پایان فرمانروایی خانواده همسر بر زندگی مشترک!

مدیریت دخالت‌های دلسوزانه یا حتی مخرب خانواده‌ها، نیازمند جنگیدن و قطع رابطه نیست؛ بلکه مهارتی حیاتی است که با یادگیری آن می‌توانید بدون ایجاد دلخوری، از استقلال و آرامش خانواده جدیدتان محافظت کنید.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، یکی از پرتکرارترین دغدغه‌های زوج‌ها در سال‌های ابتدایی ازدواج، نحوه تنظیم روابط با خانواده‌های دو طرف است؛ چالشی که اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند صمیمیت زوجین را به شدت تهدید کند. مهسا طالبی، روان‌درمانگر، معتقد است کلید حل این دغدغه در یادگیری مهارتی به نام «مرزگذاری سالم» نهفته است. در ادامه، پای صحبت‌های این روانشناس نشسته‌ایم تا راهکارهای او برای مدیریت این چالش را بشنویم.

همسرتان را انتخاب کنید، اما پدر و مادر را دور نیندازید!

بسیاری از افراد گمان می‌کنند مرزگذاری به معنای پس زدن خانواده‌ها است، در حالی که مهسا طالبی این تصور را از پایه اشتباه می‌داند. او در تعریف این مهارت می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که کیفیت زندگی مشترک را تعیین می‌کند، مرزگذاری سالم است. مرزگذاری هرگز به این معنا نیست که با خانواده همسر قطع رابطه کنیم یا به آن‌ها بی‌احترامی روا داریم؛ بلکه بدان معنا است که هر فرد بداند جایگاه، مسئولیت و حدود دخالتش در زندگی زوجین تا کجا است.»

این روان‌درمانگر با اشاره به تغییر ساختار روابط پس از ازدواج، توضیح می‌دهد: «از دیدگاه روان‌شناسی خانواده، پس از ازدواج سیستم جدیدی شکل می‌گیرد که به آن خانواده هسته‌ای می‌گوییم. در این سیستم جدید، همسر باید در اولویت عاطفی و تصمیم‌گیری قرار بگیرد. این اولویت‌بندی بسیار مهم است و البته به معنای کنار گذاشتن پدر و مادر نیست؛ بلکه هدف، ایجاد تعادل میان احترام به خانواده و حفظ استقلال زندگی مشترک است.»

پشت‌پرده ناتوانی همسرتان در «نه» گفتن به خانواده‌اش

وقتی مرزها کمرنگ می‌شوند، دخالت‌ها آغاز می‌شود. طالبی درباره پیامدهای این اتفاق می‌گوید: «زمانی که یکی از همسران نتواند مرزهای سالم را مشخص کند، والدین ممکن است ناخواسته یا حتی خواسته، وارد تصمیم‌های شخصی، مسائل مالی، تربیت فرزند یا اختلافات زناشویی شوند. در این حالت، همسر دیگر احساس می‌کند امنیت، آرامش و جایگاهش در رابطه تضعیف شده است.»

گاهی همسران تصور می‌کنند ناتوانی شریک زندگی‌شان در مرزگذاری، نشان‌دهنده بی‌علاقگی به آن‌ها است. این کارشناس با رد این مسئله، ریشه را در جای دیگری می‌بیند: «هنگامی که یک فرد نمی‌تواند این مرز را حفظ کند، معمولاً ریشه آن در وابستگی عاطفی، احساس گناه، ترس از ناراحت کردن والدین یا الگوهای مخرب تربیتی نهفته است. بنابراین، این موضوع بیش از آنکه نشانه بی‌علاقگی به همسر باشد، نشان‌دهنده مهارتی است که در وجود آن فرد رشد پیدا نکرده است؛ مهارتی که کاملاً قابل یادگیری و تقویت است و قرار نیست نسبت به آن ناامید باشیم.»

فرمول طلایی برای بستن پرونده دخالت‌ها، بدون دلخوری!

این کارشناس خانواده برای اجرای عملی این مهارت، یک الگوی رفتاری ساده و محترمانه ارائه می‌دهد: «نکته بسیار مهم این است که مرزگذاری، به معنای مقابله و جنگیدن با خانواده‌ها نیست. هنر مرزگذاری یعنی من بتوانم با احترام کامل به خانواده بگویم: از محبت و نگرانی شما سپاسگزارم، اما تصمیم نهایی درباره زندگی مشترکمان را خودمان می‌گیریم.»

طالبی تأکید می‌کند که نیازی به انتخاب میان همسر و خانواده نیست: «رابطه‌ای سالم است که در آن هر دو نفر احساس کنند شریک زندگی‌شان در کنار آن‌ها ایستاده و محافظ زندگی و رابطه‌شان است. هیچ‌یک از زوجین نباید مجبور شوند میان همسر و خانواده‌شان یکی را انتخاب کنند؛ بلکه باید بیاموزند با حفظ احترام والدین، از مرزهای زندگی مشترک خود محافظت کنند.»

پایان تلخی که در انتظار زوج‌های «بی‌مرز» است

در نهایت، این روان‌درمانگر درباره عواقب جدی نگرفتن این مهارت هشدار می‌دهد: «اگر این مرزگذاری‌های سالم و مراقبت‌ها به‌موقع شکل نگیرد، اختلاف‌های کوچک آرام‌آرام به دلخوری‌های عمیق، کاهش صمیمیت و فرسودگی عاطفی میان زوجین تبدیل می‌شود. اما زمانی که زوجین یاد می‌گیرند به عنوان یک تیم عمل کنند و مفهوم واقعی زندگی مشترک را درک کنند، نه تنها رابطه‌شان قوی‌تر می‌شود، بلکه ارتباطشان با خانواده‌ها نیز سالم‌تر و محترمانه‌تر پیش می‌رود.»

او صحبت‌هایش را با این نکته طلایی به پایان می‌رساند: «هیچ‌گاه نباید فراموش کنیم که مرزگذاری به معنای دیوار کشیدن نیست؛ بلکه تعیین حد و حدودی است که احترام و آرامش ما را در زندگی مشترک رشد می‌دهد و تضمین می‌کند.»

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha