفتمان الگوی سوم بهمثابه ابتکار راهبردی رهبر شهید انقلاب در مواجهه با مسائل زنان بستری قابلدفاع برای صیانت از حقوق فردی و اجتماعی زنان در چهارچوب شریعت ارائه داد که بهجای نفی هویت مستقل زنانه یا ممزوج ساختن مطلق این هویت با نقشآفرینی خانوادگی در پی تکامل این هویت با موقعیتسنجی اولویتهای کنشگری و توسعه وجودی زنانه در مسیر عمل مؤمنانه و کنشگری مجاهدانه است.
حال این بار گران بر دوش بانوی مجاهد مسلمان است که به بسط ایده الگوی سوم در لایههای مختلف اجتماعی و ظرفیتسازی برای تحقق عملی این گفتمان در خلال چالشهای پیش رو بپردازد.
انتهای پیام/
نظر شما