مدیر حوزه علمیه خواهران استان گلستان در یادداشتی به مناسبت چهلمین روز تدفین رهبر فرزانه انقلاب، ضمن تبیین ابعاد شجاعت و بصیرت ایشان در مواجهه با چالشهای جهانی، «بیانیه گام دوم» را نماد امیدبخشی و هویتسازی ایشان برای نسل جوان دانست.
بهگزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/گلستان، متن یادداشت خانم سیده نفیسه حسینی واعظ، مدیر حوزههای علمیه خواهران استان گلستان بهشرح زیر است؛
چهل روز است که زمین، سنگینیِ جای خالیِ او را بر شانههای خود احساس میکند. هنوز تصویر آن سیل خروشانِ جمعیت در روز تشییع و آن وداعِ بینظیر که گویی زمین و زمان را لرزاند، در ذهنها زنده است. انگار همین دیروز بود که پیکر مطهرش بر دوش ملتی عاشق و استوار، به خانه ابدی بدرقه شد.
چهل روز است که غبار این فراق بر جانِ انسانهای آزاده نشسته است؛ اما یاد او، در رهنمودها و کلمات حکیمانهاش، هر روز بیش از پیش در جان این ملت ریشه میدواند. در این چهلمین روزِ فراق، هنگامی که به سیره و منش او مینگریم، بیش از هر چیز، «شجاعت کمنظیر» او در کنار «حکمت سترگ»ش، دل و ذهن ما را به تأمل وامیدارد.
شجاعت؛ نه در فریاد، که در ایستادگی
شجاعت، واژهای است که در قاموس سیاستِ جهان، اغلب با هیاهوی رسانهای، تهدیدهای نظامی و نمایشهای پرزرقوبرقِ قدرت تعریف میشود؛ اما در تماشای سیره رهبری حکیم انقلاب، شجاعت معنایی دیگر مییابد.
شجاعت او از جنس «اطمینان» بود؛ اطمینانی ژرف و ریشهدار که در دلِ سختترین طوفانهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی، هیچ بادی توانِ لرزاندنش را نداشت.
برای ما که در مکتب طلبگی، درس تقوا و جهاد میآموزیم، شجاعت او بیش از هر چیز در «مواجهه با حقیقت» جلوهگر بود. شجاعتش نه در رجزخوانی و هیاهو، بلکه در «نهراسیدن از تنهایی در مسیر حق» معنا میشد. در روزگاری که دنیای استکبار با همه توان رسانهای خود میکوشید محاسبات ملتها را دگرگون کند، او با صلابت بر مواضع اصولی انقلاب پای میفشرد؛ چنانکه گویی هیچ قدرتی در جهان، توان خدشهدار کردن ایمان و ارادهاش را ندارد.
این شجاعت، ریشه در همان سکینه قلبی داشت که در لحظههای خطیرِ تاریخ انقلاب، همواره همراه او بود.
بصیرت؛ بازوی شجاعت
شجاعتِ بیبصیرت، شمشیری تیز در دست نادانی است؛ اما شجاعت او با «بصیرتی نافذ» درآمیخته بود. شجاعتش، شجاعتِ جراحی بود که در حساسترین لحظه، با تکیه بر دانش و حکمت، تیغ را بر پیکر فتنه مینهد؛ کسی که در میانه میدان، پیش از آنکه دشمن گام بعدی خود را بردارد، آن را میشناسد و برای مقابله با آن، راهبردی سنجیده طراحی میکند.
این درایت را میتوان بهروشنی در «بیانیه گام دوم» دید. شجاعت او در اینجا، شجاعتِ «امید بخشیدن به آینده» در میانه سیاهنماییها و ناامیدسازیهای جهانی بود. اینکه رهبری در چهلسالگی یک انقلاب، با چنین اعتماد و استواری از «افقهای روشن» و «تولید قدرت نرم» سخن بگوید، نشان از قلبی دارد که در حصار دشواریهای روزمره گرفتار نشده است.
او به جوانان ما شجاعتِ «شکستن بتهای ذهنی» را آموخت؛ اینکه باور کنیم میتوانیم، میتوانیم قلهها را فتح کنیم و میتوانیم تمدنساز باشیم.
میراث ماندگار؛ شجاعت در تمدنسازی
ما از شجاعت او، «مکتب مبارزه» را آموختیم. او به ما یاد داد که شجاعت، تنها فریاد زدن نیست؛ بلکه تشخیصِ بهموقعِ این حقیقت است که کجا باید سکوت کرد و کجا باید فریاد زد. او در تمام این سالها، با شجاعتی ستودنی از «کرسیهای آزاداندیشی» دفاع کرد و نقد را نهتنها تحمل، بلکه تشویق میکرد.
در نهایت، شجاعت او فراتر از عرصههای سیاسی و نظامی، شجاعتِ «حفظ هویت» بود. او در دنیای پرتحول امروز، چراغ فرهنگ و ایمان ما را روشن نگاه داشت. این میراث شجاعت، در کنار بیانیه گام دوم، نقشه راهی است برای ما تا در مسیر تمدن نوین اسلامی گام برداریم.
چهل روز است که او در میان ما نیست؛ اما راه شجاعتی که ترسیم کرد، همچنان زنده و پیش روی ماست؛ راهی که به ما میآموزد خدا بزرگتر از همه تحریمها، تهدیدها و قدرتهای پوشالی جهان است. و این، شاید بزرگترین درسی باشد که از او به یادگار مانده است
انتهای پیام/
نظر شما